من، تحت عنوان” آخرین دهه آزادی انسانها ” در شماره ۱۰۵ گذرگاه مطلبی منتشر کردم، که عزیزان در این رسانه آن را با نوشتن:
اینهم نظری است
منتشر کردند
و همین اشاره بیش از صد ئی میل را به دنبال داشت که با بزرگواری به اطلاع من رساندند. .به موقع است که همینجا از نازنین های دست اند کار این رسانه مردمی سپاسگزاری کنم.

مضمون ئی میل های دریافتی، کمتر تائید و بیشتر مخالفت بود. آنها که موافق بودند ” هستند ” اعتقاد دارند که به وضوح این روند را می بیندد و احساس می کنند.
من نه طبیبم که درمان را بدانم ونه قادر به کاری هستم. فقط تعدادی از ئی میلهای رسیده را
به اطلاع شما می رسانم، تا هر کس آنگونه که می خواهد در مورد آن بیندیشد.

یکی فقط نوشته بود:
چه باید کرد؟ “
یکی هم نوشته بود:
خب این درد، درمان چیست؟
که هر دو یک حرف را می گویند
در ئی میلی دیگر آمده بود:
شما یک روی سکه را نشان داده اید، روی دیگرش نیرو و مقاومت مردمی است که نا گفته گذاشته اید “
دوستی نوشته است
تاریخ یک چرخه است، به قول شما شاید یکبار دیگر به سوی برده داری می رویم ”
وقتی با دقت به رخداد های جهانی نگاه می کنیم در می یابیم که:

خشونت – فشار – وضع قوانین ریز و درشت برای محدود کردن بیشتر – تروریزم – تعصبات خطرناک مذهبی که گاه برای یک کاریکاتور توفان نوح را می اندازند- و برای نوشتن یک کتاب، فتوای قتل صادر می کنند- و نا آرامی های گسترده در چهار گوشه جهان – بالا بردن آزار دهنده قیمت ها- بیکاری گسترده و مزمن و بسیار مسائل دیگر تمامن در جهت سلب آسایش مردم و تحت انقیاد در آوردن آنها است. و بنظر من تمامن هم با برنامه اجرا می شود.
ولی در ئی میلی می خوانیم:
آقای محترم، دنیا از رهبران قدر و مدبر تهی شده است و بیعرضه ها در حدی نیستند که بتوانند آزادی های مردم را از میان بر دارند. بل بشو های جهانی تمامن زائیده بی مقداری رهبران است نگران نباشید “
و دیگری که از زاویه قدرت نیرو های چپ به مسائل نگاه دارد می نویسد:
شما نگاهی حقیر به نیروی پر توان توده ها دارید و نمی دانید که وقتی بجنبند همه رشته های این نقشه کش های ترفند باز را بر باد می دهند
من نمی دانم چگونه شد که در آستانه قدرت گیری هیتلر نیروی پر قدرت توده ها با داشتن رهبر عالِمی چون ” ارنست تلمان ” کاری از پیش نبرد، و هیتلر با آتش سوزی ساختگی ” رایشتاک ” و نسبت دادن آن به حزب کمونیست دفترشان را بست.

نمونه هائی از این دست در گذشته زیاد داشته ایم، که می دانم شما بهتر آنها را می دانید
ولی من کما کان بر نظری که در گذرگاه شماره ۱۰۵ گفته ام اصرار دارم.
****
بد نیست به دنباله این نوشته نگاه زیر را که از خانم آزاده سپهری است نیز بخوانید:

نگرانی از افزایش خشونت سیاسی در غرب

کسانی که در کشورهای غربی زندگی می کنند، در سال های گذشته شاهد بحران اقتصادی، رشد بیکاری، کاهش خدمات اجتماعی و در کل پایین آمدن سطح رفاه اجتماعی بوده اند. وضع مردمی که درآمد متوسط به پایین دارند، روز به روز بدتر می شود و دولت های غربی برای مقابله با بحران اقتصادی به جای آنکه سراغ ثروتمندان بروند، از جیب مردمی می زنند که به سختی از پس هزینه های ابتدایی زندگی شان برمی آیند.

تشدید نابرابری های اجتماعی و بی عدالتی موج جدیدی از نارضایتی و اعتراضات سیاسی را دامن زده است. در این سال ها پاسخ دولت های غربی به اعتراضات گسترده مردم، نه ارائه راه حل، که سرکوب بوده است. این روند اگر به همین شکل پیش برود، در سال های آینده بدون شک با افزایش خشونت سیاسی در این کشورها روبرو خواهیم شد.

خشونتی که در یک سال اخیر توسط دولت های غربی برای سرکوب اعتراضات مردم به کار گرفته شده، به طور جدی باعث نگرانی ست. هفته پیش در اسپانیا پس از اعتصاب چند روزه ی خدمه شرکت های هواپیمایی، دولت ارتش را به فرودگاه ها آورد تا کارکنان اعتصابی را وادار به کار کند. اینکه ارتش چگونه و از چه طریقی توانست اعتصاب را بشکند، موضوعی ست که رسانه ها به آن نپرداخته اند و مشخص نیست. دولت اسپانیا همچنین اعلام کرد که همه کسانی را که در اعتصاب شرکت داشتند، جریمه خواهد کرد.

در روزهای اخیر در لندن اعتراضات گسترده ای توسط دانشجویان انجام گرفته، چرا که قرار است شهریه دانشگاه ها سه برابر شود و از ۳ هزار پوند به ۹ هزار پوند برسد. در روند این اعتراضات، دو روز پیش دانشجویان به ماشین پرنس چارلز حمله کردند و یکی از شیشه های آن را شکستند. همان روز رییس پلیس لندن اعلام کرد که افراد پلیس خیلی “خوددار” بوده اند، چرا که می توانستند حمله کنندگان را بکشند، ولی با وجود اینکه مسلح بودند، این کار را نکردند. او از دانشجویان معترض به عنوان “گانگستر” نام برد.

این واقعا فاجعه است که رییس پلیس در یک کشور دمکرات که ادعای پایبندی به حقوق بشر را دارد، از کشتن مردم به خاطر شرکت در چنین آکسیونی به عنوان پدیده ای معمولی و قابل دفاع حرف بزند. در واقع اظهارات رییس پلیس لندن هشداری بوده است به معترضین که بدانند از این به بعد ممکن است کشته هم بشوند.

در آلمان ماه هاست در شهر اشتوتگارت هر شنبه تظاهراتی با شرکت دهها هزار نفر در اعتراض به پروژه گسترش ایستگاه راه آهن مرکزی برگزار می شود. این پروژه که “اشتوتگارت ۲۱” نام دارد از نظر معترضین زیادی گران است و دولت نباید اجازه اجرای آن را می داده. مفسرین ولی بر این عقیده اند که دلیل شرکت گسترده و بی سابقه مردم در این تظاهرات ها به دلیل افزایش نارضایتی ست. جالب است که مردم از تمام نقاط آلمان در تظاهرات های روز شنبه در اشتوتگارت شرکت می کنند، با اینکه پروژه “اشتوتگارت ۲۱” یک مسئله محلی ست.

در این مورد هم تنها پاسخ دولت ایالتی بادن وورتمبرگ به اعتراضات، سرکوب معترضین بوده است. کار به جایی رسید که حتی چندی پیش یک مرد مسن که مورد حمله ماشین های آب پاش پلیس قرار گرفته بود، بینایی یک چشم خود را از دست داد.
این مسئله باعث انتقاد گسترده از عملکرد پلیس شد. رییس سندیکای پلیس آلمان نیز به شدت از سیاستمداران انتقاد کرد و گفت که آنها به جای اینکه از طرق سیاسی مشکلات را حل کنند، از نیروی پلیس استفاده می کنند و این باعث خصومت مردم با پلیس می شود. قابل ذکر است که در سال های اخیر در آلمان اعمال خشونت آمیز علیه پلیس افزایش یافته است.

ادامه این وضعیت مسلما به نفع هیچ کس نیست. خشونت دولتی باعث افزایش خشونت معترضین می شود و این به خشونت دولتی دامن می زند و آن به این و خلاصه این چرخه متوقف نمی شود. چنین چیزی نه به نفع دولت هاست، نه به نفع مردم. حتی سرمایه داران هم از افزایش تشنج در جامعه متضرر خواهند شد. جامعه ای که خشونت در آن حکم کند، از هیچ لحاظ ثبات ندارد و دیر یا زود شیرازه اش از هم خواهد پاشید.
.