این نوشته مسائلی را باز و عنوان می کند که کمتر به آن توجه شده است،

خوشحال می شویم با مطالعه دقیق آن اگر نظری دارید با ما درمیان بگذارید

تا بهتر و بیشتر وارسی و مو شکافی شود.
————————————————————

در جهان امروز به علت پیشرفت تکنولوژی وکامپیوترو کار برد ماشین آلات ، کارها یی که قبلا به وسیله ی دست انسان ها انجام می شد ، راحت تر و سریع تر و ارزان تر به وسیله ی کامپیوتر و ماشین آلات انجام می شود و سودش به جیب سرمایه داران می رود.از طرفی به علت پیشرفت تکنولوژی بسیاری از مشاغل حرفه ای هم تقریبا از بین رفته است ،مثلا باخرید آنلاین کتاب و چاپ کتاب به کمک آمازون هم کتاب فروشی ها و هم چاپخانه ها آهسته آهسته از بین میروند. با استفاده از سایت گوگل دسترسی به هر نوع اطلاعاتی مقدور است دیگر نیازی به رفتن به کتابخانه نیست ، در نتیجه کتابخانه ها هم از بین می روند.

امروزه کمتر کسی از افراد متوسط جامعه به خیاطی ها مراجعه می کنند.زیرا لباس آماده بسیار متنوع و فراوان است ، به این ترتیب پیراهن دوزی ها و بطور کلی خیاطی تقریبا از بین رفته است. کار موزیسین ها و خوانندگان هم روز به روز با وجود سایت یوتیوب کساد می شودو این گونه افراد با استفاده از هنرشان قادر به تامین هزینه های زندگیشان نخواهند بود.افراد طبقه متوسط هر روز از لحاظ مالی ضعیف تر خواهند شد و به طبقه پائین تر سقوط می کنند.

به علت فقر، خریداران اتومبیل کمتر خواهند شد در نتیجه کارخانجات اتومبیل سازی هم آهسته آهسته کارشان کساد خواهد شد و کارگران بیشتری را اخراج می کنند. در نتیجه هر روز به کارگر کمتری برای انجام کارهای جامعه نیاز هست.و تعداد بیکاران روز به روز افزایش خواهد یافت. به همین علت در جوامع ای که پیشرفت تکنولوژی بیشتر است ، رشد بیکاری هم بیشترخواهد بود. و مردم رده های پائین این جوامع روز به روز فقیر تر می شوند و بحران اقتصادی در این کشور ها فراگیر ترخواهد بود و خانواده هم تقریبا مفهوم خود را از دست می هد.

تلویزیون برای تفریح ما نیست بلکه مغازه هایی است که شرکت ها یک شعبه درون خانه های ما دایر کرده اند. تا بتوانند با معرفی کالاهایشان و ایجاد نیاز صوری در مردم ، آن ها را به ما بفروشند.

وارن بافت یکی از ۱۰ سرمایه دار بزرگ جهان سفارش کرده است که از کارت های اعتباری استفاده نکنید. متاسفانه در کشور های صنعتی شرکت ها و دولت ها استفاده از کارت های اعتباری را به یک ارزش تبدیل کرده اند. اگرچه در پشت این قضایا مسائل دیگری وجود دارد که عام مردم در باره آن ها فکر نمی کنند. در این جوامع کسی که در ماه ۳۰۰۰ دلار درآمد دارد حدودا ۱۰ هزار دلار به کارت های اعتباری بدهکار است و کسیکه در ماه ۴۰۰۰ دلار درآمد دارد ، حدود ۱۵ هزار دلار به کارتهای اعتباری بدهکار است و… این کارت اعتباری چند خاصیت برای فروشگاه ها و سیاست گزاران دارد . خاصیت اول آنست که کالا های بیشتری فروخته می شود خاصیت دوم این است که کارکنان شرکت ها با توجه به بدهی هایشان ، از ترس اخراج شدن نارضایتی خود شان را ابراز نمی کنند.

گفته می شود در اثر پیشرفت تکنولوژی محمل های کاری هم افزایش می یابد. ولی باید توجه داشت که این موارد جدید می تواند حد اکثر ۱۰ درصد ازبیکاری ها را چاره کند تکلیف ۹۰ درصد بقیه چیست ؟

قبلا در جوامع روستایی و شهری که هنوزاز تکنولوژی استفاده نمی شد اصلا بیکاری وجود نداشت .من حدس می زنم که بعد از حدود ۵۰ سال درآینده ، بسیاری از مردم طبقات پائین جوامع شهری قادر به ادامه زندگی در شهر ها نباشند . این افراد آرام آرام به دشت ها و دامنه کوه ها و کناره های دریا ها پناه خواهند برد وبا استفاده از سلاح های سرد به صید پرندگان و ماهیگیری و انجام کارهای کشاورزی خواهند پرداخت و به زندگی روستایی قبل از پیدایش تکنولوژی ادامه خواهند داد.

قبل از صد سال پیش ، یخچال ، فریز، آوون ، توستر ، دیگ زودپز ، مخلوط کن ، در آشپزخانه ها وجود نداشت. و در قسمت نشیمن خانه ها ، تلویزیون ، رادیو ، کامپیوتر، تلفن ، سلفن ، مبل ، فرش های تزئینی ، میز نهارخوری، وجود نداشت. آیفون ، کولر ، آبگرم کن ، اجار منزل ، اتومبیل و … وجود نداشت . اگر کمی دقت کنیم کمتر از ۱۰ در صد هزینه خانواده ها صرف غذا و خوراک می شود . ۹۰ در صد بقیه صرف دیگر چیز ها می شود که البته این لوازم ، باعث رفاه مردم می شود ولی آرامش را از مردم گرفته است. تنها مساله زندگی در قدیم یک سرپناه و سیر کردن شکم بود .

عده ای هم به علت عدم دستیابی به اشتغال مناسب به افراد بیکار و طبیعتا به اقشار طبقه فقیر افزوده می شوند. می توان گفت به موازات پیشرفت تکنولوژی ، فقر نیز افزایش می یابد. فقر در هر جامعه ، پیامد های عدیده ای دارد که سوء تغذیه ، عدم بهداشت ، بزه کاری ، تکدی گری واشتغال های کاذب و مهمتر از همه روسپیگری را در پی خواهد داشت. امروزه همه ما مشاهده می کنیم که در اثر فقر بسیاری به اعتیاد و به دنبال آن به مفاسد دیگر آلوده شده اند.از اثرات دیگر فقر ، به وجود آمدن کودکان خیابانی ، دختران فراری است. به علت استفاده از ماشین آلات کشاورزی ، بیکاری و در نتیجه فقر به روستا ها هم کشیده شده است . در نتیجه بسیاری از روستائیان به ناچار به شهر ها مهاجرت کردند و در حاشیه شهر ها ، در جاهایی به نام آلونک زندگی می کنند و به مشاغلی مانند سیگار فروشی ، دست فروشی ، فروشندگی دوره گرد و کارگری ساختمان و احیانا به کار قاچاق اشتغال دارند و زندگی بخور نمیری را می گذرانند.

بر اساس برآورد های جهانی ، میلیون ها کودک در شهر های جهان ، روزهای خود را در خیابان ها با سیگار فروشی و تکدی گری و امثالهم می گذرانند و شب ها هم در خیابان می خوابند. حتما شنیده اید که کارتن خوابی درهمه ی شهرها رو به گسترش است.

فقر و بیکاری منشاء پیدایش همه ی بزهکاری ها و نا هنجاری های جامعه است. به همین دلیل در هر جامعه ای که فقر بیشتر باشد ناهنجاری های جامعه هم بیشتر است. به عنوان مثال روسپیگری که رفته رفته به نوعی شغل تبدیل شده است و امروزه در شهر های بزرگ به اقتصاد پنهان جهانی پیوسته ، ریشه در فقر دارد. زنان و دختران به دلائل مختلفی روسپیگری را برای ادامه حیات بر می گزینند. البته عوامل ایجاد کننده ی آن عبارتند از : تنهایی ، بیکاری ، بی پولی و اداره کردن بار سنگین مالی خانواده است.

بدون شک تاثیرات مخرب ناهنجاری ها و بزهکاری ها که از فقر اقتصادی نشات میگیرد غیر قابل انکار است و اثرات منفی و زیانباری که از این جهت متوجه جامعه می شود نه تنها از آثار مخرب یک جنگ تمام عیار کمتر نیست ، بلکه در بعضی موارد بسیار گسترده تر و فراگیر تر و مخرب تر است.

از طرفی جلوی پیشرفت تکنولوژی را که نمی توان گرفت ، پس چه باید کرد؟

تنها راه برون رفت مشکلات و مصائب امروزجوامع صنعتی آنست که سیستم سرمایه داری موجود تعد یل شود. و سود های کلان شرکت ها ، بانک ها ، شرکت های بیمه ، شرکت های نفتی و کارخانجات اسلحه سازی به جای آنکه به جیب عده ی خاصی برود. به جیب دولت سرازیر شود و دولت با آن درآمد ها، کار هایی بکند که فقر هر چه سریع ترکم تر شده یا از بین برود.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که هزینه ی یک سگ دست آموز، در آمریکا یا در کانادا می تواند یک خانواده ۵ نفره را در افریقا یا جاهای مشابه بخوبی اداره کند. در آمریکا یک تابلوی نقاشی به قیمت میلیون ها دلار فروخته شده است، در عین حال در افریقا و هندوستان و بسیاری از جا های دیگر، میلیون کودک هر شب گرسنه سر به بالین می گذارند. بسیاری از مردم فقیر در کشور های آفریقایی و هند مانند انسان های ده هزار سال پیش زندگی می کنند. سر پناه آن ها چند شاخه درخت است. مادر و بچه هایش ، لخت لخت در میان آشغال ها به دنبال غذا می گردند.

سر دمداران جوامع سرمایه داری امروز، که مرتبا سنگ حقوق بشر و آزادی را بر سینه می زنند، این مسائل را میدانند ولی برای ثروتمند تر شدن صاحبان شرکت های بزرگ این مسائل اصلا برایشان مهم نیست . بسیاری از کلمات مانند حقوق انسانی ، حق حیات ، حقوق بشربرای آن ها اصلا معنی ندارد.

آن ها از این کلمات در جهت منافع خود استفاده می کنند. این سیستم که در جهان غرب به نام جهان آزاد کار می کند ، سیستم چپاول و خون مردم مکیدن است. صاحبان سرمایه های کلان مانند صاحبان بانک ها و شرکت های بیمه وشرکت های نفتی و کارخانجات اسلحه سازی اداره همه چیز جامعه را به عهده دارند. حتی سیاستمدار ها هم باید از آن ها گوش شنوایی داشته باشند در غیر اینصورت به سرنوشت کندی ها دچار می شوند.

همین کشور کانادا تا حدود زیادی سوسیالیزه است. بهداشت و درمان رایگان است ، بیکاران بیمه بیکاری دریافت میکنند . در این جامعه گرسنه وجود ندارد . اگر در جای جای شهر چند نفر مشغول گدایی هستند اکثر شان معتادند نه محتاج غذا. ولی در همین کانادا بانک ها و شرکت های بیمه و شرکت های دیگربیداد می کنند. و اما در مورد بیمه ، به عنوان مثال اگر شما به علتی از چراغ قرمز سر چهار راهی عبور کردید ، پلیس شما را مبلغی جریمه می کند و حق بیمه شما برای ۲۴ ماه ، حداقل ماهی ۲۰ دلار افزایش می یابد. اگر خدای ناکرده با ماشین تان تصادف کنید ، شرکت بیمه ، ماشین شما و ماشین طرف مقابل را درست میکند ، از آن به بعد حق بیمه ماهانه شما افزایش می یابد.

در واقع شرکت بیمه هر مبلغی را که هزینه کرد ، آن رابا سودبالایی از شما پس می گیرد. در واقع بیمه ی اتومبیل در این کشور ها یک نوع باج است. هر دارنده وسیله نقلیه به طور متوسط هر ۱۰ سال یک بار، کل قیمت ماشین را باید به شرکت بیمه بپردازد.

اگر دولت ، صاحب همه ی شرکت ها باشد ، آنگاه سود حاصل از این شرکت ها صرف مردم همان کشور خواهد شد و مساله ی فقر بسیار کم و کمتر می شود و دیگر کودکی با شکم گرسنه سر به بالین نمی گذارد.

در مقابل این سیستم سرمایه داری ، سیستم سوسیالیستی هم وجود داشت که برای برقراری آن زحمات زیادی هم کشیده شد ولی متاسفانه رهبران آن مانند استالین و امثال او، با روش های غلط وغیر انسانی و خشونت های غیر لازم سوسیالیزم را بد نام کردند .از طرفی سیستم سرمایه داری از ترس گسترش سوسیالیسم کمک های زیادی به فروپاشی سوسیالیسم کرده است.

جنگ جهانی دوم – این ساده لوحانه است که بگوئیم آدمی مانند هیتلر، که بالاترین درجه اش در ارتش سرجوگی بود ، به تنهایی بتواند پس از تشکیل حزب نازی ، طی ۱۰ سال به قدرتی برسد که بتواند جنگ جهانی دوم را آغاز کند آنهم در شرایطی که آلمان حدود ۴ ملیون بیکار و از لحاظ اقتصادی وضع نا مناسبی داشت. در حالیکه دلائل عمده ی رشد هیتلرعبارتند از

۱- نظام سرمایه داری غرب در اندیشه از بین بردن رژیم های سوسیالیستی جهان بود و هیتلر، را مهره ی مناسبی در راستای اهداف خود برآورد کرد. مضافا این که هیتلر به صراحت می گفت ، مبارزه با بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان است.

۲- صاحبان کارخا نه های زیمنس ، بایر ، کروپ و فولاد سازی تیسن ، کمک های مالی بی دریغی در اختیار نازی ها قرار دادند تا حزب نازی هیتلر در آلمان به قدرت برسد. زیرا اتحادیه های کارگری در حال شکل گیری بود و احتمال سوسیالیستی شدن کشور آلمان وجود داشت.