محمد غفاری زاده کاشان است و در خانواده ای هنرمند و هنر دوست پرورش یافته است.عموی او صنیع الملک و برادر بزرگش “ابوتراب غفاری ” از

نقاشان معروف زمان خود بودند.

او در پانزده سالگی به تهران آمد و به مدرسه دارالفنون رفت و به مدت سه سال به کسب علم و هنر پرداخت و در پایان سه سال بود که روزی ناصرالدین

شاه به بازدید دارالفنون رفت، و چشمش به تابلوئی از او افتاد که از رئیس مدرسه دارالفنون ” اعتماد السلطنه ” چهره پردازی کرده بود. شیفته کار او شد. دستور داد در ساختمان ” شمس العماره ” اتاقی به او بدهند، تا بدون دغدغه به کارش مشغول شود. اقانت او در شمس العماره چهار سال به درازا کشید. حاصل کار او در این مدت حدود ۱۷۰ تابلو از جمله یکی از شاهکار های او، تابلوی ” تالار آئینه ” است که در موزه کاخ گلستان نگهداری می شود.و در این زمان لقب ” کمال الملک ” نیز به داده شد.

از دیگر فراگیری های او در دارالفنون، زبان فرانسه است، که بعد ها به تکمیل آن پرداخت. با فراگیری کامل زبان فرانسه، عازم اروپا شد و سه سال دیگر از عمرش را در شهر های: رم – فلورانس – و پاریس گذراند، سه سالی که در شکوفائی بیشتر هنر او نقشی به سزا داشت است.

در این زمان در موزه های ” لوور ” ، ” ورسای ” و موزه شهر رم به کپی برداری از تابلو های معروف پرداخت.) به تعداد دوازده عدد که تمامن موجود است (

به توصیه مظقرالدین شاه ” در سفرش به اروپا ” فرنگ!”، کمال الملک به ایران باز گشت و خدمتی ارزنده و ماندگار با بنیان مدرسه ” صنایع مستظرفه ” به ظهور رساند. این مدرسه بتدریج توسعه یافت و بخش هائی چون: مجسمه سازی، منبت کاری، حجاری و قالی بافی نیز به آن افزوده شد.و هنر آموزان زیادی را پرورش داد که در راه باروری هنر های مختلف کوشا شدند.

هنر و ارزش کار او در حدی بود که هر گاه به دلایلی آزرده می شد و پایتخت را ترک می کرد، اتفاق می افتاد که شخص ناصرالدین شاه و بعدن مظفرالدین شاه به دیدارش می رفتند و از او دلجوئی می کردند.

کمال الملک، مرد آزاده ای بود که با شروع وزش نسیم آزادی خواهی به جنبش مشروطه پیوست و دست به انتشار مقالاتی در حمایت ازآن زد.

او به آثار ” رامبراند ” – رافائل – ولاسکز – تی سیان و واندیک علاقه داشت تا جائی که به دوستانش می گفت:

“… از این پس در نقاشی سرو کارمان با ” رامبراند ” است و در شعر با ” حافظ “

حاصل سفر او به ” بین النهرین ” شاهکار هائی چون “یهودیان فالگیر بغدادی “- “زرگر بغدادی و شاگردش “و “میدان کربلا ” است.

او در سال ۱۳۰۷ شمسی از دست فشار های دولتی به ” حسن آباد نیشابور رفت و “به روایتی تبعید شد ” و تا آخر عمر که دوازده سال و اندی طول

کشید، در آنجا بود.

و سر انجام در مرداد ۱۳۱۹ شمسی در تبعید در گذشت.

به هنگام انتشار کتاب “چشمهایش ” اثر بسیار پر خواننده، زنده یاد ” بزرگ علوی ” شایع شد که بریده ای از زندگی کمال الملک است.و گمانه زنی آن بود که استاد ” ماکان ” در این کتاب خود اوست.