در روز یکشنبه اول شهریور سال۹۴ مصادف با۲۳ اکوست ۲۰۱۵ درسایت گویا نیوز، مصاحبه ای به نقل از سایت فارس نیوز،نشریه (عصر اندیشه) چاپ تهران به سردبیری( پیام فضلی نژاد) با آقای سعید گنکرانی، هنرپیشه سالهای پیش ازانقلاب انجام داده بود ، قرار گرفت، که ایشان با قاضی قرار دادن خود در مورد سینمای قبل ازانقلاب مطالبی راعنوان کردند وبر بسیاری از بانوان سینما ی قبل از انقلاب وتنی چنداز خاندان پهلوی که هرکدام اینک اگر در قید حیات باشند ،باید در دوران کهن سالی عمر بوده و احترامشان نه تنها لازم که بر انسانهای عاقل ،واجب میباشد ،بی شرمانه تاختند در این نوشته پاسخی برای ایشان دارم که ابتدا شما خوانندگان این مقاله را به خواندن آن مصاحبه ،در سایت گویا نیوز دعوت میکنم لازم به ذکر است که من از سایت گویا نیوز بسیار سپاسگزارم که با انتشار مطالبی از این دست بیطرفانه و بدون خود سانسوری در شناساندن این قبیل افراد، کوشا هستند.
پاسخ من
«تا مرد سخن نگفته باشد ………عیب وهنرش نهفته باشد»
کاش بعضی ادمها جایگاه خودشان را بدانند، تا با سخن گفتن های نا بجا عیب هایشان نمایان نشود.
آقای سعید کنگرانی در مصاحبه ای با آقای( پیام فضلی نژاد) که بقول یکی از کامنت های ذیل آن مطلب ، بیشتر به یک باز جوئی شبیه بود تا مصاحبه، با پریشان گوئی هایش ،قبل از آن که بخیال خودش دیگران را خراب کند واز ابتذال سینمای قبل از انقلاب سخن بگوید، خودش را رسوا کرده است.
اگر این سخنان گفته نمیشد، مردم همچنان سعید کنگرانی را در قالب(سعید) آن جوان پاک ومحجوبی میدیدند، که عاشق دختر دائی جان ناپلئون بود وحاضر نمیشد به او دست درازی کند ، ویا او را همان(بابک) جوان بیمار ،زیبا ومهربانی که عاشق خانم هنرپیشه فیلم میشود، میدیدند.
آیا آقای گنکرانی لازم بود به همه بگوید که پس از قریب به پانزده سال اقامت در امریکا، همچنان سرخورده ونا موفق ومعتاد به وطن باز گشته است. و در تلاش برای ورود دوباره به دنیای بازیگری وسینما این چنین مثل آقای (سلحشور) نسنجیده به دیگران تهمت بزند وآنها را مسبب اعتیاد خود بداند.
کاش میدانست که با گفتن چنین حرفهای سخیفی، ارزش وشخصیت آنهائیکه او به عمد ویا شاید به اجبار قصد خراب کردنشان را داشت نزد مردم افزونتر میشود.وکاش میدانست که همیشه این دشنام دهنده است که رسوا میشود، همانگونه که آقای (سلحشور) شد.
من قصد نام بردن از کسی را در این نوشته نداشتم ، اما حرفهای ایشان به حرفهای آقای(سلحشور) که چندی پیش در مورد خانمهای هنرپیشه سینمای ایران گفته بود بسیار شبیه است.
آقای کنگرانی غیراز شما بسیاری بودند در سینمای قبل از انقلاب، ستارگان درخشانی در میان آقایان وخانمها که علاوه بر پاک دامنی هرگزهم معتاد نشدند ، و در مردمی بودنشان همین قدر بدانید (اگر به خاطر داشته باشید) در مراسم درگذشت روان شاد (فردین) تابوتش بردوش هزاران مردمی حمل شدکه خیلی ازآنها دراوج شکوفائی اش
هنوز به دنیا نیامده بودند.
کاش قبل از گفتن این گونه سخن ها، مصاحبه ای را که یکی از مجله های تهران با بانوی فرهیخته سینمای ایران خانم(پوری بنائی)
انجام داده بود می خواندید، تا بدانید چگونه این بانوی هنرمند با وجود سالها دوری از سینما، با انجام کارهای خیریه به مردمی که عاشقانه دوستشان دارد، کمک ویاری میکند.
خوشبختانه در قسمت اول این مصاحبه سخنی از سریال مشهور
(دائی جان ناپلئون) نکردید، اما بدانید از این پس مردمی که گاها در مروربر خاطرات گذشته خود به تماشای این سریال دیدنی می نشینند
چهره نامطلوبی از شما در ذهنشان بجا میماند. اگر چه سخنان شما تائثری بر این شاهکار سینمائی آقای( ناصر تقوائی) نخواهد گذاشت.
کلام آخر اینکه ایکاش برای دست یابی به سینمای دولتی جمهوری اسلامی راه دیگری غیر از تخریب دیگران می یافتید.
حالا باید در انتظار روزی باشیم که آقای سعید کنگرانی درنقش های نچندان محبوب فیلم های آقای(سلحشور)وآقای (ده نمکی) دیده شود.
ابوالفضل سپاسی