خاموشی ستار لقایی – اندوهنامه ی انجمن قلم ایران در تبعید

روز دوشنبه ۲۲ شهریور ماه ۱٣٨۹ خورشیدی، ستار لقایی، روزنامه نگار و نویسنده ی پرکار داستان های بلند و کوتاه و هموند وفادار و کارآمد کانون نویسندگان و انجمن قلم ایران در تبعید، در لندن چشم از جهان فرو بست.
ستار لقایی به عنوان نویسنده ای جان به دربرده، به کانون و انجمن قلم ایران در تبعید پیوست و در درازنای این سال های بلند با قبول مسئولیت های دوره ای در مدیریت کانون و انجمن قلم در پیشبرد برنامه های این هر دو نهاد فرهنگی با شرایط دشوار تبعید، هرگز از پای ننشست و به هیج بهانه شانه از کار خالی نکرد.
ستار لقایی، فرزند تربت حیدریه خراسان بود و نویسندگی را از جوانی در تهران آغاز کرد و تا میانه های سال ۱٣۵٨ که میهن را به ناگزیر پشت سر گذاشت، مسئولیت های گوناگون و سنگینش در قلمرو روزنامه نگاری او را از نوشتن قصه های کوتاه و بلند باز نداشت. دفترهای پرشمار هجده گانه اش در تهران، لندن و لس آنجلس گواه کارنامه ی سنگین او در ایران و در تبعید است.
ستار، هجده کتاب قصه منتشر کرده بود؛ پنج نشریه را سردبیری کرده بود؛ سالها عضو فعال انجمن قلم در تبعید بود؛ چاپخانه اش بی دریغ در اختیار اهل قلم بود؛ ستار، انسان بی آزار و مخلصی بود. هر بار دیده بودمش، خاطره ی خوشی از اخلاق پسندیده و رفتار بی آلایش اش با خود آورده بودم. ستار لقایی، همچون نویسنده ای آزادیخواه و مبارز، دور از میهن و در رویای بهروزی و آزادی ایران چشم بر هم نهاد و در کنار محجوبی ها، اوصیاها، ساعدی ها و کمال رفعت صفایی ها آرمید تا آشتی ناپذیری فرهنگ و خرد و میهن دوستی ایرانی را با جهل و ستم و بیگانه گرایی، در غربتسرای جهانی ما گواهی زنده و جاویدان برای آیندگان باشد.