فرودگاه

مهران کریمی ناصری متولد ۱۹۴۲ میلادی در مسجدسلیمان ایران است. که از تاریخ ۸ اوت ۱۹۸۸ تا اوت سال ۲۰۰۶ در ترمینال فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی می‌کرد.

مهران کریمی ناصری فرزند یک پزشک ایرانی ویک پرستار انگلیسی است. او، پس از تحصیل در انگلستان و بازگشت به ایران، در سال ۱۹۷۷ توسط رژیم شاه دستگیر می‌شود و سپس به خارج فرارمی‌کند. پس از گشت و گذارهای بسیار در اروپا، سرانجام در بلژیک به عنوان پناهندهٔ سیاسی پذیرفته می‌شود. اما به عشق یافتن پدر به انگلستان می‌رود و در مسیر فرار مدارک شناسایی‌اش را نابود می‌کند تا در آن‌جا پناهندگی بگیرد.
انگلسیی‌ها او را به خاطر نداشتن ِ مدارک شناسایی به بلژیک و بلژیکی‌ها او را دوباره به انگلستان بازمی‌گردانند. در این رفت‌وآمدها سرانجام هشتم آگوست ۱۹۸۸ از فرودگاه شارل دوگل پاریس سردر می‌آورد. این‌بار اما از آن‌جا که فاقد مدارک شناسایی بوده، فرانسوی‌ها نمی‌توانند او را به کشوری که از آن آمده بود، برگردانند.

مهران کریمی ناصری از آن تاریخ تا آگوست ۲۰۰۶، یعنی به‌مدت هجده سال، درترمینال ِ فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی می کند. در سال ۱۹۹۹ یک وکیل فرانسوی موفق می‌شود برای او اجازهٔ اقامت بگیرد، اما او با این استدلال که «من مهران کریمی ناصری نیستم، بلکه سر آلفرد مهران هستم و ایرانی هم نیستم!»، از امضای مدارک سر باز می‌زند.
پس از آن به‌خاطر ابتلا به بیماریی که اعلام نشده، به بیمارستانی نامعلوم منتقل می‌شود. وی کتابی به انگلیسی به نام «مرد ترمینال» نوشته‌است که در آن به شرح ِ سرگذشت‌اش می‌پردازد.
. فیلم فرانسوی گمشده در ترانزیت که در سال ۱۹۹۴ اکران شد، از داستان زندگی وی، الهام گرفته است. براساس زندگی «مهران کریمی» یک فیلم سینمایی توسط اسپیلبرگ (به نام ترمینال ) ساخته که بابت فیلمنامه مبلغ ۲۵۰ هزار دلار به او می دهند، در این فیلم تام هنگز و کاترین زتا جونز بازی می کنند.
یک فیلم مستند هم توسط حمید رحمانیان و مستندهای متعدد دیگری ساخته شده‌است. روزنامه‌ها و مجلات بسیاری در سراسر جهان دربارهٔ او نوشته‌اند.

هم چنین بهروز غریب پور کارگردان مشهور تئاتر ایران بر اساس قصه زندگی مهران کریمی نمایشی جالب توجه به نام ۲۳۴۲ روز بد را به صحنه برده است. در این نمایش محمد حاتمی بازیگر ایرانی در نقش کریمی ظاهر شده است.
مصاحبه یک خبر نگار با مهران کریمی
آیا از زمانی که شرکت فیلمسازی آمریکایی حقوق مالی ماجرای شما را به مبلغی که شایع است ۲۵۰ هزار دلار خرید، زندگیتان تغییر کرده است؟
حالا دیگر می توانم هر چه می خواهم بخرم. اما اگر چیز گران قیمتی باشد نگرانم که نکند آنرا بدزدند یا گم شود. حالا وضع خورد و خوراکم بهتر شده است ، هر چند که کیفیت غذا های ترمینال خوب نیست.
می توانم بلیط هواپیما بخرم، اما نه پاسپورت دارم نه ویزا. با توجه به اینکه فیلم ترمینال دارد اکران می شود وجهه ی بهتری دارم. اما شیوه ی زندگیم همان است که بود.
آیا هیچ یک از فیلم های اسپیلبرک نظیر آی تی یا آرواره ها مورد علاقه تان هست ؟
با این فیلم ها آشنا نیستم ولی در باره تام هنگز مطالبی خوانده ام ، او به اینجا نیامد تا ناهاری با هم بخوریم یا اینکه از من اطلاعاتی بگیرد. فکر می کنم کاترین زتا جونز را در اینجا دیدم
روز ها را به طور معمول چطور می گذرانید؟
روز ها ۸ صبح بیدار می شوم، در دستشویی مردانه اصلاح می کنم و دندان هایم را مسواک می زنم. بعد صبحانه مک مورنینک و کمی آب جوش می گیرم تا برای خود قهوه درست کنم. روزنامه می خوانم و به اخبار رادیوگوش می دهم. تا ظهر در دفترچه خاطراتم مطالبی می نویسم. لباس هایم را به خشک شویی می فرستم اما یک هفته طول می کشد تا تحویلشان بگیرم. برای ناهار فیله ماهی می خورم. دلم میخاد یک تلویزیون بخرم اما کنار نیمکتم برق وجود ندارد.
شام را در مک دونالد می خورم یا از فروشگاه های کوچک همبرگر می خرم. حدود ساعت ۹ شب هم روی همین نیمکت می خوابم شب ها اینجا خیلی بی سر و صداست.
ارزشمند ترین دارایی هایتان چیست ؟
مدارکم ، کتاب هایم ، پول و دفتر چه خاطراتم مهمترین متعلقات من هستند. وقتی از اینجا بروم می خواهم این نیمکت را هم با خود ببرم خیلی به آن وآبسته ام.
آیا هیچوقت حوصله تان سر میرود؟
نه بعد از ۱۵ سال با این موفقیت مالی که داشته ام راضیم، این دنیای ایده آل من است. هیچ نگرانی ندارم. ( ساعتش را بر می دارد ) فکر می کنم زمان بسرعت سپری می شود. دانستن زمان برایم خیلی مهم است.
آیا برای نمایش فیلم تر مینال به لس آنجلس خواهید رفت؟
سعی می کنم این فیلم را ببینم، ولی از من برای شرکت در اولین نمایش آن در لس آنجلس دعوت نشد.

در تصویر زیر صحنه ای از فیلم ترمینال ساخته اسپیلبرگ که کاترین زتا جونز و تام هنگز بازی می کنند
فیلم.