کتابی در ۶۳۱ صفحه
با جلد مقوائی اس و قس دار
ناشر: شرکت کتاب
چاپ نخست، بهار ۲۰۱۲ میلادی – ۱۳۹۱ هجری –
موضوع کتاب : طرح هائی از یک زندگی نامه با بیش از ۷۰ موضوع با بخش یا قسمت خواندنی.
شامل همه ی وقایعی که در زندگی نویسنده رخ داده است و یا ناظر بوده و یا شنیده است با نثری بسیاربی تکلف و خواندنی.
مطالبی از رخداد های سیاسی – صحبت در مورد شخصیت های سیاسی، نویسندگان و شعرائی که هم عصر او بوده اند و بنحوی با زندگی او ارتباط داشته اند. از بیژن مفید – سعیدی سیر جانی – نلسون ماندلا – نادر نادر پور – سهراب سپهری – آنتوان دو سن اگزوپری – تقی مدرسی – و…
و مصاحبه و گفتگوهائی با:
شاپور بختیار – حسین علیزاده – احمد شاملو – بزرگ علوی در باره صادق هدایت – محمود دولت آبادی – فروغ فرخزاد – نصرت رحمانی – فریدون مشیری – مهدی اخوان ثالث …
و بسیاری مطالب دیگر.
ایرج گرگین حدود پنجاه سال در متن سمت های چون روزنامه نگاری، گویندگی اخبار، هنرپیشگی ، گزارشگر و تهیه کننده، بوده است…
کار در روزنامه کیهان ،کار در رادیو ایران ، تهیه کننده و مجری برنامه ” صدای شاعر “در برنامه دوم رایو ایران نیز از فعالیت های او بوده است.
این کتابی یگانه است در مورد بسیاری از رخداد های گذشته کشورمان، که با حفظ امانت تحریر شده است، خواندن آن را به علاقمندان ِ آّگاهی از این وقایع ،توصیه می کنم.
” روزی که مرحوم سیرجانی به دعوت من برای مصاحبه به فرستنده تلویزون
International Chanel
درلس آنجلس آمد، من پیش از صحبت با او در برنامه ام ” چشم انداز ” گفتاری داشتم .
مرحوم سعیدی این گفتار را بسیار پسندید و از من خواست تا نسخه ای از آن را به او بدهم
موضوع این گفتار وضع روشنفکر ایرانی در طول تاریخ بود.
در آن روز من به دقت در نیافتم که چه نکته ای در این گفتار چنین مورد پسند او قرار گرفته است.
اکنون حدود سه سال پس از آن زمان، آن گفتار را عینن در اینجا به عنوان مقدمه ای برای صحبتم نقل می کنم ، مطلب این است:
***
در جائی از بخش :
نقش روشنفکران می نویسد:
” دردوران اخیر، بسیاری از جوانان ما و هوا داران عقاید مختلف سیاسی، برخی از مبارزان سیاسی را که احتمالن به نویسندگی نیز پرداخته اند یا شعر سروده اند، اما در ارزش ادبی کارشان تردید بسیاروجود دارد، بسی بزرگ کرده و سر مشق قرار داده اند. و آن سو بسیاری را که به راستی ادیب و هنرمند بوده اند، اما یا به سیاست نپرداخته اند یا حتا در جبهه ای مخالف قرار داشته اند قابل اعتنا نمی دانن. این امری نادرست است که دلیل آن را باز هم در تعصب افراط گرایانه، یا عدم بلوغ فکری و اجتماعی باید جستجو کرد.
در بخش
نقش شخصیت ها
چنین می نویسد:
” چنین به نظر می رسد که با پایان یافتن قرن، دوران شخصیت های پر جاذبه در مقام رهبری کشور ها، و عصر مردان و زنان بزرگ و فرزانه که ملت های خود را در پیکار های سر نوشت ساز به سوی صلح و ثبات و پیشرفت رهنمون شوند نیز در حال پایان یافتن است.
در صفحه ۳۲۷ تحت عنوان:
” ناگه دلم ریخت، افسرد ”
” خانم ها، آقایان
با آنکه شب، شهر را دیر گاهی است
با ابر ها و نفس دود هایش
تاریک و سرد و مه آلود کرده است
و سایه ها را ربوده ست و نا بود کرده است
اما هفت سال پیش در این روز ها بود که ناگهان دریافتیم که غروب دو ستاره، ژرفای شب های ما را چنین بیش کرده است.
و
دل های ما ریخت، افسرد افسرد
این سو کمین گاه وحشت،
آنسو، هیولای هوول…
ماکه سالها بود با سایه های خسته ی خود افتان و خیزان از کوچه پس کوچه ها می گذشتیم
به چشم دیدیم که:
ره تیره تر شد
دیگر نه دست و نه دیوار ،
دیگر نه دیوار، نه دوست
و ز هیچ یک هیچ مهری نه برما!
آری هفت سال گذشته است، از غروب عمر خانلری
شاعر، زبان شناس، نویسند، ناشر، مدیر، سیاستمدار، دانشمند و پژوهش گری که سوای آثار و تحقیقات با ارزش ادبی و مقالات و نوشته ها و شعر های فراموش نشدنی اش ، شاید بیش از هر ادیب و شخصیت ادبی دوران در ایجاد فضائی برای پرورش و پیشرفت ذوق و اندیشه ی شاعران و نویسندگان و هنر مندان کوشید و در این زمینه، وجود او تاثیر گذار بود.
و نیز هفت سال است که ” م. امید ” روی در نقاب خاک کشیده است.
آن همشهری فردوسی، آن قاصد تجربه های مهم تلخ و راوی قصه های رفته از یاد آن شاعر بزرگ که از دریچه های روبه روی هم سخن گفت و رفتن او یکی از آن دریچه ها را بست و دل ما را شکست.
***
به راستی این کتاب دریائی از مطلب است. مطالبی بسیار خواندنی.
تنظیم آن حاصل سه سال از تلاش زنده باد ایرج گرگین است
او بخاطر ابتلا به سرطان روده بزرگ در صبح جمعه ۲۳ دیماه ۱۳۹۰ در ویرجینیا درگذشت و انتشار این کتاب را ندید
پیکر او را در گورستان
Forest lawn
در لس آنجلس به خاک سپردند.
امید و آزادی نام دو رادیوئی است که ایرج گرگین بنیاد نهاد.