مجتبی عبدالله‌نژاد (۱۳۴۸ کاشمر) نویسنده و مترجم ایرانی است که کتاب‌هایی از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه می‌کند و درضمن درباره‌ی ادبیات کلاسیک فارسی تحقیق می‌کندکتاب «گفتگو با مسعود سعد سلمان» نوشته‌ی او، تلفیقی است از کار تخیلی با کار پژوهشی. وی در گفت‌وگویی در روزنامه ایران می‌گوید: «این ژانری است که خودم ابداع کردم». از وی مقالاتی در بعضی نشریات ادبی مثل کلک، کارنامه، سمرقند، بخارا، رودکی، نافه، شوکران، و گوهران منتشر شده است]
———————————————————————————————————————————————————-
این خانم چهارده صفحه روزمه دارد. صاحب ده‌ها عنوان علمی و پژوهشی است. عضو هیئت علمی دانشگاه است. عضو هیئت علمی «شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی» است. عضو هیئت علمی «پژوهشگاه مطالعات علوم اجتماعی» است. عضو کمیته علمی «نقشه جامع علمی کشور» است. عضو کمیته علمی «نشست‌های تخصصی فارسی عمومی» است. عضو هیئت تحریریه چند مجله علمی-پژوهشی است. عضو هیئت داوران ده‌ها همایش و جشنواره و مجله علمی- پژوهشی است. مشاور و راهنمای ده‌ها رساله فوق‌لیسانس و دکتری است. پژوهشگر نمونه است. استاد برتر است. ده‌ها مقاله علمی-پژوهشی دارد که البته جز معدودی همه مقالات مشترک است. اگر بخواهم فهرست تمام افتخارات علمی و اداری او را بنویسم، باید چهارده صفحه چیزی بنویسم و حوصله شما را سر می‌برم.
من به مناسبتی با یکی از مقالات این خانم روبرو شدم که البته استثنائاً مقاله مشترک نبود. نویسنده همکار نداشت. محتوای مقاله در حد انشاء دانش‌آموز دبیرستانی هم نبود. ولی حالا کاری به محتوای مقاله ندارم. در حیرتم که این پژوهشگر نمونه با این نثر فارسی چطور دیپلم گرفته. عنوان مقاله «تحلیل مبانی اندیشه‌های خردگرایی در شاهنامه فردوسی» است که خودش به تنهایی فاجعه است. این هم نثر فارسی او با همان رسم‌الخط خودش بدون هیچ نیم‌فاصله‌ای:
«صوفیه و معتزله، که از همه مهم‌تر بودند، کالاهای گوناگون خود را یک یک عرضه کردند و سرزمین ایران را با انواع تفسیرها و ایران اسلامی را با انواع تغییرها نظرات خویش به بازاری پر جنب و جوش بدل کردند.»
«بررسی جریان اندیشه ی خرد گرایی و خرد گریزی در شاهنامه‌ی فردوسی یکی از ارکان اندیشه ی ایرانی ـ اسلامی در واقع به معنای بررسی این جریان مهم در اندیشه و تاریخ تفکر ایران، در مهم ترین قرون شکل گیری و پایه ریزی اندیشه های ایرانی – اسلامی از قرون ۴ تا ۷ است.»
«خرد همواره یکی از ملاک‌ها و مبانی تفکر و اندیشه ی انسانی بوده است و خوانده‌ها و نوشته‌ها و به طور کلی تمام آگاهی هایی که بدست می آید به نوعی با میزان های عقلانی سنجیده و ورزیده و پذیرفته می شود؛ عقل هماره برترین معیار در گزینش اندیشه‌های انسانی بوده است.»
«از این رو علل پیدایش معتزله، به معنای علل نضج اندیشهِ‌ی خرد گرایی و فلسفه گرایی است.»
«معتزله به تدقیق و تفکر در دین، قائل بودند و از هر تقلید و پیروی بدون اندیشه به صرف دینی، خودداری می‌ کردند.»
«با سیاست های نسبتا تساهل آمیز سامانیان، و ایجاد شرایط نسبی رفاهمندانه اجتماعی و اقتصادی، خرد گرایی به اوج می رسد.»
«اگر میزان بکارگیری و الگو گیری و راهنمایی خرد افزون شود، انسان به راه روشن می رسد.»
همین قدر کافی است. کافی نیست؟
از فیس بوک