وقتی در برکه ای، مردابی، یا هر نوع گنداب دیگری گیر آمده ای و جز صدای نا خوش آیند وزغ ها و لولیدن کرم ها را نشنوی و نبینی، و آن هم بیست وچهار ساعته، دنیایت بهمان اندازه کوچک و چرکین می شود.
وبخصوص وقتی شاهپرهای عقاب را برای اوج گیری و رهیدن نداشته باشی ناگزیر زاغ گونه به گند و مرداب اخت می شوی و دنیائی خارج از آن را نمی فهمی، بخصوص که قرار باشد پرواز بر بال اینترنت را هم ازت بگیرند.
تو می مانی با آنچه که دائم در مخت می کوبند و گمانت را به گریه و حجاب و عزاداری و آن دنیای موهوم محدود می کنند تا غرق آن شوی و از همه داشته های بیرون محروم بمانی و بشود راحت با سر انگشت چرخاندت.
و گمان کنی که یکماه تمام روزه داشتن برای سلامتت خوب است و سموم را از بدنت بیرون می کند و اگر به آن تن ندادی با اسپرای فلفل به جانت بی افتند…و ندانی که این چنین روزه ای به کلیه هایت صدمه می زند. همه ادیان دیگر فقط یک روز روزه دارند و برای اظهار ارادت و بندگی خدا همان یک روز با خلوص بهترو امساک در غذا از یکماه با داشتنن افطاری های مفصل تر از متعارف و تلنبار کردن انواع خوراکی ها در تنور شکم به مراتب بهتر و کافی است. ولی تو قرار است که در ماه های زیادی بهر بهانه مشغول باشی و بیشتر از نوک بینی ات را نبینی و دلت خوش باشد که توانسته ای چوب دیگ حلیم امام را هم بزنی و پیش آمد کلی هم هره کره داشته باشی.
و وادارت می کنند که به هزاران امامزاده دخیل ببندی و بر آوردن حاجتت را بخواهی بی این اندیشه که مگر می شود این همه امامزاده در ایران باشد و نه در کشورهای عربی که اصولن زادگاه آنها است.
تو را از اندیشیدن می اندازند و دنیایت می شود کمک به صندوق های صدقه که کاسه های گدائی دین فروشان است و نذری های پر هزینه آش ها و خورش ها ی گوناگون برای متجاوزین عرب
که تا دندان از ایرانی ها نفرت دارند.
افسون کلام آنهائی که چنین وضعی بره کشانشان است، پاره ای را مسخ کرده است و دارند از ترس تا آنجا که می توانند توشه آخرت جمع می کنند. و این همان است که می خواهند.
باید پیله را شکافت و پروانه شد مزرعه ی دنیا گلهای قشنگ زیاد دارد.