%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2
کتابِ

دوربین، حرکت…کات
آنچه بر من گذشت
خاطرات مهدی رئیس فیروز
نوسنده، کارگردان، بازیگر
ناشر: انتشارات سرزمین اهورائی
در ۱۶۶ صفحه نوشته و ۱۹ صفحه عکس که حدود ۸۴ قطعه عکس را شامل می شود
یکی از خواندنی ترین کتابی هائی است که اخیرن سعادت خواندنش را داشته ام
استادی چنین بزرگوار با گنجینه ای درخشان از فعالیت های سینمائی و کارگردانی برای شرمندگی من با چنین نوشته ای :
” تقدیم به جناب دکتر محمود صفریان
نویسنده ای که خوب می اندیشد و خوبتر می نویسد “
یک جلدش را به من هدیه داده است
با خواندن آن برای خودم متاسفم شدم که چرا تا کنون چنین بزرگواری را کشف نکرده بودم و حالا که سنی از او گذشته و شاید هم ” آرد بیزش ” را آویخته است و آن هم با هدیه ای که به من داده توانسته ام به این غبن بزرگ واقف شوم.
نوشته های این کتاب که بصورت روایت های کوتاه نقل شده است دلپذیر و خواندنی است.
کتاب با سر فصل ” حالات ناشناخته ” شروع می شود
( پس ازچند سال دوری و بی خبری وقتی نگاهمان درهم افتاد دلم یکباره فرو ریخت. وای که چقدر غییر کرده بود….)
می نویسد:
( دیپلمم را که گرفتم با همه ی شوق تصمیم گرفتم حقوق بخوانم تا وکیل بشوم ….یک روز که با شور و شوق در باغ نارنج پشت خانه مان قدم می زدیم و من به رسم یاد بود بر گوشه ی دستمال صورتی رنگش که در دستم بود گره می زدم ناگهان ایستاد خیره در چشمانم نگاه کرد و گفت …من اگر یک روز بخواهم ازدواج کنم حتمن زن کسی می شوم که هنر پیشه باشد. من از دکتر و مهندس و وکیل و این جور کارها هیچ خوشم نمی یاد…)

(…بدون اینکه خودم بخواهم به هنرپیشگی علاقه مند شده بودم و در دل به آن معبودی که این شعله را در وجودم برافروخته بود آفرین می گفتم و آرزو داشتم او هم در این شیفتگی با من شریک می شد…)

خواندنی زیاد دارد. پیشنهاد می کنم اگر کتاب خوان هستید حتمن آن را بخوانید.