احمد بیگدلی از شیوه‌ی ممیزی کتاب انتقاد کرد و خودسانسوری را از پیامدهای آن دانست.

این داستان‌نویس در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، گفت: گاهی ممیزی قابل تحمل است و در این صورت، مشکلی پیش نمی‌آید؛ اما گاهی این ممیزی نه تنها قابل تحمل نیست؛ بلکه تا آن‌جا پیش می‌رود که بر سر یک کلمه و حذف و وجود آن دعوا می‌شود. در صورتی که این کلمه حتا اگر نقشی در داستان داشته باشد، خیلی کوچک است. این موارد باعث می‌شود که خالقان ادبیات معاصر که نمی‌خواهند ادبیات نازل و در سطح بسیار پایین بنویسند، وادار شوند تا آثار خود را به طریق دیگری چاپ کنند.

او افزود: به عنوان مثال، ” آنای باغ سیب ” من ۳۰ ماه ( سی مااااااااااااااااااااااه !!!!!) منتظر مجوز بود. بعد از ما خواستند تا چند کلمه‌ای را حذف کنیم. حذف آن چند کلمه به یکی از داستان‌های این مجموعه چنان لطمه جبران‌ناپذیری می‌زد که نمی‌توانستم کاری برای آن داستان بکنم؛ اما چون می‌خواستم که این کتاب در ایران چاپ شود و زیرزمینی نشود، این داستان را از مجموعه حذف کردم. من کار خوبی نکردم؛ اما داستان را حذف کردم تا با ممیزان به تفاهم برسم.

بیگدلی ادامه داد: کتاب ” آوای نهنگ ” نیز بعد از ۳۹ ماه ( یعنی بیش از ۳ سال ) مجوز گرفت و جالب این‌جاست که درباره آن چیزی نگفتند و بلافاصله یک ماه بعد، همین کتاب در هفتمین دوره جایزه کتاب فصل، جایزه گرفت. این معطل بودن یکی از مشکلات نویسندگان است که غیرقابل تحمل است. من ۳۹ ماه تحمل کردم و حرفی نزدم؛ چرا که داستان‌های من تاریخ مصرف نداشتند؛ ولی بعضی نویسندگان داستان‌هایی می‌نویسند که تاریخ مصرف دارند و احتمالا اگر یک یا دو سال از نوشتن آن‌ها بگذرد، جذابیت خود را از دست می‌دهند. همین معطل کردن و قیچی کردن باعث می‌شود تا خیلی از نویسندگان علاقه‌مند به ادبیات خلاقی که نمی‌خواهند آثار نازل خلق کنند و به اخلاق پایبند هستند، مدت‌ها برای چاپ آثارشان منتظر بمانند.

او در ادامه اظهار کرد: ممیزی فقط این نیست که کتابی به وزارت ارشاد داده شود و عده‌ای تصمیم بگیرند که آیا آن کتاب صلاحیت خوانده شدن دارد یا ندارد و نقطه نظرات خود را بعد از دو تا سه سال عنوان ‌کنند یا نکنند و یا مجوز بدهند یا ندهند. این درد تنها نیست؛ بلکه همین روند در طی مدت زمانی که نویسنده معاصر تلاش می‌کند که آثار خوب و فاخر عرضه کند، به مرض دیگری مبتلا می‌شود که آن مرض خودسانسوری است.

این نویسنده افزود: در پی این موضوع، نویسنده جرأت و شهامت خود را برای نوشتن ادبیات فاخر از دست می‌دهد. ادبیات فاخر را که نمی‌توان در قوطی کرد، در جعبه بسته‌بندی کرد، دور آن را نوار کادویی پیچید و به ناشر داد. موضوع فقط ممیزی وزارت ارشاد نیست. موضوع این است که این به نویسندگان علاقه‌مندی که می‌خواهند در این مملکت کار کنند، تسری پیدا می‌کند. این‌ها نمی‌خواهند از این مملکت بروند و سال‌ها حسرت این را بخورند که چرا از این مملکت رفته‌اند.

بیگدلی خاطرنشان کرد: ممیزی به عنوان یک بیماری مزمن تسری پیدا می‌کند. این تسری در نویسندگان جوانی که می‌خواهند آثار خود را چاپ کنند تا اسم و رسمی پیدا کنند و نقد و نظری راجع به کتاب آن‌ها شود، بیش‌تر است. این‌ها خودسانسور می‌شوند که خطرناک است. نویسنده باید با درنظر گرفتن ممیزی بنویسد؛ این‌گونه که نمی‌توان داستان نوشت یا شعر گفت.

او در پایان گفت: با تحولاتی که بعد از انقلاب در ایران به وجود آمده، سطح توقع جامعه ما خیلی بالا رفته و هر کتابی را نمی‌خوانند. ممیزی هم برای نویسندگان بیماری خودسانسوری را فراهم کرده و هم برای خوانندگان نوعی وسواس را به وجود آورده؛ چرا که تکلیف آن‌ها با کتاب‌هایی که منتشر می‌شود، روشن نیست.