این یکی از بسیاری گزارشات توجه برانگیز است که امیدواریم در شماره های بعدی ادامه بیابد. بخصوص برای نازنین هائی که نتوانسته اند به همه ی آن ها دسترسی داشت باشند.
mahmood-kavir akse jadid

ایران سرزمین گنج هاست. چرا؟ از چه بوده است که همواره دفینه ساز و گنجینه نهان کن بوده ایم؟ شاید قدرتمداران از ترس مردمان و همدیگر. مردمان از ترس قدرتمداران و همدیگر. امنیت نبوده است. امید به فردا نبوده است.
افسوس که چه گنج ها که در این سرزمین در دل خاک نهان است:گنج آموی. گنج مارلیک. گنج شوش…. این گنج های نام آور امروزه در جهان پخش است.این ها چند نمونه از اشیا زرین هخامنشی در موزه متروپولیتن است. هر کدام از این ها یک کتاب است. کتابی در ستایش و تصویر هنر بی مانند هنرمندان و مردمان ایران در دو تا سه هزار سال پیش. در جهانی که بخش بزرگی از آن در غار به سر می برد و چون گله می زیست، هخامنشیان امپراتوری بر اساس انسان دوستی و احترام به دیگران بنا نهادند. این کتاب ها می گویند که ما مردمانی آزاد،دلیر،دانا و هنرمند بوده ایم. مردمان این سرزمین در درازای چند هزار سال با کار و دانش، تمدنی شگرف را پی افکندند. آنگاه مانند بسیاری از سرزمین های دیگر روزگار فخر و شکوه به سر امد و بیش از هزار سال پیش ،این سرزمین تکه تکه شد و هزار سال ستیز و سرکوب و جدایی، خشونت و تاخت و تاز و خودکامگی، بر آن فرمان راند. اما ما فرزندان این تاریخیم. برخاستیم. افتادیم. شکستیم. پیروز شدیم و تاریخ هم چنان ادامه دارد. هنوز در این سرزمین چه بسیار دانایان و هنرمندانی از کردو لر و بلوچ و گیلگ و… در کار گرداندن چرخ تاریخ هستند. گریزی و گزیری نیست. باید رفت و این چرخ تاریخ خواهد گشت…. این آثار تاریخی را بنگریم تا بدانیم که به سروده ی سعدی:
این که در شهنامه ها آورده اند
رستم و رویینه تن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان قوم:
کز بسی خلق است دنیا یادگار
تصویر - 2تصویر - یکتصویر - 3تصویر - 4تصویر - 5