“…اگر بخواهم در یک جمله نظرم را در باره رمان ” شام با کارولین ” بگویم،
همین کافی است که بگویم :
پس از دریافت کتاب از پست، تا پایانش نرساندم، نه آن را که با ولع گشوده بودم
بستم و نه به خانه بر گشتم.
در کنج خلوت قهوه خانه ای نزدیک پستخانه، نشستم و قهوه ای خوردم و سپس ناهار و در پایان
به یاد قهرمان ناکام قصه و به شادی استاد گرامی ام صفریان آبجوئی نوشیدم و همراه ایشان و آقای جفرسن
اشک ربختم و اشک ریختم تا خواندن ” شام با کارولین ” را به پایان رساندم.
افسوس که من در نوشتن نقد ادبی دستی ندارم و نمی توانم این کتاب خوب و خواندنی را نقد کنم. کتابی که بنا به نوشته خودتان اولین رمان شماست، آنچنان جذاب و پر کشش است که من در حین خوردن ناهار هم نتوانستم دست از خواندن آن بر دارم.
امیدوارم اهل نظر و احباب قلم که در نقد ادبی دست دارند، این کتاب را به نقد بکشندو آنطور که شایسته است آن را به علاقممندان
ادبیات ایران معرفی کنند. “