کتاب ” شام با کارولین ” در بین کتاب های محمود صفریان، مجموعه داستان نیست. یک داستان است. یا در حقیقت اولین رمان کوتاهی است که نوشته است و بر پایه آمار مورد استقبال خوانندگان نیز قرار گرفته است.
البته در آینده نزدیکی دومین رمان او با نام ” فصلی دیگر ” منتشر خواهد شد.
” شام با کارولین ” در ۷ فصل است که فصل اول آن ” شام با کارولین ” است فصلی که هم نام کتاب از آن گرفته شده است و هم، همه ی ماجراها و فراز و نشیب های بعدی از آن شام شروع شده است .
چیدمان واژه ها در نثر این کتاب خواننده را خوش می آید و کشش خاصی دارد، به این تکه توجه کنید

 ” بعد از آن واقعه، دیگر با هواپیما پرواز نکردم، و مدتها به بها نه مریضى و انواع دیگرگرفتاریها از کارم فاصله گرفتم. کمى که آرام شدم و خودم را پیدا کردم، آمدم اینجا در این شهر، تا مدتى را با پدرم باشم، با این امید که ذهنم را مشغول کنم. چقدر به مادرى نیاز داشتم، تا به من آرامش بدهد، تا مشکلات را برایم کوچک کند. تا دست مهربانش را به سرم بکشد، که نبود، سالها قبل رفته بود. و در این شبهاى تنهائى، در این رستوران بود که براى اولین بار تو را دیدم. چه شباهتى! مدتها به تو و حرکاتت خیره مى شدم. ولى هر بار تا مى آمدم رویایم را جمع وجور کنم و به آن شکل بدهم، مى رفتى، تو زود نمى رفتى، من بیشتر احتیاج داشتم. شبهائى که تنها نبودى، بخصوص با آن خانم که مى آمدى، بى دلیل دل تنگ مى شدم. به دنبال فرصت مى گشتم تا ساعاتى را با تو تنها باشم، تا از نزیک ببینمت، تا بیاد او با تو حرف بزنم. و امشب جورشد. ”
می توان گفت ضمنن کتابی است که رخداد هایش همه در خارج از کشور بوده است و شاید بتواند نمونه ای ازادبیات در هجرت باشد.
بجز ” امیر ” که یکی از آدم های اصلی داستان است بقیه همه خارجی هستند. و راوی که از زبان امیر حرف می زند به گمان من داستانی اگر نه کاملن ولی واقعی را بیان می کند، چرا که رستوران ” مونتاناس ” که اولین جرقه در آنجا زده می شود رستورانی واقعی است و کماکان دایر است.
با هجرت انبوهی که داشته ایم به روایتی شام با کارولین زندگی یکی از آن ها را می نمایاند و نشان می دهد که بسیاری از آن ها توانسته اند در جامعه جدید خود را جا بیندازند و حتا بسیار هم موفق باشند.
بنظر من موفقیت ” امیر ” به دوعلت اساسی بوده است.
هم زبان انگلیسی را بسیار فصیح و بی لهجه می دانسته و هم حرفه ای را که در دانشگاه
داشته تدریس زبان فارسی بوده است که کم مشتاق ندارد. و این دو وقتی میخورد دست جوانی و خونگرمی که کم و بیش از صفات حسته ایرانی هاست او را نه تنها موفق که محبوب هم می کند، و راه به دوستی با رئیس دانشگاه می برد.
دکتر محمود صفریان به خوبی توانسته است انسجام و روند مورد پسند خواننده به داستان بدهد ونثری بنمایاند که سوار بر داستان راه به قلب های خوانندگان بیابد
شام با کارولین نمونه یک رمان خواندنی پر کشش و بدون زیاده گوئی است
پنج کتاب