وضع نشر کتاب در کشور ما و گستاخی لگلم گسیخته ار شاد به مرحله ی تحقیر و توهین و زور و جبر و قلدری رسیده است
ونشانگر  ملتی است که با تمام قد تسلیم شده است.

نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را که هر ساله در اردیبهشت ماه برگزار می‌شود، می‌توان مهم‌ترین رویداد فرهنگی کشور دانست. باعث شرمندگی و تاسف است که در این مهم‌ترین و معتبر‌ترین رویداد فرهنگی کشور، سیاست از فرهنگ پررنگ‌تر می‌شود. این سیاست‌زدگی و امنیتی کردن فرهنگ نه تنها به نفع هیچ‌کس نیست، بلکه باعث ایجاد سوءتفاهم در فضای فرهنگی کشور می‌شود.
هر ساله در آستانهٔ نمایشگاه کتاب زمزمه‌های توقیف آثار صادق هدایت، صادق چوبک، فروغ فرخزاد، عباس معروفی، علی‌اشرف درویشیان و تعداد زیادی نام دیگر، که در لیست سیاه هستند به گوش می‌رسد. امسال، طبق اعلام خبرگزاری مهر هجده عنوان از کتاب‌های نشر چشمه توقیف شده و ناشر حق فروش پانزده عنوان از کتاب‌های علی‌اشرف درویشیان را به علاوهٔ سه عنوان کتاب دیگر ندارد. در میان کتاب‌های توقیف‌شدهٔ علی‌اشرف درویشیان نام کتاب ارجمند «افسانه‌ها و متل‌های کردی» که‌‌ همان طور که از نام‌اش پیداست ثبت فرهنگ شفاهی هموطنان شریف کردمان است، به چشم می‌خورد. علت چیست؟ حذف بخش‌هایی از فرهنگ به ضرر چه کسانی است؟ مولف؟ ناشر؟ مردم؟‌ای کاش حداقل این حذف‌ها و توقیف‌ها ضابطه‌مند باشد و صرفن نام مولف در این توقیف‌ها موثر نباشد. متاسفانه هیچ ضابطهٔ مشخص و معینی برای این توقیف‌ها وجود ندارد. حتی اگر بشود ذیل دو عنوان کلی تمامیت ارضی و امنیت ملی به حذف فرهنگ پرداخت، کتاب مذکور کدام موضوع را نادیده می‌گیرد؟ تمامیت ارضی یا امنیت ملی را؟ باید ضوابط و قواعدی وجود داشته باشد. یکی از ضوابطی که در ارائه و فروش کتاب‌های ناشران وجود دارد این است که ناشر موظف است کتاب‌هایی را که در سه سال اخیر منتشر کرده است در غرفه به فروش رساند. این در حالی است که از میان کتاب‌های توقیفی نشر چشمه، چاپ دوم از جلد چهارم داستان‌های محبوب من (علی‌اشرف درویشیان) به سال ۱۳۸۸ و چاپ پنجم از کتاب افسانه‌ها و متل‌های کردی به سال ۱۳۸۷ برمی‌گردد. اضافه کنید به این لیست کتاب‌های توقیفی، نگران نباش (مهسا محب‌علی، چاپ نهم، ۱۳۸۹)، بطالت (احسان نوروزی، چاپ دوم، ۱۳۸۷) و شمایل تاریک کاخ‌ها (حسین سناپور، چاپ دوم، ۱۳۸۹) را. این توقیف‌ها بر چه مبنا و ضوابطی است؟ چرا در سال گذشته ناشر حق فروش «نگران نباش» و «احتمالن گم شده‌ام» (سارا سالار) را داشته است ولی امسال خیر؟ کدام معیار‌ها و ضوابط عوض شده است؟ آیا اصلن معیار و ضابطه‌ای وجود داشته یا صرفن سلیقهٔ دولتمردان تعیین‌کننده است؟ و متاسفانه جالب اینجاست که دو کتاب اخیر از پرخواننده‌ترین کتاب‌های ادبیات داستانی در سال‌های گذشته بوده‌اند.
تازه این‌ها فقط کتاب‌های توقیفی نشر چشمه بودند. علاوه بر این‌ها، از فروش برخی کتاب‌های نشر پرسش، مهتاب، ثالث و انتشارات کتاب آبی و کتابسرا جلوگیری شده است که نام این کتاب‌ها در خبرگزاری‌ها آمده است.
عدم حضور برخی از ناشران معتبر در زمینه چاپ و نشر کتاب که طبق گفته وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی تعدادشان از انگشتان دو دست هم تجاوز نمی‌کند، نکتهٔ دیگری است که در فضای پر سوء تفاهم این روزهای نمایشگاه کتاب تهران اضافه می‌شود. در میان ناشرانی که به دلیل ضوابط سخت‌گیرانهٔ وزارت ارشاد در نمایشگاه حضور ندارند نام‌هایی به چشم می‌خورند که عدم حضورشان جای تاسف دارد. یکی از این ضوابط این است که ناشران متقاضی حضور در نمایشگاه، می‌بایست در سال گذشته حداقل سی و پنج عنوان کتاب چاپ کرده باشند. این نوع نگاه که به طرز شگفت‌انگیزی کمیت کتاب‌های چاپ‌شده را بر کیفیت آن‌ها ترجیح می‌دهد مایهٔ بسی شگفتی است. هر ناشری می‌-تواند در طول یک سال حتی بیش از این عنوان کتاب چاپ کند. چاپ هزار بارهٔ «دیوان حافظ» و «بوستان سعدی» و کتاب‌های رنگارنگ آموزش آشپزی و ترجمه‌های جدید‌تر کتاب «قورباغه را قورت بده» واقعن کار سختی نیست. هم مجوز انتشارشان به سادگی صادر می‌شود و هم فروش خوبی دارند. اما متاسفانه با ضوابطی که وزارتخانهٔ محترم در نظر گرفته تعدادی از ناشران که خود را محدود به چاپ کتاب‌های ارزشمند و با کیفیت می‌کنند، از حضور در نمایشگاه باز می‌مانند.
فرهنگ از سیاست جدا نیست. نباید و نمی‌تواند هم باشد. اما کاش برای تصمیم‌گیری در عرصه‌های فرهنگی، کار را

رهنگیان در دست بگیرند و نه دولتمردان. نمی‌شود کتابی مجوز چاپ و نشر بگیرد و پس از چندین بار تجدید چاپ، مجوز نشر مجدد نگیرد. تعداد زیادی کتاب این گونه پشت درهای بسته ارشاد مانده‌اند. نمی‌شود کتابی مجوز چاپ و نشر بگیرد و بعد در نمایشگاه امکان فروش پیدا نکند. این یعنی یک بام و دو هوا. سیاسی شدن عرصه‌های فرهنگی به نفع هیچ‌کس نیست. حذف نام‌ها و کتاب‌ها به نفع هیچ‌کس نیست. ش‌تر سواری که دولا دولا نمی‌شود. وقتی کار فرهنگی می‌کنیم فرهنگ باید بر سیاست ارجح باشد. بسیاری از نام‌هایی که در لیست سیاه هستند. بخشی از هویت و فرهنگ تاریخی ما هستند. انکار کردنشان به انکار خودمان و هویتمان می‌انجامد. خودمان و هویت و فرهنگمان را انکار نکنیم.
از ادبیات ما