یکیاز سه نامی که با صد ساله ی اخیر ترکیه در جهان جلوه ها کردند، از جهان رفت. یاشار کمال که از منظری همسال استانبول و جمهوریت ترکیه بود و نام و آوازه اش از این دو در جهان کمتر نبود، شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۱۵ / نهم اسفند ۱۳۹۳درگذشت.

برای ایرانیان و شاید بشود گفت جهانیان یاشار کمال نویسنده ی ” اینجه ممد” یا ممد ترکه ای است، که به زاپاتای ترکیه شهرت یافته است. خود او درباره ی دلبستگی اش به سنت و شیوه ی نوشتاری که در دوران حیاتش دچار دگرگونی های فراوان شد، اما در آثارش کمتر بخت دیده شدن پیدا کرد، در کمال صداقتی که از او انتظار می رفت گفته بود:
“من نویسنده‌ای سنتی هستم. درست همان‌طور که گوشت بدن محکم و استوار به استخوان چسبیده، من هم نمی‌خواهم هنرم از مردم جدا باشد.”
یاشار کمال به هنر متعهد معتقد بود و نسبت به عدالت و آزادی احساس مسئولیت شدید می کرد و باور داشت ادبیات نسبت به انسان مسئولیت دارد.
از او چندین اثر به فارسی و نزدیک به چهل زبان دیگر دنیا ترجمه شده است. از میان آثار ترجمه شده ی او به فارسی می توان به این چند اثر اشاره کرد:
اینجه ممد، اگر ما را بکشند، تنهایی، آن سوی کوهستان، قهر دریا، داستان جزیره، درخت انار روی تپه، پرندگان هم رفتند، پیت حلبی و زمین آهن است، آسمان مس، علف همیشه جوان، یاغی و ستون خیمه، پرند هیک بال، و سربازان خدا.
در میان فارسی زبانان اما همچنان “اینجه ممد” او با ترجمه خوب ثمین باغچه بان است که در یادها مانده و همچنان خوانده می شود.
کانون نویسندگان ایران در تبعید درگذشت یاشار کمال را به نویسندگان، هنرمندان و مردم ترکیه و جهان تسلیت می گوید. بی گمان در حافظه ی ادبی و تاریخی ترکیه و جهان نام و یاد او جاودان خواهد ماند.
کانون نویسندگان در تبعید
دوم مارچ ۲۰۱۵ / دوازدهم اسفند۱۳۹۳