ahmad1کاسیوس کلی در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۴۲ در لویی ویل کنتاکی در ایالات متحده ی آمریکا متولد شد. یک روز در سال ۱۹۵۴ ، ، که ۱۲ سال داشت، با دوچرخه به مرکز شهررفت. دوچرخه اش را دزدیدند ، او برای درخواست کمک به سالن ورزشی همان نزدیکی رفت. ملاحظه کرد که ، عده ای مشغول تمرین ورزش بوکس هستند. آنچنان مجذوب این ورزش شد که دزدیده شدن دوچرخه یادش رفت. چندی بعد او هم شروع به تمرین ورزش بوکس کرد. چون مستعد به نظر می رسید،یک مربی به نام جو مارتین که خود افسر پلیس بود، مربی او شد. کلی سخت تمرین و تلاش می کرد. شش هفته بعد در اولین مسابقه شرکت کرد و پیروز شد. در حالیکه وزنش حدود ۴۰ کیلو گرم بود. او پس از پیروز شدن در این مسابقه تهیج شده بود وبالا و پائین می پرید و گفت تصمیم دارم بزرگترین بوکسور جهان شومکلی.

کلی همچنان به تمریناتش با علاقه ادامه می داد و بوکسور بسیار خوبی هم شده بود. به طوریکه در ۱۸ سالگی یعنی در سال ۱۹۶۰ ، مدال طلای مسابقات بوکس المپیک را در وزن خودش کسب کرد. کلی می خواست یک بوکسور حرفه ای شود که از لحاظ مالی هم تامین باشد. در نتیجه پس از مسابقات المپیک به بوکس حرفه ای روی آورد. کلی همیشه قبل از مسابقه برای تضعیف روحیه ی رقیب، رجز خوانی می کرد. در واقع او یک شومن بوکس هم بود. حتی در جریان مسابقه هم زیاد حرف میزد. در رینگ بوکس برای حفظ تعادل خود،از رقص پا استفاده می کرد. به خاطر شخصیت خاص خود،بزودی معروف شد.
کلی می خواست ، قهرمان سنگین وزن بوکس جهان شود. در نتیجه در فوریه ی سال ۱۹۶۴، با سونی لیستون مبارزه کرد. لیستون بوکسوری بود که همه از او می ترسیدند.او آدم خلافکاری هم بود. زیرا مدت ها به خاطر سرقت مسلحانه در زندان بود. مردم می گفتند که کلی در این مسابقه شانسی ندارد. ولی نظر مردم باعث نشد که کلی بترسد و با آن خرس زشت مبارزه نکند. ضربه های کلی از سرعت زیادی برخوردار بود. در آخر راوند ششم ، لیستون ، مبارزه را ادامه نداد. او روی چهار پایه نشست و گفت که شانه اش به سختی آسیب دیده است. در نتیجه کلی ، قهرمان سنگین وزن بوکس جهان شد. این حادثه بزرگترین دگرگونی در تاریخ بوکس بود.
پس از مسابقه ، کلی ، به خبرنگاران گفت که او به امت اسلام پیوسته است. گرویدن کلی به اسلام در اثر آشنایی با مالکم ایکس رهبر مسلمانان سیاه پوست آمریکا بود. در ماه مارچ ۱۹۶۴ ، او نام خود را از کاسیوس به محمد علی تغییر داد. اسم قبلی او بیشتر شبیه نام برده های آمریکا بود. بعد از آن محمد علی تا حدودی محبوبیت خود را از دست داد. در سال ۱۹۶۴ ، محمد علی، با خانم سون جی روی ، ازدواج کرد. محمد علی تا سه سال بعد هم در وضعیت فوق العاده مناسبی بود. در سال ۱۹۶۵ دو باره با لیستون مدعی عنوان قهرمانی جهان
مبارزه کرد. این مسابقه فقط ۶۰ ثانیه بیشر ادامه نیافت و محمد علی با مشت محکمی که بر چانه ی حریف زد لیستون را ناک اوت کرد. این ضربه به حدی سریع بود که بسیاری از مردم متوجه آن نشدند. حتی بعضی از مردم فکر می کردند که این مسابقه ساختگی بود ، ولی فیلم مسابقه نشان داد که آن ها اشتباه می کنند. لیستون با این ضربه نقش زمین شد. بطوریکه پس از ۱۰ ، ثانیه هم نتوانست از جایش برخیزد. محمد علی با این مبارزه از عنوان خودش دفاع کرد.
بین سال های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۷ ، محمد علی، ۱۰ باردیگر با مدعیان جدید مبارزه کرد و پیروز شد. این بیشترین تعدادمسابقات ، برای یک بوکسور سنگین وزن جهان ، در این مدت کوتاه بود. او می گفت ، مردی در جهان وجود ندارد که بتواند با این سرعت به من مشت بزند و مرا شکست دهد.
جنگ ویتنام- محمد علی ، بزرگترین قهرمان بوکس جهان ، در آوریل سال ۱۹۶۷ ، به ارتش فرا خوانده شد. آن زمان ایالات متحده ی آمریکا در گیر جنگ در ویتنام بود. این جنگ بین ویتنام جنوبی و ویتنام شمالی بود. ایالات متحده ی آمریکا به کمک ویتنام جنوبی رفته بود و با ویتنام شمالی می جنگید. محمد علی می گفت که او یک سیاه پوست مسلمان است و هیچ دشمنی با مردم ویتنام شمالی ندارد و به جنگ نخواهد رفت.به همین علت به ۱۰ هزار دلار جریمه ی نقدی و به چند سال زندان و از دست دادن عنوان قهرمانی جهان محکوم شد. که بعدا زندانی شدنش را تخفیف دادند. البته تا سه سال حق شرکت در مسابقات بوکس را نداشت.
این مجازات برای محمد علی گران تمام شد. زیرا سه سال از بهترین سال های عمر خود را به خاطر اعتقادات مذهبی اش از دست داد. تصمیم او مبنی بر نرفتن به جنگ ، ضربه ی شدیدی به سیاست خارجی آمریکا زد. و باعث شد که مردم
در این زمینه هشیار تر شوند و دوباه در باره ی جنگ ویتنام به قضاوت بپردازند.
در این زمان جو فریزیر قهرمان سنگین وزن بوکس جهان بود. محمد علی به زندگی معمولی اش ادامه می داد. او برای بار دوم با خانم بلیندا بوید ازدواج کرد. آن ها صاحب چهار فرزند شدند. در اکتبر سال ۱۹۷۰ ، دادگاه به محمد علی اجازه داد که می تواند در مسابقات شرکت کند. محمد علی اولین مسابقه ی خود را برد ولی ضربه هایش سرعت سابق را نداشت. به همین علت ضربات شدیدی به او وارد شد. در ماه مارچ ۱۹۷۱ ، در مسابقه با جو فریزیر، پس از ۱۵ راوند ناک اوت شد.این اولین باری بود که محمد علی در یک مسابقه شکست می خورد. ولی در ۱۰ مسابقه ی بعدی مرتبا برنده شد. در ماه مارچ ۱۹۷۳ ، با کن نورتون مبارزه کرد. کن نورتون در این مسابقه در راوند دوم فک محمد علی را شکست ولی محمد علی با این حال ۱۰ راوند دیگربه مسابقه ادامه داد. ودر پایان کن نورتون برنده اعلام شد.
همه ی هدف محمد علی این شده بوذد که دوباره با جو فریزیر و کن نورتون مبارزه کند و شکست هایش را جبران کند. بالاخره در اوآخر سال ۱۹۷۳ ، با کن نورتون مبارزه کرد و او را شکست داد. در سال ۱۹۷۴ ، با جو فریزیر هم به مبارزه برخاست و او را هم شکست داد ولی عنوان قهرمانی جهان را نداشت زیرا جرج فورمن قهرمان سنگین وزن بوکس جهان بود. محمد علی می خواست عنوان قهرمانی جهان را کسب کند. برای این کار باید با جرج فورمن مبارزه می کرد. جرج فورمن بوکسور فوق العاده قدرتمندی بود که رقبایش را اکثرا در یکی دو راوند اولیه ناک اوت می کرد. محمد علی با اطلاع از همه ی این ها ، حاضر به مبارزه با جرج فورمن شد. آن ها در سال ۱۹۷۴ ، در کشور زئیردر قاره ی آفریقا به مبارزه برخاستند. محمد علی برای تضعیف روحیه ی جرج فورمن که ظاهرا از او قد بلند تر و قوی تر بود مانند همیشه شروع به رجز خوانی کرد.او

می گفت من مثل پروانه در رینگ به این طرف و آن طرف می روم، ومثل زنبور نیش می زنم ، او دستش به من نمی رسد و چشمانش در اثر ضربات من تیره می شود و نمی تواند سر مرا ببیند.
محمد علی در این مبارزه روش خاصی بکار برد که کسی از آن مطلع نبود. و آن این بود که صبرکرد در چندین راوند جرج فورمن به او ضربه بزند و او دفاع کند. در راوند هشتم که فورمن خسته بنظر می رسید ولی محمد علی هنوز از نیرو هایش استفاده نکرده بود در یک لحظه از لاک دفاعی خارج شد و آنچنان ضربات متوالی و کوبنده بر سر و صورت فورمن وارد کرد که او را نقش زمین کرد و حیرت جهانیان را برانگیخت. زیرا با آن سابقه ی فورمن هیچ کس فکر نمی کرد که محمد علی برنده ی مسابقه باشد. در نتیجه محمد علی پس از ۷ سال باز هم قهرمان سنگین وزن بوکس جهان شد.در واقع محمد علی یک کار غیر
غیر ممکن را به ممکن تبدیل کرد.
این شکست آنچنان برای همه ، از جمله جرج فورمن غیر منتظره بود که فور من بعد ها گفت : پس از این شکست به مدت یک سال نتوانستم بخوابم. طی ۳ سال بعد ، محمد علی در ۱۰ مبارزه شرکت کرد و همه ی آن ها را برد.یکی از این

مسابقات که در سال ۱۹۷۵ برگزار شد ، مبارزه ی زندگیش بود و آن سومین مبارزه با جوفریزیر بود. هر کسی میگفت کار فریزیر تمام است و این مبارزه برای محمد علی خیلی آسان خواهد بود.ولی این مبارزه آسان نبود. اگرچه محمد علی مبارزه را برد ولی جو فریزیر صد ها ضربه ی شدید به سر و صورت محمد علی زد. هر دو مبارز، شدیدا آسیب دیدند. اگر چه اینک وقت مناسبی برای بازنشستگی محمد علی بود ولی او خود را بازنشسته نکرد.

در فوریه سال ۱۹۷۸ ، در مبارزه با لئون سپینگ شکست خورد. هفت ماه بعد دوباره با او به مبارزه برخاست و این بار پیروز شد.محمد علی تنها بوکسور جهان است که که سه بار در زمان های متفاوت، عنوان قهرمانی بوکسور سنگین وزن جهان را کسب کرد.
محمد علی در سال ۱۹۸۱ ، خود را بازنشسته کرد در حالیکه به مدت ۲۱ سال در مسابقات مختلف شرکت کرد. او ۹۳ ، بار در در مسابقات برنده شد که در ۳۷ بار رقیب را ناک اوت کرد. ولی فقط ۵ بار شکست خورد. محمد علی اسطوره ی ورزش بوکس جهان است. تابحال کسی ماننداو در بوکس جهان ندرخشیده بود. او ۷ دختر و ۲ پسر دارد واکنون بیشتر با نوه هایش سر گرم است.
در سال ۱۹۸۶ برای سومین بار با خانم لونی ویلیامز ازدواج کرده است که با هم در یک مزرعه ی بزرگ زندگی می کنند. متاسفانه محمد علی به بیماری پار کینسون مبتلا شد ، در صحبت کردن دچار مشکل شده است و نمیتواند ماهیچه هایش را درست کنترل کند ولی فکر و ذهنش کاملا درست و سالم است. در سال ۱۹۹۶ با وجود بیماری جلوی چشم ۳٫۵ ملیارد نفر بیننده ی جهان ، مشعل بازی های المپیک را در آتلانتا روشن کرد. محمد علی هنوز مورد توجه و احترام مردم جهان است. ولی پس از این همه سال ها نفهمید چه کسی دوچرخه اش را دزدیده است.