شخصن نقد را داروئی می دانم مثل ( گَنه گَنه ) که دافع ” مالاریا ” ست و تن و جسم را از لرزه های نوبتی و لاجرم از عدم توانائی و تمرکر می رهاند.

کمتر نویسنده یا شاعری را دیده ام که تحمل نقد بر نوشته خود را داشته باشد، وبا همه ادعا و داد سخن که:

” نقد ادبیات را شکوفا می کند “

تلخی اش را بر تابد.

گاه به ناقد می تازند و حتا تهمت های ناجور می زنند. گاه ناقد را فاقد صلاحیت می دانند و نوشته خود را ” که عاشقانه هم دوستش دارتد ” مبرا از هر نقدی

می دانند، و متعجب که:

” مگر می شود اثر من کسر و کمبود و اشکال و ایرادی داشته باشد که بتوان بر آن نقد نوشت “

در کل و اصولن باید بدانیم که نقد، مقوله ای ریاضی نیست. و نمی توان آن را در چهار چوب قالب های از پیش ساخته شده ریخت، به همانگونه که داستان های ” کوتاه یا بلند را نیز.

دستورالعمل های فرموله، و از قبل تدوین شده را نمی توان برای کارهای ادبی الگو قرار داد. اگر قرار است خالق یک اثر باشیم، خلاقیت لازم است، که ریشه در ذوق و

استعداد دارد. مگر نه یک ضرب المثل زیبای ما می گوید: ” بی مایه فطیر است.در حقیقت باید تفاوتی باشد باشد بین خالق یک اثر ادبی ” رمان یا داستان کوتاه ” با نامه نویس های جلو پستخانه که برای کارشان ” قالب دارند

نقد در حقیقت یک اثر هنری است و نمی توان آن را در فرم و قالب از پیش تدوین شده ریخت نقد باز تابی است از احساس و فهم و درک و دریافت ناقد از یک اثر، با توجه به سطح پذیرش و خواست جامعه. به همانگونه که نویسندگی انحصاری نیست، نقد هم ملک طلق کسی یا حتا کسانی نیست. آنکه می خواند حق اظهار نظر هم دارد

بهمان شکل که قبول و پذیرش هر اثر، بستگی به تار و پودی که با آن بافته می شود، و نحوه بافت و دست های بافنده دارد. نفد نیز چنانچه بتواند، ضعف و نارسائی های یک اثر را بنمایاند، و عاری از حب و بغض باشد، نه تنها موثر که لازم نیز هست

مدتی است که با اعلام قبلی و دعوت از افرادی خاص و جمع شدن در کافه ای ” یا مکانی دیگر ” به نام نقد و در حضور نویسنده در حقیقت کتابی را به تمجید می نشینند. . بدین ترتیب هم نقد را به بیراهه می کشند و از ارزش و اعتبار و سازندگی می اندازند و هم نویسنده را بر بال اوهام سوار می کنند و از خلاقیت و بالندگی می اندازتد ” و در پاره ای از وبلاگ های دوستان نیز چه بازتابی به این نشست ها می دهند.”

دیده ام که در بعضی از این جلسات من درآوردی ِ نان قرض دادن ها، کتابهائی که حتا اسمشان قابل نقد است، و برای دوری از عامه پسند! شدن چه پیچ و تاب های نا مفهوم و خسته کننده ای دارند، چه به به و چه چهچه هائی نثارشان می شود

مدت هاست که دلمان یک نقد اصولی، پر مایه، و سازنده را طلب می کند، و نیست. اما گویا اول باید کتابش را که ارزش چنین نقدی را داشته باشد ، پیدا کرد