این مجموعه از هفده داستان کوتاه تشکیل شده است که هر یک با ظرافت خاصی مشکلات و شادی ها و غم های مردم عادی کوچه و بازار با قلمی شیوا به نمایش میگذارد

اولین داستان این مجموعه تحت عنوان “لفط الله” در یک خانه ی اجاره ای شکل میگیرد که در آن از غیب های زنان در محفل های خصوصی و دور از گوش و چشم شوهرانشان تا شرح حال کودکی که ناخواسته در جریان این مکالمات قرار میگیرد و آموزش های جنسی را به شکل ناهنجاری فرا میگیرد. در یکی از این مکالمات زنان در باره خروسی که میتواند در عین حال از پس چندین مرغ بر بیاید با حسرت یاد می کنند

– داستان دیگر این مجموعه جاسم نام دارد که تصویری است از زندگی در مناظق مرزی با اقصادی که از قاچاق کالاها ارزاق میکند

– روزهای آفتابی که کتاب عنوان این داستان را در بر میگیرد حکایت زیبایی است از زندگی طبقه کارگر در پالایشگاه آبادان و شکل گیری عشقی بین یک راننده ساده و دختر یکی از مدیران خارجی این پالایشگاه. این داستان تراژدی یک عشق است که پایان خوش آینده را به همراه ندارد. شباهت های زیادی بین این داستان و کتاب دیگر این استاد بنام ” شام با کارولین” دیده میشودکه از اذغام شدن دو فرهنگ و دو قشر مختلف اجتماعی به شکل بسیار زیبایی بهره میجوید.

شاید بتوان گفت فضای حاکم بر این مجموعه منطقه ایست که درگیر یک جنگ خانماسوز میشود و باید با تمامی ویرانی ها، خاطرات ناخوشایند این دوره زندگی را دوباره باز سازی کند. خواندن این کتاب هم تصویری گیرا از زندگی در این دوره و در این منطقه بدست میدهد که خواندن آن را بسیار سودمند می سازد. این مجموعه بیاد ما می اندازد که گاهی سالها بعد از خاتمه یک جنگ اثرات آن در زندگی بسیاری افراد برای همیشه باقی میماند. جنگی که می توانست رخ نده و این همه ویرانی و نابسامانی از خود باقی نگذارد.

خواندن این مجموعه را بهمه دوستان عزیزم سفارش می کنم. –