یدالله

حرمت هر نویسنده وشاعری در هر سن و سالی ، جز اصول اخلاقی هر جامعه است . باید یاد بگیریم بهم احترام بگذاریم و در همه حال دوستانه با هم برخورد کنیم . انتقاد مخرب ، تحقیر کننده یا خصومت آمیز که هدف آن عیبجوئی است و به شکلی غیر منصفانه ، فقط روی نقاط ضعف انگشت می گذارد .
انتقاد نا درست احتمال رشد و پیشرفت را از بین می برد . این شیوه با تمرکز بر روی اعمال گذشته فرد ، روزنه هر نوع جبران و پرهیز از خطا را می بندد .
می گویند : نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشتی است که ارزش ان را باید دانست برای آنکه انتقادات سازنده باشد واز آن احساس خشنودی کنیم ، باید به یک پرسش کلیدی پاسخ دهیم . اطلاعاتی راکه می خواهیم به فرد مخاطب بدهیم ، چگونه بیان کنیم که از یک طرف مخاطب ما ، ان را بپذیرد و از آن سود ببرد واز طرف دیگر به بهبود روابط ما با اوکمک کند .
به عبارت دیگر « چه بگوئیم » ؟ و « چگونه بگوئیم » این پرسش ، اساسی مساله را از عیجوئی به حل مشکل تغییری می دهد . برای طرح یک انتقاد سازنده و مؤثر باید موارد ذیل را مد نظر داشته باشیم .
رفتار مورد انتقاد را مشخص کنیم . انتقاد خود را تا حد واضح و مشخص بیان کنیم . اطمینان حاصل کنیم که اعمال ورفتاری را که مورد انتقاد قرار میدهیم قابل تغییر است . در غیر این صورت از انتقاد صرف نظر کنیم.
از عبارت « نظر شخصی من این است » استفاده کنیم واز تحمیل نظرات خود بپرهیزیم . بکوشیم انگیزه هائی برای تغییر رفتار پیدا کنیم وخود را متعهد بدانیم که انتقاد شونده رادر حل مشکلش کمک کنیم .
اجازه ندهیم گفته هایمان از احساسات منفی ما که ضد « شعر نو» است رنگ بگیرد . مواظب باشیم کلام ما خشن و طعنه آمیز نباشد .
حالت و رفتار ما در نوشته هایمان می بایست گفته های مارا تقویت کند نه آنکه آنها را نفی کند . اگر از تاریخ تحول شعر در ادبیات فارسی و تاریخ پیدایش شعر نو ، و یا شعر سپید ، اوزان نیمائی بی خبریم ، قدری در این مورد مطالعه کنیم واطلاعاتی کسب کنیم وبا تاریخچه شعر نو آشنائی یابیم ، سپس قلم بطلان بر داریم وکاغذی را سیاه کنیم و به تایید وامضاء کسانی که پای آن شعر صحه گذاشته ویا تمجید کرده اند تهین نکنیم و احترام بگذاریم . توهین به شاعر یعنی توهین به امضاء کسانی که از آن شعر خوششان آمده است . کلام آخر آن که بیائید شتابزده انتقاد نکنیم .