ما، در گذرگاه بیش از پنج سال است که فریاد می کشیم
نظارت وزارت ارشاد بر کتاب و دخالتهای ناروا، متعصبانه ممیزین اغلب بی دانش، و خوش رقصی های آن ها برای رؤسا ی متحجر که نشان بدهند می توانند کلاه را با سر بیاورند، جامه بر تن ادبیات ما دریده و بی مقدارش کرده است. ولی باز معدودی با نام نویسنده سر به درگاه می سایند و وانمود می کنند که ” چنین نیست ”
بدنیست به تکه ای از مصاحبه ” ایلنا ” که یک خبرگزاری از درون رژیم است با نویسنده ای جوان  نوجه کنید و کمی بی اندیشید.
ممیزی‌های بی‌منطق، فضاها و شخصیت‌های داستانی را مصنوعی کرده‌است
این نویسنده‌ی جوان حال ادبیات داستانی زمانه‌اش را وخیم اعلام کرده و در گفتگو با خبرنگار ایلنا، در واکنش به بالارفتن حساسیت‌های ممیزان و برخوردهای اداره‌ی کتاب با آثار نویسندگان ادبیات داستانی، گفت:
کوچکترین ضربه‌ای که با اعمال ممیزی‌های بی‌منطق و بی‌دلیل بر بدنه‌ی ادبیات داستانی وارد شده‌است، مصنوعی شدن فضاها و شخصیت‌ها در داستان‌هاست. مخاطب هم حق دارد از این ادبیات فرار کند؛ چون احساس می کند نویسنده دارد به او دروغ می‌گوید “

” وی در این‌باره افزود: آنچه‌ مورد تایید ممیزان کتاب است، با حقایق موجود در جامعه فاصله‌ی زیادی دارد چراکه حتی مثبت‌ترین شخصیت‌ها به هرحال، در ذهنشان چیزهایی وجود دارد که طبیعی‌ست اما قطعا مورد ایراد اداره‌ی کتاب است. به عبارت دیگر هیچ انسانی در دنیای واقعیت وجود ندارد که صددرصد مثبت باشد والا خب می‌شد پیغمبر!
او ضمن بیان این مطلب که کذایی شدن ادبیات داستانی از کیفیت و آمار مخاطبان ( خواننده ) می‌کاهد، ادامه داد: نویسنده دستخوش خودسانسوری می‌شود و تبعات بعدی‌اش به مراتب بدتر هستند. من حیث‌المجموع آینده‌ی ادبیات داستانی در ایران را هیچ روشن نمی‌بینم. شما هم نباید منتظر اتفاق خاصی در ادبیات داستانی‌زمانه‌ی خود باشید. “

” وی در پاسخ به این‌سوال ناگزیر و شاید کودکانه که؛ «چرا اینطور شد؟» افزود:
از مردم هیچ گلایه‌ای ندارم که چرا کتاب نمی‌خوانند. بخش عمده‌‌ی تقصیرات از نظر من متوجه سیاستگذاران فرهنگی‌ست. خیلی ساده‌است؛ نگاهی به سیستم آموزشی آموزش و پرورش و عملکردش در مدارس طی دهه‌های اخیر داشته باشید! بجز الگوهای کلیشه‌ای و بی تاثیر، چه چیزی در انتظار کودکانمان بوده‌است؟ سیستم‌های فرهنگی-آموزشی معیوبند و ذهن و روح فرزندانمان را به هیچ مسیری هدایت نکرده‌اند.”