ببینم مگر هر داستان و شعری که نوشته می شود فقط باید در یکجا ” روزنامه و مجله و فصنامه و غیره ” چاپ شود؟
یعنی فقط باید برای یک نشریه خاص داستان و یا شعر نوشت. و همه ی آنهائی که می خوانند فقط باید خواننده آن نشریه باشند که آن داستان یا شعر را بخوانند و بعد از نشر در آ ن نشریه خاص دیگر باید انداختش دور؟ برای اینکه هیچ نشریه دیگری آن را چاپ نمی کند چون فطیر شده است.؟در این صورت نباید هیچ شعر یا داستانی بصورت ماندگار برای نشر مکرر در نشریات گوناگون وجود داشته باشد. و بدین صورت باید هیچ اثر دیگری از این همه نویسندگان و شاعران چه در ایران و چه در سطح جهانی، به دید و رویت ما برسد چون یکبار در سالها پیش در فلان نشریه چاپ شده است.
نشریات ما یاد گرفته اند که اگر نوشته ای را حتا نویسنده آن بلند بلند برای خودش خوانده باشد رد کنند به دلیل اینکه یکبار دیگرخوانده شده است.
بنظر من این یک خود خواهی و خود دوستی بخصوص نشریات وطنی است که کور کورانه آن را اجرا می کنند. و اینان در حقیقت نه خدمتگذار ادبیات که در فکر نشریه خودشان هستند، و البته می تواند یک توقع بیجا و نا معقول باشد.
چند هزار داستان و شعر معروف و غیر معروف را نام ببرم که بارها و بارها و به دفعات چاپ شده است و در نشریات مختلف، و هنوز بسیار طرفدار و خواننده دارند و صدها بار دیگر هم منتشر خواهند شد و در نشریات متفاوت.
اگر قرار باشد فقط آثاری که هیچگاه در جائی منتشر نشده است در نشریه ای چاپ شود بعید نیست کم کم آن نشریه از هفتگی به ماهنامه و فصنامه و بالاخره سالنامه تبدیل شود. اگر تعطیل نشود. چون نمی توان از نویسنده ای توقع داشت که آثار خود را در کشو میز نگهدارند تا آن نشریه در فصلی دیگر منتشر شود و پس از آن نیز مجددن برش گرداند در بایگانی ابدی خود. کمی نا معقل بنظر می رسد
چنانچه بشود از فیس بوک برای تذکر دادن استفاده کرد ، من بعنوان عضوی ناچیز دارم این کار را می کنم.