عکسی از یلداسفرهٔ شب یلدا

یکی از نظریه های نسبتا معتبر اینست که می گوید کره ی زمین حدود ۴٫۵ ملیارد سال پیش شکل گرفته است. این که حیات چگونه در روی کره ی زمین به وجود آمده است هنوز برای دانشمندان مشخص نیست.
البته نظریه های مختلفی مطرح است . حدود ۲ ملیون سال پیش میمون ها به وجود آمدند و حدود ۴۰۰ هزار سال پیش انسان های اولیه و بشر امروزی حدود ۱۰۰ هزار سال پیش در روی زمین به وجود آمد.
مشکلات بشر اولیه علاوه بر یافتن غذا ، ترس و وحشت دائمی از تاریکی بود. زیرا پس از غروب آفتاب تاریکی مطلق بر همه جا حکمفرما بود. علاوه بر مساله ی تاریکی به علت وجود طوفان و باد های شدید و صدا های رعد و برق ،شب ها ترس و وحشت مردم افزایش می یافت. حتا در شب های مهتابی به علت وزش باد و طوفان ، سایه های اشیاء و در ختان جا بجا می شد و باعث ترس و وحشت بیشتر می شد.
اما در روز هیچ یک از این موارد ایجاد وحشت ، وجود نداشت. لذا نور ، خورشید و روز ، دشمن تاریکی واز بین برنده ی ترس و وحشت بود. به همین علت نور ، خورشید ، و روز ، ارزش فوق العاده زیادی در زندگی بشر اولیه داشت. بی سبب نیست که شب یلدا ، ارزش فوق العاده ای در زندگی بشر اولیه پیدا کند زیرا از پگاه فردای آن شب ، زمان نور وروشنایی خورشید افزایش می یافت و طول روز بیشتر می شد.
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پائید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون
فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند.
شب یلدا یا شب چله ، طولانی ترین شب سال در نیمکره ی شمالی است. ایرانیان و بسیاری از اقوام دیگر این شب را مبارک می دانند و آن را جشن می گیرند
واژه ی یلدا به معنی زایش ، زاد روز و تولد است که برگرفته از زبان سریانی است .
ایرانیان عهد باستان باور داشتند که میترا ، آن فرشته ی نور و روشنایی در سحرگاه بلند ترین شب سال ظهور می کند و به پاس همان طلوع ،جشن بزرگ ترتیب می دادند و تا پگاه نه می آرمیدند و نه می خوابیدند. الهه ی نور و روشنایی پرستندگانی داشت که معبودشان مهر و آئین شان مهر ورزی و ستایش نور بود. این آئین فرخنده در همه ی سر زمین های روم باستان هم رواج داشت. به طوری که مسیحیان در سده های اولیه، تولد میترا در شب یلدا را با تولد حضرت مسیح برابر می دانستند.
یلدا و جشن هایی که در آن شب بر گزار می شد یک سنت باستانی است. در عهد باستان ، صبح روز یلدا را آغاز سال نو می دانستند. به همین دلیل در دوران کهن ، فرهنگ اوستایی ، سال با فصل سرد شروع می شد. در اوستا واژه ی سرد مفهوم سال را افاده می کند و این به معنی غلبه ی اهور مزدا براهریمن یا پیروزی روشنایی بر تاریکی است.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌ شدن خورشید می‌نشستند.
روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خور روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌های جنگ رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی تبدیل می شده‌ است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد

ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند. محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است وبرای نمونه تقویم کلیساها ، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت را در خود نگاه داشته‌ است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های زایش میترا در روم باستان در قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. و از سرو برای ترئین این جشن استفاده کردند.
، پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم آئین مهر ، معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی مسیح ، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد
یلدا در استان های ایران
استان آذربایجان (شرقی و غربی)
در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه های تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.
استان کردستان – در کردستان نیز مانند سایر مناطق کوهستانی ایران این آیین تاریخ کهنی دارد.
استان بوشهر- مردم استان بوشهر نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ ترها می‌گذرانند. هندوانه در شب یلدا در بوشهر کاربرد زیادی دارد.
استان مازندران – در مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته می‌شود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصاً” انار و هندوانه و ازگیل می‌پردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستان‌های بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.
استان فارس – سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌ خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
استان همدان – همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش نیز خورده می‌شود که از معمول ترین خوراکی‌های موجود در این استان هاست.
استان اردبیل – در اردبیل رسم است که خانواده ها شب یلدا دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهی پلو و… از جمله خوراکی هایی است که در استان اردبیل مرسوم هست.
استان گیلان – در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولاً ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.
استان خوزستان – مردم خوزستان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.
استان قزوین – مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ فام که به “شب چره” معروف است، همراه با خوراکی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر برکتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع که مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر میکنند کوچکترها شعر “هر که نیارد شب چره – انبارش موش بچره” سر می‌دهند، که مادربزرگ در آوردن “شب چره” تعجیل میکند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل گشا و انجیر خشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه کند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یکی دیگر از آداب و رسوم “شب یلدا” فرستادن “خونچه چله” از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، کله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.