چهارشنبه‌ سوری – احمد قندهاری

.

از احمد قندهاری

بشر امروزی ، حدود ۱۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده است. مشکلات بشر اولیه، علاوه بر غذا ، ترس و وحشت دائمی از تاریکی بود. شب ها تاریکی مطلق بر همه جا حکمفرما بود. علاوه بر آن به علت وجود باد و طوفان و ایجاد صدا های ناهنجار ، این وحشت افزایش می یافت. اما در روز هیچ یک از این عوامل وحشت وجود نداشت. لذا نور ، خورشید و روز ، دشمن تاریکی و از بین برنده ی ترس و وحشت بود. به همین علت آتش که تنها منبع نور در آن دوران بود ارزش ویژه ای داشت. یکی از بزرگترین و مهم ترین اکتشافات بشر ، کشف

آتش است. آتش نزد همه ی اقوام اولیه باارزش و مقدس بوده است. بسیاری از اقوام ، آتش را همیشه روشن نگه می داشتند. بعد از پیدایش آتش ، بشر ابزار اولیه شکار را ساخت. لذا قدمت آن به چندین هزار سال می رسد. همان طوریکه گفته شد ، مردم آتش را مقدس می داشتند. بعضی ها به علت بی اطلاعی یا به عمد ، به زرتشتیان آتش پرست می گویند ، در صورتی که زرتشتیان ، عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نمایند. روشنی و گرمای آفتاب و آتش آن ها را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایشان را به آفریدگار و به یکدیگرنزدیک کنند.. بعد ها ایرانیان آن را به صورت جشن چهارشنبه سوری در آوردند که اهمیت آتش همچنان پایدار باشد.
چهارشنبه‌ سوری یکی از جشن‌های اهورایی ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.
در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردم ایران وجود داشته و زنده نگاه داشته شده‌است
واژهٔ «چهارشنبه ‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده‌است . جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شد . این آتش معمولاً در بعد از ظهرسه شنبه ، زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و ازروی آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی درونی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه ‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت خاصی باشد و در میان همه ی ایرانیان رواج دارد.

پیشینه
چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتش افروزان، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهایی در فضای آزاد ، و دست‌افشانی‌ها، و خواندن سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می‌پرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی قسمت های شهر و دهات ، آتش می‌افروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می‌داشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتش‌افروزان برگرداندن نیروی مثبت و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم ها و افسردگی هایشان بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.
شگفت اینجاست که آیین آتش‌افروزی پیش از نوروز به گونه‌های دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدارشده بود. آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش می‌افروزند و از روی آن می پرند. بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی که والبوری خوانده می‌شود را به عنوان آغاز بهار می‌شمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی می‌پردازند. همچنین نمونه ی از آتش‌افروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش کرده‌اند.

از نظر زرتشتیان مراسمی که امروزه برپا می‌شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است ، چراکه آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود. زیرا زرتشتیان عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نمایند. و باور دارند که روشنی و گرمای آفتاب و آتش آن ها را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایشان را به آفریدگار و به یکدیگر نزدیک کنند.
سال نو – کوزهٔ نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به ‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین آن می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.
آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری
در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی ها، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است
.
قاشق‌زنی
دررسم قاشق زنی ، دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به داخل کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌ سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.