جامعه جهانی، با هرسیستم اقتصادی و اجتماعی، چه در غرب و چه در شرق، با واقعیت ” غربتی ” ها، حتا در حد قسمتی از جمعیت خود روبروست.

در ایران، غربتی ها، با حفظ رفتار و منش خود اسامی مختلفی دارند. نام هائی چون:

غربتی – کولی – لولی – غربال بند – قرشمال، یا ” غرشمال ” – و ….بسیار نام های دیگر.

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب

چنان بردند صبر از دل، که ترکان خوان یغما را *

در غرب انگلیسی زبان، به آن ها ” Gypsy ” و در دنیای اسپانیائی زبان، ” Gitano ” یا درست تر ” Los Gitanos ” نامیده می شوند.

اینان گروه یا قومی هستند خانه به دوش، سر گشته و آواره، ” البته به زعم ما! ” – اما به هیچ وجه این خانه به دوشی بی نظم و نسق نیست. کوچ غربتی ها، همچون ییلاق قشلاق عشایر دامدار روال مشخصی دارد، ولی پیشه اصلی شان مشخص نیست. نه شبان و دامدارند، و نه با شکار گذران می کنند. هر کدامشان ” و گاه هر گروه شان ” به یک یا چند کار ” آن هم نه دائم ” مشغولند. کار هائی چون، انواع فراورده های چوبی، مانند ” د َف “، ” غربال بندی – الک سازی “، فالگیری، چهره پردازی ” بند اندازی “، طلسم! نویسی،

آهنگری، زالو اندازی، حجامت و حتا جادو گری!، و گاهی نیز قوالی و فاحشه گری…

از روابط منسجم خانوادگی نیز بر خور دار نیستند. اما عشق را خوب می شناسند و در حفاظت از آن بی رمقی نشان نمی دهند. به علت کوچ های متوالی، چهره هائی آفتاب سوخته دارند، و با تغییراتی جزئی، پوشش شان یکسان است. بلند و فریاد گونه صحبت می کنند؛ و در بر خورد ها خشونتی به سزا دارند.

غربتی ها یا کولی های ما، ریشه در رامشگران هندی دارند که در زمان ساسانیان به ایران آمده اند، و در گستره کشور پراکنده اند، و با فصل از حاشیه به درون می آیند و گاه در هر کوی و برزن دیده می شوند که به کار های کنار خیابان که هیچگونه هزینه ای ندارد مشغولند.

کولی ها در کوچ های خود مرز کشور ها را مانع نمی بینند و در این رابطه به دفعات جنجال آفرینی کرده اند. تعداد یا گروهی از آن ها در خانه هائی که ساخته اند زندگی می کنند ولی اکثر آنها چادر نشین هستند.

در حیطه زندگی خود گاه بزم های شبانه راه می اندازند، و زنان و دخترانشان در این بزم ها ” کولی وار! ” می رقصند، که تماشاگران فراوان دارند، و این خود نیز ممر درآمد دیگری است.

صبا زان لولی شنگول سر مست

چه داری آگهی چون است حالش **

معمولن با شروع فصل، فصل بر داشت محصول، برای فروش آنچه که در ارتباط با کوچ شان است مثل ” غربال ” و دیگر کارهای سنتی، راه می افتند. یا در بهار که اعتقاد دارند

خون کثیف می شود بشاط زالو اندازی و حجامت را راه می اندازد.

کولی ها تا آن جا که می شده خود را از تمدن دور نگه داشته اند، و عطای ” محسنات ” اش را به لقای ” گرفتاری ها و درد سر ” هایش بخشیده اند.

به هنگام کوچ اصلی ” یا کوچ بزرگ ” از مسن ترین فرد گروه به عنوان ریش سفید پیروی می کنند. کوچ را بیشتر با پای پیاده یا با الاغ انجام می دهند. و اخیرن در پاره ای از مسیر ها از اتوبوس نیز بهره می گیرند.

اعتقاد بر این است که ” کولی گری ” یا بطور کلی، کولی بودن در خون آن هاست. در حقیقت هم بایستی چنین باشد، چون مجموعه صفات و رفتاری که دارند، چیزی نیست که بتوان

کسب کرد.
————

* – ** …هردو شعر از حافظ است