شاخص جهانی جنسی یک شاخص مقایسه ای میان دو جنس است که برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ توسط انجمن جهانی اقتصاد معرفی شده است. این شاخص تفاوت های میان دو جنس را در چهار بعد سیاسی، اقتصادی، آموزش و بهداشت بررسی می کند. اهمیت این شاخص در کنار دقت عمل بالا و اعتباری که در میان شاخص های جهانی دارد، به دلیل کیفیت اندازه گیری آن است، یعنی اندازه گرفتن فاصله ی میان زنان و مردان در ابعاد یاد شده است.

سه نقطه قوت این شاخص این هستند که یکم، به جای گزارش کردن سطح ها و اندازه های مربوط به ابعاد، شکاف میان سطح زنان و مردان را بررسی می کند. گزارش کردن شکاف میان زنان و مردان به جای گزارش سطح توسعه به این دلیل اهمیت دارد که اثر میزان پیشرفته بودن جوامع مورد بررسی را خنثی می کند زیرا ممکن است در برخی کشورهای توسعه یافته شاخص های بالایی مثلا برای بهداشت زنان نسبت به کشورهای کم تر توسعه یافته مشاهده شود ولی در همین کشور شکاف بین شاخص های بهداشتی زنان و مردان بسیار بالا باشد. بنابراین محاسبه ی شکاف قدمی است بسیار مفید برای ایجاد یک دید کامل از برابری جنسی در عرصه های چهارگانه.

دوم، انجمن جهانی اقتصاد از طریق نتایج واقعی اجتماعی و با ابزارهای عینی به بررسی جامعه می پردازد. یعنی به جای استفاده از دروندادهایی که مبتنی بر قوانین رسمی، سندهای امضا شده و قول و قرارهای دولتی است، از دروندادهای عینی و واقعی استفاده می کند. به این معنا که مثلا ممکن است کشوری یک سند جهانی را برای مبارزه با خشونت جسمی علیه زنان امضا کرده باشد، ولی در عمل هرگز به تعهدات عملی آن پایبند نبوده باشد. شاخص انجمن جهانی اقتصاد کاری به چنین رفتارهای دولت ها ندارد و با بررسی میزان واقعی خشونت جسمی به ارزیابی جامعه می پردازد.

سوم، انجن اقتصاد جهانی بررسی میزان برابری میان زنان را به بررسی میزان توانمندسازی زنان ترجیح داده است. بدین معنا که به جای تمرکز بر زنان و رویکرد تک جنسی و مقایسه زنان در سراسر جهان با هم، رویکرد دو جنسی اتخاذ کرده و با در نظر گرفتن فاصله ی زنان و مردان، جنسیت را در مرکز کار خود قرار داده است، نه زنان را.

این شاخص جهانی از چهار ستون اصلی تشکیل شده است: ۱. مشارکت و فرصت های اقتصادی: مولفه هایی مانند مشارکت زنان و مردان در نیروی کار، میزان درآمدهای متوسط هر یک، درصد هریک در مشاغل رده بالا و رده پایین و … ۲. دستاوردهای آموزشی: بررسی سواد و موقعیت آموزشی زنان در سطوح اولیه، ثانویه و سطح دانشگاهی و … ٣. بهداشت و بقا: بررسی وضعیت بهداشت زنان و مردان، طول عمر و بیماری ها و … ۴. توانمندسازی سیاسی: تعداد زنان موجود در جایگاه های سیاسی رده بالا و زمان واقعی قرار گرفتن ان ها در این پست ها و …؛ که در هر یک از ستون های اصلی مولفه های متعددی سنجیده شده و از برآورد چهار ستون اصلی در کنار هم شاخص جهانی شکاف جنسی ساخته می شود.

شاخص جهانی شکاف جنسی عددی بین ۰ و ا است. هر اندازه عدد نهایی به ۰ نزدیک شود به نابرابری مطلق و هر اندازه عدد به ۱ نزدیک شود به برابری مطلق نزدیک می شویم. برابری نمونه ۰.۵ بیان کننده شکاف عمیق بین زن و مرد است طوری که مردان از مزایایی دو برابر زنان در ابعاد چهارگانه بهره مندند و مثلا ۰.٨۵ شاخص خوبی است چون نشان دهنده ی نزدیک شدن زنان و مردان در ابعاد مورد بررسی است.

آخرین گزارش شاخص جهانی شکاف جنسی در سال ۲۰۱٣ ارائه شده است. این گزارش حاصل نتایج پژوهش های گسترده در میان ۱٣۶ کشور جهان است که علاوه بر ارائه ی شاخص نهایی در مورد کشورهای جهان، به رتبه بندی آن ها نیز پرداخته است. در این گزارش شاخص ایران در سال ۲۰۱٣ عدد ۰.۵٨ را نشان می دهد که نشان دهنده ی وجود نابرابری جنسی گسترده در ابعاد چهارگانه است. ضمن این که ایران در سال ۲۰۱٣ در میان ۱٣۶ کشور، از لحاظ نابرابری جنسیتی ۱٣۰ ام شده است. یعنی جزو پایین ترین رده های نابرابری جنسیتی قرار گرفته است. ضمن این که نابرابری جنسیتی در ایران در سال ۲۰۱٣ نسبت به سال ۲۰۱۲ به میزان کمی افزایش یافته است ولی به نظر می رسد از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۱٣ تفاوت معناداری در افزایش و کاهش های این شاخص ها مشاهده نمی شود. یعنی وضعیت کشورمان در برایند چهار بعد یاد شده ثابت و نابرابرانه است.

ضمن این که به نظر می رسد در این شکاف بیشترین تاثیر منفی ناشی از مولفه های اقتصادی و سیاسی بوده است زیرا میزان مشارکت زنان در چنین عرصه های به دلایل ساختاری و گاه فرهنگی به مراتب کمتر از مردان است؛ در حالی که شکاف در مولفه های بهداشتی و آموزشی بسیار کمتر است.

کشورهایی که در شاخص جهانی شکاف جنسی سال ۲۰۱٣ وضعیتی بدتر از ایران دارند عبارتند از موریتانی، ساحل آج، پاکستان، یمن و چاد. برخی از کشورهایی که شاخص شکاف جنسی بهتری نسبت به ایران دارند عبارتند از عربستان سعودی، کمبوجیه، آنگولا، بوتسوانا و …

منبع:انسان شناسی و فرهنگ