گرانی و تورم مشکل جدیدی نیست، معضلی نیست که یک شبه ظاهر شده باشد. سالهاست که نرخ تورم بالای سی درصد است. اما بعد از اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، فشار اقتصادی کمر اقشار پایین اجتماع را به معنای واقعی کلمه خرد کرده است. خط فقر سه میلیون تومانی شده است یعنی بیش از سه برابر دستمزد کارگران. این در حالیست که به تازگی اعلام کرده اند یک سوم خانواده های ایرانی هیچ فرد شاغلی ندارند.
مشخصات اقتصاد بیمار ایران در نوع خود ممتاز است. در هیچ کجای جهان مگر در کشورهای قحطی زده و درگیر سونامی گرسنگی، اقلام ضروری مردم جزو کالاهای لوکس و تجملی قلمداد نمی شود. اما در ایران گرانی، تورم، بیکاری و دستمزدهای بسیار پایین سفره های مردم را به شدت خالی کرده. خیلی از خانواده های ایرانی مدتهاست که مواد پروتئینی و گوشت را از سفره های خود حذف کرده اند، حتی میوه ها و سبزیجات هم قیمت نجومی پیدا کرده است. با همه این توصیفات و با وجود این که این روزها سبد خانوارهای ایرانی خالیتراز همیشه هست، قوت لایموت یعنی نان هم گران شده، آنهم یک شبه و بیش از سی درصد.
تنها ثمره این وضعیت، سوء تغذیه، گرسنگی مفرط و آسیب های روانی و اجتماعی آن خواهد بود. این آسیب ها در بخش های مختلف اجتماع به صورت های مختلف نمود پیدا می کند. همین اواخر، یک مقام مسئول، دکتر ایرج ضاربان، رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان به خبرگزاری ایرنا گفته است طبق بررسی های انجام شده در کشور ۱۶.۶ درصد کودکان کم وزن هستند و ۴٣.۷ درصد هم به سوء تغذیه و عوارض آن مبتلا هستند. وی گفته شاخص کوتاهی قد در سیستان و بلوچستان ۲۱ درصد (سه برابر کشور)، در کهکیلویه و بویراحمد ۱۲ درصد و هرمزگان ۱۱ درصد است. دکتر ضاربان افزوده گاهی مواقع انتشار تصاویر کودکان مبتلا به سوء تغذیه حوزه جنوب سیستان و بلوچستان در شبکه های مجازی خیلی آزاردهنده است.
درست است، این تصاویر آزاردهنده هستند، اما واقعیت پشت آنها به مراتب آزاردهنده تر است. واقعیت این است که در آینده، ایران با نسلی مواجه خواهد شد که سالها از سوء تغذیه رنج برده است. نسلی که در سن رشد یک تغذیه حداقلی هم نداشته است آنهم در کشوری با این همه منابع غنی و چشمه های ثروت. آنها در کشوری زندگی می کنند که منابع مالی و انرژی خود را ارزان و تقریبا رایگان در اختیار کشورهای همسایه می گذارد اما نان و املت گوجه فرنگی برای مردمش یک غذای شاهانه است.
بی تردید، بار سنگین این اوضاع بر دوش دهک های پایین جامعه است. کارگران و دستمزدبگیران و همه اقشار زیر خط فقر هر روز بیشتر از روز پیش به قعر جدول سقوط می کنند و دولت هم هیچ اقدام موثری نمی کند. معیشت مردم جزو دغدغه های دولت نیست. در طول ماه های گذشته وعده های انتخاباتی نتوانستند نانی سر سفره مردم بگذارند، نه تنها هیچ نشانه ای از بهبود اوضاع اقتصادی دیده نشد بلکه اوضاع بدتر هم شد. به جای اقدام موثر و عمل به وعده ها، دولت با خصوصی سازی ها و اعمال تغییرات در قانون کار، در پی محدود کردن هرچه بیشتر حقوق قانونی اقشار کم درآمد است. در قبال گرانی نان نیز تنها پاسخ دولت بی مسئولیتی، ناتوانی در پاسخگویی و فرافکنی است. نوبخت سخنگوی دولت گفته است دولت تصمیم به افزایش قیمت نان ندارد، ولی به نانوایی ها اجازه دادیم تا ٣۰ درصد نان را گران کنند!!
نکته اینجاست که با وجود همه کاستی ها و فشارهای اقتصادی، قشر آسیب پذیر تحت فشارهای امنیتی هم هستند. در شرایط بحرانی و غیرقابل تحمل فعلی، هر اعتراض علیه شرایط نامساعد معیشتی، هر حرکت جمعی، هر تلاش تشکل های کارگری و صنفی برای بالا بردن دستمزدهای زیر خط فقر مفرط، اقدام علیه امنیت ملی تلقی می شود. مسئولان فقر مردم را موهبتی برای آن ها می دانند. ریاضت را تبلیغ می کنند و هیچ اعتراضی را برنمی تابند. حقوق ماهانه سعید مرتضوی، خائن به اموال کارگران، ۶٨ میلیون تومان بوده است اما کارگران مجبورند با حداقل دستمزد مصوب یعنی ۶۰۹ هزار تومان در ماه بسازند.
آیا در این شرایط و اوضاع باز هم مسئولان انتظار دارند کارگران ساکت بنشینند و اعتراض نکنند. در جامعه ای که نان خودش یک شبه بیش از سی درصد گران می شود، چرا نباید دستمزدها مطابق با این نرخ نجومی تورم افزایش یابد. چرا اقدام برای به دست آوردن حقوق اولیه انسانی، اقدام علیه امنیت ملی است؟!!

باید گفت، جناب رئیس جمهور! وزیران! وکیلان! همه دلواپسان! سفره های مردم بدون نان مانده، حفظ کرامت انسانها با این گرسنگی مفرط نمی خواند. شما که از اعتراض توده ها می ترسید، به جای گرفتن و زدن و بستن تدبیری بیاندیشید، گرسنگی، بیکاری و فقر را چاره کنید.