واقعن ما می نویسیم و یا می سرائیم که خوانده شود؟
آیا تعداد مخاطب برایمان اهمیت ندارد؟ و هر قدر اندک هم برایمان کافی است؟

می دانیم ” یا من چنین فکر می کنم ” که یکی از شاخص های یک اثر، تعداد خوانندگان است.
و همیشه متر و معیار، این ” تعداد ” است.
در اینصورت بیان این عقیده
” اگر واقعن به آن اعتقاد باشد و فقط یک پُز و ژست روشنفکرانه نباشد ”
که
” فهم و قبول خواننده مهم نیست، هر تعداد که بخوانند کافی است “.
نمی تواند معقول باشد.
می دانید، بسیارند آنهائی که علاقمند به خواندن داستان و شعر هستند، ولی گاه زیر لوای هر انگ، شاهدیم که این گروه از داشتن اثری که راحت خوانده و درک شود محروم می شوند.

این البته حق هر نویسنده است، در هر روالی که دلش بخواهد بنویسد، اعم از پست مدرن،
” حتا من درآوردیش را ” تا ” تجربه گرا” و “خواص پسند! و…..” ولی بی تردید چنانچه نشود آنها را راحت خواند و محتوایشان قابل درک و فهم نباشد پذیرش آنها در دایره ای محدود خواهد بود و دوستداران بسیار اندکی خواهد داشت.
اما اگر صحبت در مورد پا گذاری در میدان گسترده مخاطبان عاشق ادبیات است، این نوع آثار
” گُرز ” این میدان نخواهند بود.
این نظر گمان نمی کنم دلیل بیشتری بخواهد.

اگر ما، ایرانی و فارسی نویس هستیم؟ و برای مردمان خودمان با خصوصیاتی که از آنها می دانیم ” و اگر نمی دانیم بهتر است که بدانیم ” می نویسیم؟ و روی کرد و توجه آنها به نوشته ی ما برایمان مهم است؟ و با ” عیّار” آنهاست که ارزش کار ما سنجیده می شود؟ در اینصورت آنگونه نوشتن که انگشت شماری را خوش آید ما را بجائی نمی رساند و چنین نوشته ای ماندگار نخواهد بود.
منصفانه از بین تمامی آثار صد سال اخیر کشورمان اگر” صد ” نمونه برگزینیم
” نمی گویم ده نمونه ”
آیا، حتا یک نوشته ی این چنینی جایگاهی خواهد داشت؟ آگر هست آن کدام است؟
فکر می کنید، یک سالن با تعداد اندکی تماشاگر برای هنر پیشه ای که بر روی صحنه مشغول بازی است، کافی است؟ و سالن پراز تماشاگر و کف زدن های آنها، و از جا بر خاسته تشویق کردن هنرمند ِروی صحنه، خواست و حتا آرزوی هر بازیگری نیست؟…و بازیگر باید به این دلخوش باشد که بر خلاف جریان شنا می کند؟ و با بازی و صحبتهای نا متعارف و نا آشنا به گوش، ” نو ” آوری می کند؟ و تعداد تماشاگران و ” پُر ” و ” خالی ” بودن سالن برایش مهم نیست؟ ….قبولش بیش از کمی، مشگل است.
بنظر من، آنها

وقتی نقاشی تماشاگران زیادی را گرد اثری از خود می بینند سر شار از شوق نمی شود؟ و بی توجهی به اثر او، به خاطر سبک و طرحی که بکار برده است، او را پکر و ناراحت نمی کند؟

در هر واقعه ای اعم از آنچه که در بالا گفته شد، یا در عالم نویسندگی و حتا وقایع ورزشی آیا این تعداد ” مراجعین ” نیستند که اهمیت دارند؟
یک اثرهنگامی مردمی است که با استقبال مخاطب همراه شود، در غیر اینصورت از محیطی که در آن متولد شده است منتزع می شود و ماندگاری آن چون حبابی بر آب خواهد بود.