اولی: می دونی نهادینه یعنی چی؟
دومی: باز شروع کردی؟
اولی: چند کلمه هم حرف نزنیم که می ترکیم.
دومی: بگو.
اولی : پرسیدم، نهادینه یعنی چی؟
دومی: یعنی عادت کردن
اولی: فقط؟
دومی: چه می دونم، یعنی عادی شدن، یعنی تن دادن، یعنی قبول کردن، یعنی پذیرفتن، یعنی جزو ذات شدن، یعنی…
اولی: دور بر ندار.
دومی: پر سیدی، گفتم، ایراد گرفتی، توضیح دادم.
اولی: مثال بزن.
دومی: مثل علاقه من به تو
اولی : دیگه؟
دومی :مثال فراوان است، مگه داری دفتر لغت درست می کنی؟
اولی: از ” یار ” بگو
دومی: از “یار ” یا از ” دیار ” ؟
اولی: از آنجا بگو که هر دو مشکل دارند. آنجا پر از تازه های نا خواسته ای ست که مدتها است نهادینه شده اند.
دومی: آنجا خود آقایان دارند نهادینه می شوند، و بسیاری از قوانین و مقراراتشان…مثل قوانین قصاص، ظلم حجاب اجباری، اینکه زن ها
حقی ندارند. و…
اولی: و مثل: دروغ….