عاقله زنی روبروی تلویزیون ” در حقیقت روبروی قبله ” نماز می خواند
گویا از علاقمندان ” و شاید از معتادان ” تماشای فیلمهای تلویزیونی بود
روزی در حین نماز چشمش به تلویزیون روشن روبرویش افتاد که داشت فیلم وسترنی را نشان می داد، آنهم لحظه ی حساسی!! را که یکی از کاو بوی ها در پشت دیواری با تفنگ کسی را نشانه رفته بود و پی لحظه ی حساسی بود تا شلیک کند
عاقله زن، برای اینکه طرف را متوجه کند که شلیکی مرگ بار در کمینش است و برای اینکه نمازش را نیز نبُرد چند بار با صدای بلند، تقریبن فریاد کشید: الله و اکبر…. الله و اکبر… الله و اکبر
ولی طرف متوجه نشد!! تا عاقبت شلیک شد و حیانش پایان گرفت.
وقتی چنین شد، عاقله زن، ضمن گفتن آخرین الله و اکبر دستش را نیز ” به معنای خاک بر سرت منکه هوشدار دادم و فریاد کشیدم ولی چه کنم که تو متوجه نشدی و خب جانت را هم از دست دادی ” به سویش حواله کرد
حالا کار ما رسانه هاست که مدت هاست داریم در مورد آنچه برای کشورمان در شروف اجرای نهائی است. از در راه بودن دیکتا توری خشن تر مذهبی با جانشین خدا خواندن خود و انجام مجدد انقلاب فرهنگی و از کار انداختن جنبش دانشجوئی و آنکه به طناب موسوی که سخت پوسیده است و حرفها و اعمالش بخوبی نشانگر آن است نباید اعتماد کرد، با صدای بلند، می گوئیم:
الله و اکبر و حتا با بریدن نماز خود!! حرکات بیشتری را نشان می دهیم
اگر قرار است که متوجه نشد، متاسفانه باید منتظر شلیک مرگ به جنبش و هر گونه آزادی باشیم
ما الله و اکبرمان را گفته باشیم