ماهیت پرخاشگرانه و ناسنجیده ی سیاستهای خارجی دولت احمدی نژاد ما را مدام گرفتار دردسرهای گوناگون می سازد. روزنامه ی حمایت در شماره ی یازدهم خرداد گزارشی از سفر احمد وحیدی ، وزیر دفاع کشورمان ، به موریتانی به چاپ رسانده بود. معلوم نیست چرا آقای وحیدی وقت و توجه خود را صرف کشوری دورافتاده در آفریقا کرده است که هیچ نقش و تاثیری در دنیا ندارد. روزنامه حمایت در این گزارش بدور از هر شوخی و با جدیت تمام به درج نظرات وزیر دفاع ایران پیرامون مواضع مشترک ایران و موریتانی در زمینه ی مبارزه با تروریسم پرداخته است.

در واقع درج چنین گزارشی به خودی خود مضحک و کنایه آمیز است زیرا وزیر دفاع کشورمان درست یک روز قبل از این ماجرا ، به دلیل سابقه اش در یک انفجار تروریستی ، از کشور بولیوی اخراج شده بود. چهار سال پیش ، پلیس بین الملل نام وحیدی را در فهرستی از شهروندان تحت تعقیب ایرانی منتشر کرد . آقای وحیدی و عده ی دیگری از مقامات سابق ایران به اتهام دست داشتن در انفجاری در آرژانتین در سال ۱۹۹۴ میلادی که منجر به قتل ۸۵ نفر شده بود تحت تعقیب اینترل پل قرار دارند. هدف اصلی این انفجار مرکز یهودیان در بوینوس آیرس بود اما اکثر کشته ها و زخمی های این حادثه شهروندان آرژانتینی!
بودند. دولت ما ادعا می کند که به بازگرداندن سرزمین اسرائیل به فلسطینیان معتقد است اما یهودیانی که در انفجار سال ۱۹۹۴ کشته شدند دقیقاً همانجایی بودند که دولت ما می خواهد – یعنی بیرون از اسرائیل.

آرژانتینی ها چند روز پیش متوجه حضور وحیدی در یک مراسم سالگرد رسمی نظامی در بولیوی شدند و مراتب اعتراض شدید خود را فوراً به دولت بولیوی اعلام کردند. مقامات بولیوی نیز که از حضور یک “تروریست” در کنار رئیس جمهور خود خجالت زده شده بودند با دستپاچگی و بدون درنگ وزیر دفاع ما را از بولیوی اخراج کردند و بدین ترتیب یک بار دیگر ایران در صحنه ی بین المللی تحقیر شد. شاید هم پرواز وحیدی به موریتانی صرفاً تلاشی از سوی او برای یافتن کشوری بوده است که آمادگی تحمل حضور او را داشته است.

چند روز پیش در حادثه ی حقارت آمیز دیگری ، مصری ها بلند پایه ترین “دیپلمات” کشورمان را در قاهره دستگیر و وی را پس از مدتی بازداشت و بازجویی از مصر اخراج کردند. رسانه های تحت سانسور ایران تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا به نوعی این افتضاح تازه را یک سوتفاهم از سوی مقامات مصری قلمداد کنند در حالیکه حقیقت ماجرا هیچ ارتباطی به سوتفاهم نداشت و آقای قاسم حسینی رئیس تیم جاسوسی ایران در قاهره و مسئول مستقیم اداره ی یک شبکه جاسوسی در کشور مصر بود.

دستگیری حسینی درست در زمانی که ایران و مصر در تلاشند تا روابط دوجانبه را به سطحی دوستانه و همه جانبه ارتقا دهند یک افتضاح تمام عیار محسوب می شود. بعلاوه ، شرمساری ایران در این ماجرا از آن جهت تشدید گردید که اخراج حسینی از خاک مصر دقیقاً با همان پروازی صورت گرفت که یک گروه “گفتگوی ملی” مصری را در روز دهم خرداد به منظور دیداری رسمی از قاهره به تهران حمل می کرد. به عبارت دیگر ، فردی که مسئول زهرآگین کردن روابط ما با مصر بود همراه با هیئت دوستی مصر به تهران پرواز کرد ! هماهنگی برای چنین بلبشویی فقط از دولت ما بر می آید و هیچ دولتی در جهان قابلیت انجام چنین!
کاری را ندارد !

ظاهراً هربار که نمایندگان رسمی کشور ما برای یافتن دوستان جدید به اقصی نقاط جهان سفر می کنند ایران دوستان بیشتری را از دست می دهد. من چشم براه روزی هستم که دولت ما به دیوانگی و ماجراجویی در سیاست خارجی اش پایان دهد و به عضوی مسئولیت پذیر و قابل اعتماد از جامعه جهانی مبدل شود. البته با حاکمیت فعلی ایران فرا رسیدن چنین روزی بسیار بعید به نظر می رسد.
——————————–
چهاردهم خرداد نود