مارشا مهران نویسنده ایرانی ساکن ایرلند که با کتاب “آش انار” در سال ۲۰۰۵ شهرت جهانی کسب کرد، چهارشنبه هفته گذشته درحالی که فقط ٣۶ سال سن داشت به طور ناگهانی درگذشت. جسد ماشا مهران، چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ماه در محل سکونتش در استان مایو در شمال غربی ایرلند کشف شد. بنا به نوشته نیویورک تایمز و روزنامه های محلی پلیس ایرلند احتمال قتل این نویسنده ایرانی را منتفی اعلام کرده و گفته همچنان درباره کشف علت مرگ خانم مهران در حال تحقیق است.
خانم مهران در سال ۲۰۰۵، زمانی کوتاه بعد از انتشار رمان معروفش “آش انار”، در مجله نیورک تایمز درباره زندگی چند فرهنگی خود نوشت: وقتی مردم می پرسند من چه تباری دارم، می گویم فارس هستم. در ایران متولد شده ام، به آلمانی و انگلیسی تخیل می کنم و می نویسم، اسپانیایی عصبانی می شوم و با چند پیمانه “جین” با تمام وجود رقص ایرلندی می کنم.
مارشا مهران در سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. خانواده وی در سال ۱۳۵۷ از ایران خارج شده و به بوئنوس آیرس آرژانتین مهاجرت کردند. در بوئنوس آیرس خانواده مهران یک رستوران خاورمیانه ای را اداره می کردند. در آنجا مهران به “سنت اندرو” مدرسه‌ای اسکاتلندی می‌رفت و به انگلیسی درس میخواند. در سال ۱۹۸۴، هنگامی که مارشا ٨ ساله بود به دلیل شرایط نامساعد اقتصادی و سیاسی آرژانتین خانواده مهران به میامی آمریکا رفتند. مهران ۱۴ ساله بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند و مارشا با مادرش به استرالیا رفت. در سن ۱۹ سالگی مهران به نیویورک آمریکا رفت و در آنجا شغل‌های کوتاه‌مدت مختلفی اختیار کرد و در کنار آن به نویسندگی پرداخت. در نیویورک ماشا مهران با کریستوفر کالینز ایرلندی آشنا شد و پس از ازدواج با او به ایرلند رفت. او و همسرش سال ها بین آمریکا و ایرلند در رفت و آمد بودند و همزمان در استان مایوی ایرلند و بروکلین نیویورک زندگی می کردند. زندگی کوتاهی که فکر می کردند بی شباهت به جدائی نیست.

رمان آش انار
رمان “آش انار” که به زبان انگلیسی نوشته شده، تا به حال به ده زبان از جمله فارسی، آلمانی و اسپانیایی ترجمه و در بیش از ۲۰ کشور منتشر شده است. این رمان در سال ۲۰۰۵ یکی از پرفروش‌ترین و مشهورترین رمان‌های سال در بازار بین‌المللی شد. “آش انار”، داستان سه خواهر ایرانی است که در سال ۵۷ زمان انقلاب از ایران به شهر کوچکی در ایرلند مهاجرت می کنند و بعد از چند سال تصمیم می گیرند یک رستوران ایرانی راه اندازی کنند. مارشا مهران زندگی خود و زندگی یک خانواده لبنانی مهاجر ساکن ایرلند را الهام بخش این رمان میداند. بهزاد کاویانی دستجردی، آش انار را به فارسی ترجمه کرده است.
کتاب پر آوازه “سوپ انار” یا همان “آش انار” که در جهان کتاب به عنوان “شکلات ایران” هم شناخته می شود، به نوشته وبلاگ ایرانی “بیوگرافی”، داستانی با درون مایه های عمیق از فرهنگ ایرانی و از یک نویسنده ایرانی است. نویسنده متولد تهران.
گروه انتشاراتی “راندم هاوس” در معرفی “آش ایرانی” این اثر پرفروش سال ۲۰۰۵، با نقل خلاصه ای از داستان، خوانندگان را به پیگیری کتاب چنین ترغیب کرده است: «جایی پایین تر از ناحیه کوهستانی “کرود پتریک” ایرلند، دهکده کوچک و دور افتاده “بالینا کرود” با هوایی مرطوب و دم کرده اش برای خواهران امین پور همچون یک بهشت امن به نظر می رسید. درست هفت سال از زمانی که مرجان امین پور همراه با دو خواهرش بهار و لیلا به این دهکده آمده بودند، می گذشت. این دهکده با آن جاده های پیج در پیچ اش جایی بود که آن ها سرانجام در آن سکونت گزیدند.
اندکی پس از ورود به دهکده، سه خواهر در آشپزخانه ای واقع در یک نانوایی قدیمی در خیابان اصلی دهکده، دم و دستگاهی برای پخت و پز ترتیب دادند و چندی بعد، عطر خوش هل، دارچین و زعفران از ایجاد “بابلان کافی” یا “کافه بابل” خبر می داد.
این حادئه برای اهالی دهکده که عموما به کلم پخته و جینس (نوعی آبجوی ایرلندی) در میخانه محلی خو کرده بودند، غافلگیر کننده بود و البته بیش از همه “توماس مک گوایر” پادشاه بی تخت و تاج “بالینا کرود” از این واقعه جا خورده بود زیرا وی از مدت ها پیش اقدام به خرید آن نانوایی قدیمی کرده و هربار دست خالی برگشته بود. بنابراین آن چه که خشم مک گوایر را بر می انگیخت، تنها آن بود که این شیرینی پزی که او آن همه در پی اش بود، حالا به اشغال چند خارجی در آمده است.
اما پس از مدتی با عطر چاشنی های مرموز و اسرارآمیز که هر روز در کوچه پراکنده می شد، جادوی آن سه خواهر در میان مردم دهکده اثر کرد و به زودی کارشان بالاگرفت. از آن پس سوپ قرمز دانه دار،‌ آبگوشت، طاس کباب و باقلواهای مرجان با آن بوی خوش گلاب، در میان مردم طرفداران بسیار یافت و حتی رفتارهای عصبی خواهرش بهار نیز رو به بهبودی گذاشت.
در میان حمایت ها و ایستادگی های پدر “فرگل ماهونی”، کشیش ،”فیونا اثی”، آرایشگر دهکده و “استلا دلمونیکو”، بیوه آرامی که تنها زندگی می کرد، سه خواهر ایرانی به تدریج حامیانی در میان جمع کوته فکر و تنگ نظر مخالف می یابند که اغلب با سردی و غرور با آن ها روبرو می شدند.
اما سرود ستایش زندگی روستایی به زودی پایان می گیرد هنگامی که سختی ها یک بار دیگر از راه می رسند و جریاناتی دشوار در زندگی این سه خواهر و مسائل روزمره آن ها جریان می یابد.»
به عقیده ناشر، نوعی رایحه، نوعی آزمون و هماوردی دو فرهنگ متمایز در کتاب سوپ انار جریان دارد و می توان این کتاب را یک نوول تاثیر گذار به سبک رئالیسم جادویی دانست که با توجه به جزئیات، داستانی غنی پدید آورده که با دستورالعمل غذاهای گوناگون جذابیت بیشتری یافته است. خلاصه باید گفت این کتاب سفری دلپذیر به قلب دنیای آشپزی ایرانی و زندگی ایرلندی هردو باهم است.
کتاب مارشا مهران از زمان انتشار تاکنون مورد توجه و بررسی بسیاری از نویسندگان و منتقدان ادبی در کشورهای انگلیسی زبان قرار گرفته است. از جمله این موارد می توان به نظر”فرانک دالنی” برنامه ساز رادیو بی بی سی که خود نیز نویسنده چندین کتاب مطرح ادبی است، اشاره کرد.
او که به دلیل برنامه های رادیویی و کتاب هایش به ویژه رمان پرفروش “ایرلند” از شهرت بسیار در امریکا و انگلستان برخوردار است، درباره این کتاب نوشته است: «کمتر کتابی است که چنین جذاب و در بخش های مختلف ‌چنین همساز باشد. مارشا مهران در کار خود از مهم ترین نکته و جزء اصلی ادبیات، یعنی غذا و نحوه تهیه آن بهره گرفته و از آن به عنوان ابزار خلق داستانی دلپذیز با تصاویر رنگارنگ و فضاهای فانتری استفاده کرده است درعین حال با درکی عمیق از نیروهای مخالف، همانند تلون مزاج و دلخوری، دلتنگی آدم ها و حوادث ناگوار همراه است. کتاب او جستجویی بسیار سرگرم کننده و موثر در تفاوت میان انسان هاست.»
“ادریانو تریجیانی”، فیلم ساز و نویسنده رمان “روکوکو” که درشمار پرفروش ترین رمان های سال ۲۰۰۵ در نیویورک تایمز شناخته شده ،درباره این کتاب نوشته است: «سوپ انار، رمانی باشکوه، جسورانه و دل انگیز است. تلاش خواهران ایرانی، مرجان، بهار و لیلا که درپی بنای یک زندگی تازه، تجارت و عشق را در مکانی چنان دوراز وطن آغاز می کنند، ستودنی است. ایرلند هرگز صحنه ای زیباتر و کامل تر از آن چه که در این داستان آکنده از شوخ طبعی، امید و فرصت های تازه تصویر شده، نبوده است.»
مجله انتقادی “لایبراری ژورنال” نیز این کتاب را در مجموع کتابی رضایت بخش دانسته و گنجاندن آن را در برنامه مطالعات فردی برای تعطیلات تابستانی و کلوپ های کتاب خوانی با تاکید بسیار توصیه کرده و آورده است: «کتاب مارشا مهران، نویسنده متولد تهران و مقیم ایرلند ‌که عمدتا حول مسئله اقامت در یک شهر کوچک ایرلندی استوار است، ‌به نوعی یادآور کتاب جیمز جویس است. هنگامی که سه خواهر در یک نانوایی قدیمی دست به ایجاد یک کافه به سبک کشورهای خاورمیانه می زنند و با دشمنی ها و بدگمانی های اهالی دهکده روبرو می شوند اما تمام آدم های داستان از مک گوایر گرفته تا سه خواهر و دیگران، ساده یا پیچیده، همانند دستورالعمل های آشپزی که خواهر بزرگتر، مرجان ارائه می کند، زنده و قابل درک اند. درعین حال شیطنت ها، ثبات و فاداری آدم های داستان، همانند یک فیلم در صفحات کتاب نقش ایفا می کنند چنان که خواننده خود را در موقعیت شاهد عینی ماجراها می یابد.»
نویسنده “شیکاگو تریبون” نیز با اشاره به سبک رئالیسم جادویی مارشا مهران خاطرنشان کرده است که او در کنار پرداخت جالب داستان و نقش آدم ها چنان به شرح و تفصیل غذاهای رنگارنگ و ناآشنا پرداخته که به راستی باید گفت کتابی اشتهاآور است.»
مارشا مهران رمان و داستان هایی دیگری هم نوشته است. رمان “گلاب و نان سودا” در سال ۲۰۰٨ منتشر شد که به نوعی ادامه آش انار است. “باران پسته” کتاب سوم از سری هفت نوشته در دست انتشار بود. و کتابی با عنوان مدرسه زیبایی مارگارت تاچر که قرار بود تحریر شود.
مارشا به تایمز ایرلند گفته بود می خواهد داستان با نشاط و شادی آور بنویسد و با گشودن دل خود اعتماد خوانندگان را جلب کند.
مارشا رفت. اما با آنچه نوشت و به یادگار گذاشت، در دل میلیونها خواننده در جهان دوام حضورش را ثبت کرد.