دیدیم نیاز داریم هر از گاهی عاری از پیرایه ای ” که این روز ها همه نوع و همه رنگش را در آدمهائی که باور نداری دیده می شود ” یکی دو ساعت دور هم باشیم، همین چند نفری که دوست داریم با هم صحبت کنیم و از هر دری بگوئیم.
و هر کدام شعری، داستانی، نقدی، مصاحبه ای، تکه هائی که خوانده ایم و پسندیده ایم را برای هم بخوانیم و خودمان را بکشیم در این حال و هوا.
و البته بصورت به قول معرف قبل از دستور،  کمی بحث و تحلیل سیاسی، و جوک های روز و حتا کمی غیبت ” که شیرین است ”  آغاز خوبی است.
در ادامه همین زنگ تفریح خوردن شامی سر پائی که چه می چسبد و جای دوستان خوبمان خالی است و با نوشیدن چای می رویم برای بعد از دستور، و انتخاب هایمان را رو می کنیم، که گاه با نوعی نقد هم همراه است.
این نشستمان نام خاصی ندارد، معمولن در یکی از روز های آخر هر ماه بر گذار می شود.
حالا کم کم دارد به تعدادمان اضافه می شود. داریم هفت نفر می شویم و رونق بیشتری می گیریم.
گاه بصورت مهمان دوستانی همراه می شوند که خوشحالمان می کنند، و همراه با خود تنوع بیشتری را می آورند. تداوم شرکت این دوستان مهمان، همیشه مورد استقبال است.
اگر بشود از این پس خلاصه ای از این نشست ها را در رسانه گذرگاه می آوریم، تا جائی نمایش داده شده باشد.
یکی دیگر از رخداد های این با هم بودن ها دسترسی به کتابهای بیشتر است و رد و بدل کردن پاره ای از آن ها که حاصلش دارد شوق خواندن را بارور تر می کند.
ما امید واریم که در آینده میزبان دوستان بیشتری که در این راستا فعالند باشیم و بهره ای بیشتر بگیریم.
دوستداران ئی میل گذرگاه در اختیارشان است.