اندک اندک جمع مستان می روند

هانیبال الخاص نقاش مشهور ایرانی در هشتاد سالگی بر اثر ابتلا به سرطان در آمریکا در گذشت.
آقای الخاص از نقاشان نوگرای معاصر ایران بود که بیش از سی و پنج سال از زندگیش را در آموزش سپری کرد اما همواره نقاشی بر کارهای دیگرش سایه افکنده بود.
در هنرستان پسران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشکده مانتی سلو ایالت ایلینوی آمریکا و دانشگاه آزاد درس داد، اما به گفته خودش نه حقوق بازنشستگی می گرفت و نه بیمه پزشکی داشت.
آثار این نقاش نوگرای معاصر در بیشتر از یکصد نمایشگاه انفرادی و بیش از دویست نمایشگاه گروهی در ایران و اروپا و آمریکا و کانادا به نمایش در آمد.
آقای الخاص چهار کتاب آموزش هنر تالیف کرد و برای ده ها کتاب طرح روی جلد کشید. هانیبال الخاص عضو دوره های مختلف دوسالانه نقاشی معاصر ایران در دهه ۳۰ و ۴۰ بود و مدت دوسال گالری گیل گمش را که از اولین گالری های معاصر ایران بود، اداره کرد. در دهه پنجاه نیز چهار سال در روزنامه کیهان نقد هنری نوشت.
این نقاش در سال ۱۳۰۹ از پدر و مادری آشوری در کرمانشاه متولد شد، ولی چون پدرش کارمند گمرک بود، هر چند وقت یکبار از شهری به شهری دیگر می رفت.
نقاشی را در سنین بسیار پائین شروع کرد و برای مجلات فکاهی نظیر توفیق کاریکاتور می کشید. بعدها وقتی به تهران آمد به کلاس جعفر پتگر رفت تا نقاشی را به طور جدی تری دنبال کند.
در همین کلاسها، به پرتره تمایل نشان داد ولی در طول این سالها آقای الخاص به عنوان نقاشی فیگوراتیو شناخته شد که تصویر انسان، چهره انسان و اندام انسان دلمشغولی اش بود.
برخی از کارهای الخاص منحصر به فرد، غیرمنتظره، ابتکارى و به یادماندنى بودند. چنانکه در دهه پنجاه، نمایشگاهى برگزار کرد که افتتاحیه نداشت. یعنى روز اول بازدیدکنندگان با تعدادى بوم سفید روبرو مى شدند که آقای هانیبال در مقابل نگاه مردم مشغول نقاشى کردن مى شد و پس از گذشت ده روز به تدریج بوم هاى خالى توسط او نقاشى مى شدند. این نمایشگاه غیرمنتظره، به جاى افتتاحیه، اختتامیه جذابی داشت.
از این دست کارها کم نداشت و نمونه دیگر آن نمایشگاهی بود که برای نیما یوشیج برگزار کرد. در آن نمایشگاه تابلوی بزرگی از نیما گذاشت که صدای کسانی که در باره نیما حرف می زند پخش می شد. چهل صندلی در آن بود و بازدیدکنندگان با قهوه پذیرایی می شدند. روش کار هم به این صورت بود که ابتدا یک گروه چهل نفره وارد می شدند و در کنار صرف قهوه به سخنان کسانی گوش می دادند که از ضبط صوت پخش می شد. وقتی هم سخنرانی ها تمام می شد، گروه سالن را ترک می کردند و چهل نفر دیگر وارد می شدند.
الخاص با سانسور مخالف بود و پیش از انقلاب برای دفاع از آزادی نشر و بیان به عنوان شاعری آشوری به عضویت “کانون نویسندگان ایران” در آمد. او در آن سالها با نویسندگانی مانند جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی، نادر نادرپور، سیروس طاهباز، جمال میرصادقی، محمد قاضی و رضا براهنی و محمود اعتماد زاده (به آذین) دوستی و معاشرت داشت.
بعد از انقلاب به عضویت ” شورای هنرمندان و نویسندگان ایران ” در آمد و در سال ۱۳۵۸ عضو هیئت اجرائی آن شد. او به همراه عده ای از هنرمندانی که به حزب توده گرایش داشتند، دیوارهای سفارت آمریکا را با طرح ها و نگاره های ضدامپریالیستی نقاشی کرد.
سوای هنر نقاشی که دلمشغولی اصلی اش بود، او به شعر هم عشق می ورزید. آشوری بودن و طبع شعرش باعث شد تا اشعار زیادی به زبان مادری بسراید و اشعاری از نیما یوشیج، ایرج میرزا، میرزاده عشقی، پروین اعتصامی و غزلهای حافظ را با حفظ وزن و قافیه و معنی به زبان آشوری برگرداند.
آقای الخاص در گفتگویی به خبرگزاری مهر گفته بود:
” از کتابهایی که قصد دارم در آینده آن را چاپ کنم، ترجمه و نقاشی های است که از حافظ انجام داده ام. تقریبا بیشتر کارهای مقدماتی مربوط به چاپ کتاب در حال انجام است تا به زودی در آمریکا منتشر شود.”
آقای الخاص در خرداد امسال برای حضور در بزرگداشتی که شاگردانش در خانه هنرمندان برایش گرفته بودند، از آمریکا به ایران آمد. بعد از سفر علاقمند بود در صورت تامین هزینه های بیماری و بیمه شدن در ایران بماند اما این اتفاق نیفتاد و برای همین مرداد ماه به آمریکا بازگشت.