نباید برای بسیاری از روشنفکران بخصوص جنوبی موضوعی باشد که با این نوشته متوجه شده اند
ولی باید همه آن را بشناسند و بدانند.مستر جیکاک جاسوس انگلیسی
مأمور ویلیام دارسی ،
سالها در مسجدسلیمان زندگی کرد .
او برای بدست آوردن دل مردم ساده دل
و مذهبی منطقه، ابتدا زبان لری بختیاری را
بخوبی یاد می گیرد
وسپس ب فراگیری فقه میپردازد
وبه درجه اجتهاد رسیده ودر مساجد،
بعنوان پیش نماز حضورمی یابد !
او گیوه هایش را با یک اشاره عصا جفت می کرد
وشایع کرده بود که این از معجزات اوست.
در کتاب خاطراتش ،
توضیح میدهد که مگنتی(آهنربا)
در گیوه هایم قرار داده بودم،
که بااشاره عصا ، گیوه ها جفت میشدند !…
این جاسوس انگلیسی،
روزی به مسجد می آید و میگوید :
من حضرت علی (ع) را درخواب دیدم
و او دستش را برشانه ام نهاد
وبه من فرمود :
به مردم بگو از این ماده سیاه و نجس
(نفت) دوری کنند …
و برای اثبات ادعایش پیراهن و عبایش را
کنار میزند وجای سفید دستی روی شانه اش را
نشان میدهد و میگوید این ،
مدرکی بر حقانیت من …
او درکتابش تشریح میکند که
روزی تکه ای کاغذ را
بشکل دست بریدم و روی شانه ام قرار دادم
و آنقدر زیر آفتاب داغ جنوب ماندم
تا خوب اطراف ان کاغذ تیره شود !…
این هم معروف ترین شعر او:
” شما که عشق علی مین دلتونه ،
نفت ملی ، سی چنتونه؟!