در سال ۱۸۴۹، آستن هنری لایارد به همراهی و با یاری یک آشوری ایرانی به نامه هرمزد رسام، در ساحل رو به روی موصل در کویونجیک، بزرگ ترین قصر نینوا از دوره آشور بانیپال را یافت. لایارد و هرمزد در دو تالاری که کشف کردند، کتابخانه آشور بانیپال را دیدند که ۲۸ هزار لوح گلی بود. در سوم دسامبر ۱۸۶۲، جورج اسمیت که بر روی این الواح بررسی می¬کرد، در انجمن آثار تورات سخنرانی کرد و گفت که در یکی از الواح کتابخانه آشور بانیپال داستان توفانی را خوانده که شباهت بسیاری با داستان توفان نوح تورات دارد. به دلیل ناقص بودن متن الواح، او خود به کویونجیک سفر کرد و باقی الواح را کشف کرد.
در سال ۱۸۷۰، او نخستین ترجمه گیلگمش را انتشار داد. کار اثلی این کشف بی مانند تاریخی را هرمزد رسام انجام داده بود.نزدیک صد سال بعد در ایران نیز ترجمه هایی از منشی زاده و شاملو منتشر شد.
در سال ۱۸۸۹ پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا تپه نیپور عراق را شناسایی و چهل هزار لوح کشف کردند که در بین آن‌ها کهن ترین متن گیلگمش موجود بود. این متن در سال ۱۹۳۰ به وسیله کمپل تامپسون خوانده و ترجمه شد.
حماسه گیلگمش در اصل متعلق به مردم ایران و از سرزمین سیستان بود و سپس مهاجران ایرانی آن را به سومر بردند و ازفرهنگ سومری به فرهنگ آشوری و بابلی و اکّدی راه یافته‌ و هر بار اضافاتی به آن افزوده شده است.
این لوحه از یک داستان حکایت می کند. داستانی در مورد سیلی مهیب که جهان را زیر آب برد، در مورد مردی که یک کشتی ساخت تا جفتی از انواع زندگان را نجات دهد و کبوتری که در جستجوی خشکی آن را به پرواز درآورد.
روی این لوح، نسخه ای از داستان نوح و کشتی او نوشته شده است. اما این لوحه، تورات نبود. قران هم نبود. متنی بود با عنوان گیلگمش، یک شعر حماسی که اولین بار چهار هزار سال قبل روی لوح حک شده است،نزدیک هزار سال قبل از نگارش تورات و سه هزار سال پیش از قران. در قران بیش از سی بار به این داستان اشاره شده و در سوره ی هود، بیست و چهار آیه در باره¬ی این داستان است.
متون قدیم یونانی
استوره یونانی توفان چنین است که زئوس خدای بزرگ قوم هلن، پس از آفرینش انسان پشیمان گشت و از کارهای او خشمناک گردید؛ پس خواست که ایشان را در زمین نابود کند، به دریاها، رودها و چشمه‌های زمین دستور داد طغیان کنند، و به آسمان هم فرمان داد که ببارد تا توفان سختی ایجاد شود و نسل ایشان از بین بروند. ولی در این وقت، پرومته پیش از روی دادن توفان از خواسته زئوس آگاه شد و بی‌درنگ به دکالیون و زنش پیرا دستور داد برای نجات آدمی و جلوگیری از نابودی نسل انسان، یک کشتی بسازند و هنگام رخ دادن توفان بر آن سوار شوند تا از توفان رهایی یابند. دوکالیون و پیرا، بر کشتی ساخته شده سوار گشتند، و پس از آن آسمان به شدت بارید و ده‌روز، جهان را آب فراگرفت و به جز دو نفر کشتی‌نشینان، همه انسان‌های زمین غرق شدند. پس از مدتی، آب‌ها فرورفتند و آسمان از باریدن ایستاد و کشتی دکالیون و پیرا، بر قله کوهی نشست و آن دو باقی‌مانده، به خشکی درآمدند. پس از پایان توفان، دکالیون به پیشگاه زئوس قربانی کرد. زئوس به او و همسرش دستور داد که سنگ‌هایی پشت سرشان بیندازند. سنگ‌هایی که دکالیون انداخت تبدیل به مردان شدند و سنگ‌هایی که پیرا انداخت تبدیل به زنان شدند. یکی از پسران ایشان هلننام داشت که یونانیان از آن‌ها به وجود آمدند.
ایرانیان
داستان توفان و چگونگی روی دادن آن در متون زردشتی و داستان‌های اساتیر باستانی ایران نیز آمده‌است. داستان در کتاب وندیداد اوستا چنین آمده‌است که میان اهورامزدا و اهریمن جنگی درگرفت. اهورامزدا برای نابود ساختن اهریمن خواست در زمین توفان سختی بفرستد، ولی می‌خواست انسان‌را رهایی دهد و نگذارد که انسان‌ها از بین بروند.
از این رو، اهورامزدا به جمشید آگاهی داده و به وی دستور می‌دهد: ” ای جمشید، در این جهان خاکی، سرمای سختی خواهد شد، سرمای سختی که از آن نابود گردند، در آن برف بسیاری خواهد بارید، از فراز کوه‌ها تا رود اردوی. ای جمشید، از سه جای جانوران خواهند گریخت. نخست از آن‌چه ترسناک‌ترین جای‌ها هستند، دوم آن‌چه در فراز کوه‌ها هستند، سوم آن‌چه در دریاهای ژرف در خانه‌های استوار هستند. پیش از سرما، این سرزمین سرسبز است؛ آن را برف بجنباند و سپس ای جمشید برف آب شده و این جهان خاکی را ویران کند. همان جهانی که مردمان آن جای پای گوسفندان را می‌بینند؛ چنین جهان از طوفان آب ویران گردد. پس ای جمشید، غاری بساز که درازا و پهنای آن چون یک میدان اسب باشد. تخمه جانوران بیشه و ستور و مردم و مرغان و آتش سرخ را در آن‌جا ببر…در آن‌جا به‌اندازه مسافت هزار قدم انبار کن؛ آن‌جا بازاری بساز که در آن سبزی‌ها باشند و خوراکی که فاسد نشود. در آن‌جا خانه‌ها بسازد، با اتاق‌ها و ستون‌ها و دیوارها و حصارها. آن‌جا تخمه تمام بزرگ‌ترین و بهترین و نیکوترین مردان و زنان زمین را ببر و تخمه بزرگ‌ترین و زیباترین جانوران را، آن‌جا تخمه بلندترین و خوشبوترین گیاهان و درخت‌ها را ببر، و تخمه خوشبوترین و نیکوترین خوراک را، تا وقتی که مردم در غار هستند، جفت‌جفت و دو به دو باشند تا نسل ایشان بماند.”
جمشید فرمان اهورامزدا را پیروی کرده و چنین غاری را ساخت.                                      هرمز درسام