محمد علی
تا ــ به قدرِ وِسعم ــ شمع ی افروخته باشم در گرامیداشت کوشش های چند ساله ی
محمدعلی صفریان مترجمِ آبادانی
شاید شاخص ترین میعادگاه روشنفکران آبادان«کتابخانه ی اَنِکس» بود با مدیریّتِ«محمد علی صفریان» که از تمام آثارترجمه شده، دست کم یک نسخه هم به زبان اصلی وجود داشت در آن جا.
همین بود که بسیاری دوستان، از راهِ تطبیق ها، خود مترجمی شدند،از جمله «پرویزامین زاده ”
دفتر کارِ آن عزیز و بزرگوار،پاتوق اهالی قلم شده بود.
همان جا بود که« اسماعیل فصیح» (نویسنده)، نجف دریابندری(مترجم) وابراهیم گلستان(نویسنده و کارگردان) و «امیر نادری»را ازنزدیک دیدم .
نقشِ کارساز ترجمه دربرانگیختنِ شوقِ ــ هر چند مختصر ــ کتاب خوانی و پیدایش و پیشبردِ ادبیات معاصر، انکار پذیر نیست.
بسیاری از کتابخوانان و ــ حتا برخی ازاهل قلم ــ تا آن حد با زبان ادبیات جهان ــ انگلیسی و فرانسه ــ آشنا نبودند تا بتوانند به زبان اصلی مراجعه کنند.
در ترجمه های صفریان ،آشکارا خطِ فکری او را می توانیم ببینیم و بخوانیم ش و در نوشته های دیگران.
وقتی رفیق م «اسماعل محرابی» در آن کتابخانه مشغولِ به کار شد،ساکن نخلستان بودم که تا«انکس» فقط چند دقیقه ئی راه بود. اغلب روزها سری می زدم و از مصاحبت جناب«صفریان»بهره ها می بردم.با گزینش او یکی دو کتاب قرض می کردم و برداشتم از کتاب تازه ئی که خوانده بودم ،با او در میان می گذاشتم و خطا هایم را اصلاح می کرد.
اگر«پرویزامین زاده» یا «ناصر تقوائی» یا «پیرزادِ جهرمی»از راه می رسیدند،هنوز کار ساز تر می شد نقد کتاب ها.
از مزایای عمده ی آن جا ترکیب کتاب های کلاسیک و کمیاب ــ حتا نایاب ــ بود با تازه ترین نوشته های اهل قلم ما و دیگران.دیگر این که گزینش کتاب های نوپدید، با او بود و«صفدر تقی زاده» با پیشنهاد مراجعان.محلّ مناسبی شده بود برای تبادل نظرهای اجتماعی و سیاسی .از میان ما به گمانم «ناصر تقوائی» و «پرویز امین زاده»بیشترین بهره ها بردند از آن استاد که حلالِ شان باد.
تا آن جا که به یاد دارم «صفریان» هرگز در باب نویسنده یا مترجمی، قضاوت «کیلوئی » یا «کومه ئی» ــ به دون ترازو ــ نمی کرد . هممواره نقد ش همراه می شد با ذکرِ نمونه ها و نقلِ قول ها.کم حرف بود اما سنجیده می گفت و مستند.
همو بود که از شاعرانی چون «شاملو»و «اخوان ثالث» و مترجم ی توانا چون «نجف دریابندری» دعوت می کرد.
بیشترین بهره را بعد از پایان سخنرانی و شعر خوانیِ آنان می بردیم که پرسش و پاسخ ها مطرح می شد در جمع و بعد در دفتر کار«صفریان» پای گفتگوهای خصوصی شان می نشستیم و همچون شاگردان «مستمع آزاد»؛ کسب فیض می کردیم.
به چشمِ جوانِ کم تجربه ام ،حضورِ تندیس کوچک«ماکسیم گورکی»روی میزکارِصفریان، بیانگرِ گرایش سیاسی و جسارت اوبود.
به نسبت، زود رفت و یادش مانده هنوزبا اهالی کتاب.
******************************
*. این ها ترجمه های ماندگارِ استاد «محمد علی صفریان»است:
وقت داشتی، بخوان و چراغِ خانه ش را روشن تر کن :
«دوبلینیها»از»جیمز جویس»،
«ارثیه»،
«کوههای بزرگ»،
«اهریمن پیر»، «یک حادثه دردناک»،
«قضیه اطلسیهای له شده»،
«مصاحبه با ویلیام فاکنر»،
«سیمای پنهای برزیل»،
«چرخ و فلک»،
«مرگ در جنگل از نویسنده ی نامدار جهان شرود اندر سن که با ادگار آلن پو، ایوان تورگنیف، و گی دو موپاسان شروع می شود و به گابریل گارسیا مارکز و دانلد بارتلمی پایان می پذیرد
متاسفان در ۵۹ سالگی در آمریکا درگذشت