طی چند روز گذشته ریال در برابر دلار بیش از بیست درصد، ارزش خود را از دست داده. چنین سقوطی در تمام چند دهه گذشته بی سابقه بوده. این سکته ی اقتصادی نشان از قدرت اقتصاد نیست. بدون شک چنین واقعه ای برنده و بازنده در پی دارد، منافعی در حال ناپدید شدن است و منافع دیگری در راه شکل گرفتن. عده ای پولدار می شوند و عده ای به خاک سیاه می نشینند. چنین تحولی در اقتصاد و بازار کشور نمی تواند پای سیاست را به میان نیاورد.

دستگاه تبلیغاتی حاکمیت هر روز بر اساس بی تاثیری تحریمهای بین المللی بر اقتصاد کشور شعار می دهد اما درعمل چنین به نظر نمی رسد. واقعیت چیز دیگری است شعارهای مسئولین تناسبی با عملکرد اقتصادی کشور ندارد. بی کاری و بی نظمی در جریان پولی کشور در ادامه ممنوعیت سرمایه گذاری خارجی در ایران به واقع جان اقتصاد کشور را به تنگ آورده.
ثروت فروش نفت از همان ابتدا تا به امروز رقمی در حدود نهدو پنجاه میلیارد دلار آمریکا برآورد شده است که چهارصد میلیارد دلار آن ناباورانه در طی همین پنج سال گذشته حاصل آمده است. در دولت محمود احمدی نژاد. چنین ثروتی به واقع چگونه اداره شده است؟
آنچه از برداشتهای اطلاعات و آمار دولت و نهادهای نظارتی مجلس و مطبوعات بر می آید دولت در حدود صدو ده میلیارد دلارآمریکا ذخیره ارزی دارد و حدود صد میلیارد دلار هم در دو سال گذشته کالا وارد نموده. این ذخیره سازی از سر تدبیر هم انجام نپذیرفته بلکه بیشتر بخش عمده تجارت نهادهای تحت امر ولایت هستند.
گرچه انبارها تا نهایت پر است اما کالاها همگی کالاهای مصرفی و نهایی هستند . این کالاها ارزش سرمایه ای ندارند در کوتاه مدت باید به مصرف برسند. یعنی برای کارخانه و تولید وارد نشده اند باکه میوه و مبل و لوستر دیگر واردات غیر ضروری خارجی است که معمولاً چینی هم هستند.
صاحب این اموال امروز تمام این کالاها را با ارزش بیشتری در بازار به فروش خواهند رساند و سود حاصل از آن به جیب بزرگترین تاجر کشور یعنی دولت و نهادهادی تحت امر ولایت فقیه می رود. آخر هیچ کس به اندازه این حضرات ثروت ندارد و پول بی زبان در دست ندارد. بخش خصوصی و تولید کننده هم در این بین لقمهء چرب همین ولایتمداران بازاری می شوند.
این واقعیت چنان آشکار و دردناک است که نمی توان نامی غیر از کودتای اقتصادی بر آن نهاد. کودتای بعد از نمونه اخیرش در سیاست. به همت اسلحه کشوری را اداره کردن چنین اوضاعی را هم پدید می آورد. یک شبه کشور را به پرتگاه بردند و با کشتن آدمها، خانه نشین شدن را رسم نمودند و مهر سکوت بر لب داشتن را نشان عاقل بودن آدمی کردند. این فاجعه هنر ولایتی فقیه ای است که به قول دکتر مطهری: “این آقا آنچنان ضربه ای به اسلام می زند که تا به امروز هیچ کس نزده است”.
حیف که ارزش ما هم در مواجهه با این همه ظلم و تقلب وبی شرمی چنان ریال حاکمیت در بازار آدمیت به پستی گرایده.
ششم مهرماه هشتاد و نه