” صیغه ” این مجوز مضحک و خجالت آور تجاوز ” گیریم غیر عنف ” ، شده است حقی!! که چون تیغ در کف زنگی مست، مردان را به جان زنان و دختران گرسنه و در مانده انداخته است.
کلاه شرعی! صیغه، فحشا را در کشور ما مجاز و قانونی کرده است، و درد در همین جاست.
تقریبن در تمامی کشور های جهان، روسپیگری غیر قانونی است، و مجوزی هم چون صیغه و بیان چند کلمه ” عربی، لاتین، و عبری “، کارت عبور اجرای چنین فسادی نیست.
متاسفانه در کشور ما، صیغه کردن زنی، و همخوابگی با او حتا در گور های از قبل کنده شده، امری است نه تنها عادی، که قانونی! است.
برای یکبار هموابگی بیان : ” فی المدت المعلوم، والمبلغ المعلوم ” و پرداخت آن، اگر فحشا نیست پس چیست؟ فحشائی موجه!! زیر لوای ” صیغه “. و حاصل محتوم آن، ابتلا به انواع بیماریهای مقاربتی و ” ایدز ” است. و با لا رفتن و کج گذاشتن کلاه گردانندگان مملکت.
آمار های منتشره در روز نامه های کشور ( و به دفعات ) نشانگر عمق فجیع وضع زنان و دختران است، که باید فکری عاجل و اساسی کرد. طبق این آمار ها هر ماه بر تعداد روسپی ها افزوده می شود. زنانی که برای سیر کردن شکم خود و بچه هایشان با ( مبلغی معلوم!! )، برای ( مدتی معلوم )، در اختیار این و آن قرار می گیرند. و چون با جواز صیغه به این تن فروشی تن می دهند، اشکال قانونی هم ندارند. و این فاجعه، بیشنر اوقات همراه است با مصیبت اعتیاد. و در این آتش گرفتن ریش جامعه رو به زوال ما، حکومت بی عرضه در فکر روشن کردن سیگار خود با این آتش است، و تحصیل در آمد، که ” خانه های عفاف!! ” نمونه آن است ( سود این خانه ها به کدام کیسه گشاد می رود معلوم
دیست. می گویند باز دست ( آقا زاده ای در کار است )
و این روند در گستره مملکت جاری است.
وقتی در جامعه ای علاوه بر داشتن زنان عقدی، به هر تعداد که بخواهی می توانی صیغه داشته باشی، و بدون کمترین مسئولیتی، آن می شود که در مملکت ما شده است. و این
چیزی نیست جز ارضای عطش جنسی سیری نا پذیر مردانی که قدرت را در دست دارند و چنین می خواهند.
وضع اسفناک اقتصادی، گرانی سرسام آور، و در نتیجه شکم های گرسنه، خود زمینه ساز خود فروشی شده است صیغه هم به آن شکل قانونی داده است تا از بار مسئولیت دولت
بکاهد. دولتی که بهر حال، مرد حل این مشکل نیست.
بر اساس بررسی هائی که چندین سال پیش از طرف سازمان ملل انجام گرفت، و تحت عنوان ” علل روسپیگری ” انتشار یافت، بیش از ۷۰ درصد این گرایش، به علت فقر و نیاز
مبرم مالی عنوان شده بود، و از دولت ها خواسته بود که در رفع و مبارزه با آن که از وظایف عاجل آن هاست کوشا باشند.
متاسفانه، بسیار اتفاق می افتد که همان ( مبلغ معلوم ) را هم که گاه فقط در حد یک همخوابگی است، در یافت نمی کنند. در پاره ای از مصاحبه های رادیوئی و یا در جراید که
با این زنان نگون بخت انجام می شود به این نکته اشاره می کنند که چگونه مرد ان!! همخوابه آن ها با تهدید به مرگ از پرداخت ( مبلغ معلوم ) سر باز می زنند. و مردانگی
نداشته شان را نشان می دهند. و بی شر مانه، شرایط ” صیغه ” را هم زیر پا می گذارند.
فریب دخترکان کم سن و سال و بی اطلاع از رذالت ها، و فروش آن ها به شیخ نشین های آنطرف آب، تجارت کثیف پولساز دیگری ست که در کشور بی در و پیکر ما جاری است، و دست بسیاری از حریصان پول خوار، که همچون زالوئی چند سر به جان همه افتاده اند، در آن به چشم می خورد.