پیشگفتار کتاب ” اشک ققنوس “:

” سخن کوتاه نویسنده

می نویسیم، بی‌آنکه خوانده شویم، یا در حدی که انتظار داریم
این یک درد، اشکال، پدیده، حس، یا هر علت دیگری که داشته باشد، پای چوبی نشر و کتاب و خواننده است
رد پای خرد و آگاهی درون اوراق کتاب هاست. خواندن کتاب و اصولن آشتی بودن با مطالعه آنگاه که جائی در برنامه زندگی داشته باشد درخت زندگی را تناور می کند و به بار می نشاند. و به بودن معنای بهتری می دهد
شکوفائی هر فرهنگی بستگی تنگا تنگ به خواندن دارد و ملت ها را شاخص می کند. و در غرب مدت هاست که این راه برگزیده شده است
گناه را به گردن زنده نبودن زبان فارسی انداختن، وقتی به فارسی و برای فارسی خوان ها می نویسیم، اتهام درستی نیست
شمارگان چاپ در ایران، چنان اندک است که تعجب‌آور است، آن هم با این همه تعداد با سواد که در حد درک و دریافت خواندن کتاب، داریم
گیریم که سانسور و دخالت ممیز های مسئول، خواننده درون را پس بزند، در خارج چی؟ که بی تردید همه با سواد هستند و از امکانات مالی برای رفتن به کنسرت های مختلف و مسافرت های گه گاه بر خور دارند ولی با بها ی مناسبی که کتاب‌ها دارند، باز شمارگان آن ها بسیار بسیار اندک است و خواننده از آن هم اندک تر. بدون شک تفاوت در نحوه آموزش و پرورش در غرب و در ایران است
در اینجا از کودکی با کتاب و خواندن آشنا و تشویق می‌شوند، و به مرور خواندن عادت می‌شود و در می یابند که یکی از بهترین زمان های تنهائی بهره وری از کتاب است، و بهمین سبب در هر فرصتی کتاب می‌خوانند و حاصل اینکه شمارگان هرکتابی به حدی می‌رسد که امکان نشر را بیشتر و نویسندگان را تشویق می کند. اما متأسفانه وضع در ایران از پایه چنین نیست. و تا وقتی که خواندن کتاب زمانی از گذران زندگی ما را به خود اختصاص ندهد، در برهمین پاشنه ای که می‌چرخد خواهد چرخید”
—————
لینک تهیه کتاب
http://ow.ly/tSLFb