۱

تمدن

کلمه ی تمدن معانی مختلفی دارد که مربوط به پیدایش جوامع شهری یا شهر نشینی است. این کلمه ترجمه ی کلمه ی سیویلیزیشن انگلیسی است که در اصل از یونانی گرفته شده است.البته کشوری نظیر ایران به جهت قدمتی که دارد مآلا یک کشور متمدن به حساب می آید. زیرا از دیر باز شهر نشین شده بود.

فرهنگ

فرهنگ مقوله ی دیگری است . فرهنگ یک کشور به مجموعه ی از زبان ، دین ، آداب و رسوم ، سنت ، اخلاق ، رفتار و اد بیات گفته می شود.

زبان

زبان عاملی پویا است ، دائما خودش را تقویت و غنی می کند. زبان در جامعه شکل می گیرد به عبارت ساده تر زبان در کوچه و خیابان ساخته می‌شونه در مراکز علمی و فرهنگی. پس در باره ی زبان نباید زیاد حساسیت بخرج داد. مثلا در مورد کلماتی مانند رادیو ، تپپ تـلویزیون ، کی برد ، ماوس نباید حساسیت داشت . چند سال پیش فرهنگستان ایران ، برای کامپیوتر کلمه ی رایانه را مطرح کرد و به جای هلی کوپتر کلمه ی بالگرد را طرح نمود ولی عملا مردم به رایانه همان کامپیوتر و به بالگرد همان هلی کوپتر می گویند.

۲
بسیاری حتی نسبت به کلمه ی سلام حساسیت دارند و اصرار دارند که حتما بگویند درود .این کلمه سلام ایرانی شده است ، درست است که از عربی گرفته شده است . فرض کنید به جای سلام بگوئیم درود. به جای کلمات :مذاکره ،
مجادله ، مباحثه ، معامله ، معاشقه ، منازعه و هزاران کلمات دیگر چه بگوئیم . اگر دیوان اشعار بزرگانی چون حافظ و سعدی را بتکانیم تا لغات عربی آن بریزد ، میدانید چقدر از صفحات آن سفید خواهد شد. چه کسی می تواند ادعا کند که سایر کلمات فارسی از زبان های دیگر گرفته نشده است. باز خاطر نشان می کنم زبان یک موجود زنده است که دائما در حال رشد است.

دین

دین یکی از عوامل اصلی ، بنیاد های فرهنگی یک جامعه است. کاری به عمل کرد متولیان ادیان نداشته باشیم . آنچه مردم ، بخصوص اقشار مختلف در جوامع بشری را از بدی و بد کرداری بر حذر می دارد ، دستورات ادیان است. ادیان اثرات مهمی در فهم ابناء بشرو درک معنویت جوامع بشری داشته و دارند وخوشبختانه اثرات آن به صورت ژن در همه ی ما وجود دارد. زیرا همه ی ما طرفدار عدالت ، برابری ، صداقت ، راستی ، درستی ، محبت ، آزادی و آزادگی هستیم . بنده معتقدم که طرفداران ادیان مختلف، ودین باوران باید به اشتراکات ادیان دیگران توجه داشته باشند تا بتوانند به راحتی در کنار یکدیگر زندگی کنند.

آداب ورسوم

آداب ورسومی که به ملیت مربوط می شود باید تا آن جا که مقدوراست حفظ شود. مثلا جشن چهارشنبه سوری ایرانیان ، که در بسیاری از کشور ها هم طرفدارانی دارد ، فلسفه ای بسیار منطقی و معقول دارد. آتش و نور و روشنایی همواره برای بشراولیه محترم و مقدس بود. مثلا زرتشتیان آتش را مقد س می دانستند ولی آن را نمی پرستیدند. توجه داشته باشیم مقدس شمردن و پرستیدن دو مقوله ی کاملا متمایز اند.

اخلاق

اخلاق عاملی است تابع زمان. عملی که امروز از طرف جامعه مجاز شمرده می شود ، شاید ۱۰۰ سال پیش درست نبوده است. بنده در موضع قضاوت بد و خوبش نیستم ولی ما ناگزیر از پذیرش این تغیرات هستیم. به علت پیدایش تکنولوژی ، کشورها به هم نزدیک شده اند . همه ی مردم از فرهنگ های کشور ها ی دیگر مطلع اند. لذا بشر امروز حق خود می داند هر رفتار اجتماعی ای را که صلاح بداند برگزیند.
اما باور داشتن به عشق ، محبت ،انسانیت ، شرف ، آزادی ، آزادگی ، عدالت ، خرد ، فضیلت ، نیکی ،راستی ، جوانمردی و رشادت باید سر لوحه ی زندگی همه ی ما قرار گیرد . زیرا این موارد در هر زمان و در هرجامعه و در هر فرهنگی ، نه تنها پذیرفته است بلکه قابل ستایش می باشد .

ادبیات

شاید بیش از ۹۵ در صد ادبیات ما منحصر به شعر بوده است . البته از حدود ۸۰ سال پیش نثر نویسی به صورت داستان و رمان شروع شده بود. شاید بتوان گفت تنها نویسنده ی ایرانی که رمان ارزشمند چند جلدی نوشته است محود دولت آبادی می باشد که رمان با ارزش چند جلدی کلید ر را نوشت. و امروزه خانم های رمان نویس خوب هم در ایران داریم. زندگی امروز هم دیگر مجال خواندن رمان های قطور را به ما نمی دهد.شاید تنها رمان دنباله دار ۵۰ ساله ی اخیر جهان، کتاب های هری پاتر، از نویسنده ی توانای انگلیسی خانم جی، کی ،رولینگ می باشد.
۴
در ایران ادبیات، تقریبا به شعر منحصر می شود.بیش از ۹۰ در صد شعرای ما از روی اجبار یا برای لقمه ی چرب تر، زیبا ترین قصائد را در مدح شاهانی که یا مطلقا بی ارزش و یا کم ارزش بوده اند، سروده اند.

رودکی بزرگ مرد شعر فارسی نخستین شاعر ی بود که توانایی و ظرفیت عظیم و گسترده ی زبان فارسی را برای سرایش شعر به اثبات رسانید. این مرد با این همه عظمت ، آنچنان مداحی از ابو نصر سامانی کرد که حدی بر آن متصور نیست.او که از بزرگان شعر ایران است آنقدر مدح گفته است که به ثروتی بسیار دست یافت.

واما فردوسی. این بزرگ مرد ادب ایران ، به صله های قدرت و ناز و نعمت و آسایش پشت پا زد و هنرش را صرف ایران و مردم ایران و آینده ی ایرانیان کرد.او برای ایران جز عظمت و سر بلندی چیزی نمی خواست. این دهقان زاده ی خراسانی ، این ایرانی بیدار دل، ژرف اندیش ، وقتی به فکر سرودن شاهنامه افتاد که ایران از دو سو در برابر ترکتازی نظامی و سیاسی و فرهنگی بیگانگان بی یار و یاور بود. از یک سو خلافت بغداد در صد د نابودی آداب و رسوم اقوام تابعه بود ، و از دیگر سو اقوام تازه نفسی از سوی جیحون سر بر آورده بودند و خاندان های ایرانی را یک به یک بر می داشتند.

در چنین روزگاری این آزاد مرد دانا دل ، یک تنه به یاری ایران برخاست و طبع توانای خود را صرف احیای مفاخر ایران و ایرانی کرد. او نام و یاد افسانه های تاریخی قهر مانان ایرانی را جاودانه کرد. وقتی به جستجوی وضع فکری جامعه ی ایران در آن سال ها در متون باقی مانده می نگریم ، کمتر نشانی از فرهنگ ایرانی را می یابیم. شاعرانی را می بینیم که هنر آنان صرف نان و جاه شده بود و با مدح فرمانروایان و پادشاهان فاسد ، صله های فراوان می گرفتند. فرخی سیستانی و عنصری و بسیاری از شاعران دیگر بودند که از این راه ثروتی بهم زده بودند. خاقانی به مدت ۴۰ سال وابسته به دربار شروان شاهان بود. در حالیکه او از شعرای قوی طبع و یکی از استادان بزرگ ادب پارسی بود . اشعار او بیشتر نظمی است هنر مندانه با گرایش های سخنوری و دقایق لفظی. معروف ترین آن قصیده ی ایوان مدائن است.

اما در مورد سعدی ، سعدی به حق استاد سخن است. نثر مسجع دیباچه ی گلستان او بر تارک ادبیات فارسی می درخشد.او تنها شاعر بزرگ ایرانی است که تقریبا در باره ی همه چیز حرف داشته است. مثلا در باره ی عشق ، عرفان ، دین ، دنیا ، عفت ، اخلاق ، دولت و جامعه ، عدل و داد و شاه و وزیرسخن گفته است. هیچ شاعر ایرانی به اندازه ی سعدی در زمان حیات خودش شهرت نداشت. تا آنجا که آوازه ی آثارش از مرز ایران زمین و حتی فارسی زبانان گذشت. وقتی آندره دوریه در سال ۱۶۳۶ بخشی از گلستان را تحت عنوان امپراتوری گل ها به فرانسه ترجمه کرده بود تا آن زمان آثار هیچ شاعر ایرانی به زبان های اروپایی ترجمه نشده بود. این بزرگ مرد ادبیات فارسی مدایح بسیار در باره ی سعد بن زنگی گفته است. واقعا جای بسی تاسف است.

واما حافظ ، حافظ از اندیشه ی معرفت حق لبریز بود. شیوه ی بیان او به قدری جذاب بود که در زمان حیاتش شهرت وی آفاق را درنوردیده بود. او با مضامین عالی و پر مغز خویش ، پدر فصاحت و بلاغت بود. دیوان او یک سفر نامه ی روح است. شعرحافظ ، شعر ایهام و ابهام است. حافظ هنر خویش را در قالب غزلیات به زیباترین و ناب ترین حالت ممکن بیان کرده است. مع ذالک این شاعر بی نظیر نیز مدایح بسیار برای شاه گفته است.

۶

فروغی بسطامی شاعر بسیار خوبی بود ولی در اشعارش پاد شاهان بی کفایت قاجاریه را می ستود.ایرج میزا هم قبل از مشروطیت در مدح این و آن اشعاری سرود. استاد شهر یار هم در مدح این و آن اشعاری سروده است . ولی ملک الشعرای بهار حتی زندان را پذیرا شد ولی مدح نگفت. شعرای جدید عمدتا مدح نگفته اند و حتی زندان را هم پذیرا شده اند.

تاریخ:

اگر نگاهی گذرا به تاریخ اجتماعی ایران کنیم در بسیاری موارد موجب شرمساری خواهد بود. یک انقلابی به نام بابک را یک خائن به نام افشین تحویل خلیفه می دهد. ایرانی ها به درازای ۵۰۸ سال سروری تازیان را پذیرفتند. نه اینکه خود توانستند از شر تازیان خلاص شوند بلکه یک مغول به نام هلاکو می آید و به حکومت فاسد عباسیان خاتمه می دهد.. ایرانی ها برای عرب ها و زبان عربی کاسه ی داغ تر از آش می شوند. پس از دو قرن سکوت و خفقان ، صرف و نحو عربی را می نویسند. به طوری که اگر در کامپیوتر جستجو کنید زبان عربی کامل ترین زبان دنیا شده است.

به علت فساد دربار خلفا و پادشاهان ، افراد خود فروش به مقامات بالا می رسیدند. چاپلوسی و بی شخصیتی شرط لازم و کافی پیشرفت در دربار ها بوده است. حکیم عمر خیام در حدود ۹۰۰ سال پیش در مقدمه ی کتاب ارزشمند جبر و مقابله نوشته است:
” دچار زمانه ای شده ایم که ، اهل علم از کار افتاده و جز عده ی کمی باقی نمانده اند که از فرصت برای بحث و تحقیقات علمی استفاده کنند. برعکس حکیم نمایان دوره ی ما همه دست اندر کارند که حق را با باطل بیامیزند و جز ریا و تدلیس کاری ندارند. اگر دانش و معرفتی دارند ، آن را صرف اغراض پست جسمانی می کنند و جز ریا و تدلیس کاری ندارند ” یحیی برمکی از بزرگان ایران در خدمت هارون الرشید بود وخواجه نظام الملک با همه ی درایت و دانش ، همه کاره ی ملک شاه سلجوقی بود. خواجه نصیر الدین طوسی ، دست راست خان مغول بود ، میرزا ابراهیم کلانتر با هزار ترفند حکومت را از زندیه می گیرد و به دست قاجاریه می دهد. اما میر زا تقی خان امیر کبیر ها ودکتر محمد مصدق ها ، یا به قتل رسیدند یا در گوشه ی ، آنقدر ماندند تابه رحمت ایزدی پیوستند. برای آگاهی بیشتر از دربارها ، خوب است کتاب های خاطرات اعتماد السلطنه در دربار ناصر الدین شاه وکتاب خاطرات اسد الله علم در دربار محمد رضا شاه را بخوانید. با اینکه اسدالله علم خود آدم درستی نبود و صمیمیتی واقعی با محمد رضا شاه داشت، مع ذالک از لابلای نوشته هایش به مفاسد زیادی آگاهی می یابیم . نادر شاه افشار آنقدر جهت اخذ مالیات به مردم فشار آورد که بعضی ها برای تامین هزینه ی مالیات ، دخترانشان را تحت عنوان صیغه به ترکمن ها می فروختند. در ایران هر وقت پهلوانی زاده شد در برابرش صد ها خائن هم متولد شد ، که آن پهلوان را بکشند.

این همه سخنان تملق آمیز و دروغ ، که هر روزه از زبان اکثر ما به راحتی جاری می شود ، و هیچ گاه در باره ی معنی و مفهوم آن ها هم دقت نمی کنیم ، چه بگویم . مقدس ترین موجودات در جهان ، مادران هستند ، ما به صورت شعار می گوئیم ، بهشت زیر پای مادران است ولی همین مادران ، حقی از زندگی ، فرزند و همسر ندارند. در جامعه ما خنده  ، نشانه ی جلف بودن است و دوست داشتن جرم بزرگی است ، به قول احمد شاملو ، دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت دارم. درفرهنگ ما ، همیشه مرده ها محترم و زنده ها بی ارزش بودند. به آگهی های ترحیم در روزنامه ها ایران توجه کنید. چقدر از شحص متوفی به نیکی یاد می شود. مثلا اگر متوفی یک مرد باشد در باره ی او می نویسند : پدری فداکار، شوهری مهربان ، کارمندی صد یق و مرد ی متدین بود .پس این همه نادرستی و دزدی و خیانت را چه کسانی مرتکب می شوند؟ مگر این ها ایرانی نیستند و دارای فرهنگ پر افتخار ایران نمی باشند؟ از
طرفی در ایران هیچوقت قانون حکومت نمی کرد . همیشه یک نفر که اعلیحضرت قدر قدرت و قوی شوکت و قبله ی عالم هم بود حکومت می کرد.
پس از انقلاب زمینه های سوءاستفاده به جهاتی فراهم تر شد. و جناح های مختلفی به وجود آمدند . به همین علت جناحی که سرش بی کلاه می ماند، موضوع دزدی و سوء استفاده را علنی می کند. ماجرای ۱۲۳ میلیارد تومانی جناب آقای رفیق دوست و یارانش را که حتما بخاطر دارید. پس از خواباندن سر و صدا ها و اعدام یکی از آن ها ،آب از آب تکان نخورد. داشتیم این ماجرا را فراموش می کردیم که ماجرای شهرام جزایری پیش آمد. او به بسیاری از دست اندر کاران نظام بطور متوسط سیصد میلیون تومان تقدیم کرده بود ، از جمله د ریافت کنندگان جناب آقای کروبی است که چند وقت پیش سنگ آزادی و آزادی خواهی را در گروه سبز ها به سینه می زد.
. از این ها گذشته، اخیرا تلویزیون جمهوری اسلامی چند بار اعلام کرد که عده ای زائر، با ویزای تقلبی به مکه رفتند. این چه نوع عبادتی است که از ابتدا با نادرستی و ناراستی آغاز می شود. پس از حادثه ی سونامی در ژاپن ، مردمی که خانه هایشان آسیب دیده بود و به جای دیگری رفته بودند، وقتی به خانه هایشان برگشتند ، هرکسی که در جایی پولی پیدا می کرد آن را به دولت تحویل می داد. حالا این ملت را با ملت ایران مقایسه کنید. درهمه جای دنیا بانک ها امانت دار مردم اند. در ایران ،دست اندر کاران همین نهاد های امانت دار ، دست به دست هم دادند و بیاری عده ای از ما بهتران مبلغ سیصد هزار میلیارد ریال کلاه برداری کردند که یکی از آن ها در همین تورنتو کانادا ، در محله ی اعیان نشین ، خانه فوق العاده گران قیمت دارد.

۹
در زمان قبل از انقلاب هم این گونه سوء استفاده ها زیاد بود ولی علنی نمی شد چون فقط یک جناح در کشور حاکم بود . به علت اینکه میزان و تعداد سوء استفاده ها زیاد بود به همین علت ، در آن مجلس فرمایشی ، قانون از کجا آورده ای به تصویب رسید. البته پس از بر رسی های سوء استفاده ، یک جوری با هم کنار می آمدند که عام مردم از موضوع مطلع نشوند. حال من از شما می پرسم ، این دزدان و سوء استفاده کنندگان اموال مردم در همه ی زمان ها از کره ی مریخ آمدند یا در همین ایران زندگی می کردند و می کنند. آیا ماایرانی ها ی مسئولیت پذیری می باشیم ؟ ، وظیفه شناس هستیم ، حقوق دیگران برای ما اهمیتی دارد؟ حقیقتا با این شرایط باز هم باید به ایرانی بودن و فرهنگ ایرانی افتخار کنیم؟