اگر گذرگاه در کشور خودش در بند نبود، و دهانش را نبسته بودند، چه الفت گرمی می توانست با فرزندان و دوستان زادگاهش بر قرار کند. هرچند حالا هم دیوار شکننان مانع برداری می کنند و به اتفاق رهروی به سوی نور را از این گذرگاه ادامه می دهیم

در آنجا چرا پیله را می کاوند، تا جلوی نشو پر ها را که می خواهند در آسمان لاجوردی کشورمان به سوی افق طلوع پرواز کنند می گیرند؟ این چه واهمه ایست که از یک معبر عبور، از یک گذرگاه متعارف دارند؟

زبان ما در گلوی نرم ترنم و شعر و ادبیات می پرخد، پس چرا حکومتی که ادعای مهر ورزی دارد چنین از بیم در سنگر فیلتر پنهان شده است؟ مگر حالا که در گستره گیتی با هزاران هم زبان
هم صحبتیم کدام در دارد از پاشنه اصلی خود خارج می شود و کدامین فاجعه در شرف تکوین است؟ و این نیست جز اینکه، اینان از سایه خودشان است که در هراسند.
سی سال که چیزی نیست هزار و چهار صد سال است که در تلاش اند ولی هنوز در هماجائی هستند که بودند…هنوز حریف هیچ یک از سنت های میهنی ما نشده اند بهمانگونه که حریف زبانمان نخواهند شد.
حدود ده سال است که این گذرگاه، چراغانی قدم های مهر شماست، و چو ن شهابی قلب تاریک اندیشان را نشانه رفته است، و قید فیلتر نتوانسته است کاری از پیش ببرد جز اینکه زحمت ما می دارد.
ئی میلی از یک سایت معروف جستجوگر داشتیم. می گفت: اگر در کشوری که می توانستید بیش از یک میلیون مخاطب داشته باشید، فیلتر نشده بودید، همکاری خوبی می توانستیم با شما داشته باشیم.
می دانیم بسیاری با فیلتر شکن به گذرگاه می آیند، ولی متاسفانه تعدادشان که باید بسیار هم باشد به جمع مخاطبین شما افزوده نمی شود، چون از طریق غیر مستقیم با شما در تماسند. ولی ما با توجه به واقعیت مراجعین با واسطه، شما را پاس می داریم و در خود جای می دهیم.
و این نمی تواند خبر خوبی برای فیلتر بازان باشد.