اصطلاح “کشتن از سر ترحم” در معنای حقیقی کلمه، “مرگ مطلوب” معمولاً به ترغیب مرگ بدون رنج برای افراد مبتلا به بیماری های سخت وعلاج ناپذیری که در صورت زنده ماندن عذاب می کشند، اشاره می کند.
اتانازی یا کشتن از روی ترحم.
به معنای مرگ خوب یا مرگ راحت ، بیمارکشی با ترحم ، بیمارکشی طبی ویا تسریع درمرگ شخص محتضر، می باشد
اتانازی,یا خاتمه دادن به زندگی توسط دیگری به درخواست صریح شخصی که مرگش حتمی است انجام می پذیرد .گاهی این اصطلاح به گرفتن زندگی کسی درمعنای مثبت آن اطلاق می شود برای مثال(تزریق دارویی مهلک) به بیماری که زندگی اش سراسررنج ومشقت بوده این کار به صورت عمل یا ترک عمل بوده به صورتی که عمل آن همان طور که ذکرشد تزریق دارویی مهلک وترک عمل آن متوقف کردن مراحل درمان پزشکی مثل قطع داروهاوقطع کردن دستگاه از بیمار مرگ مغزی و…که درصدد مرگ اوبرمی آید..
انواع اتانازی
۱ – اتانازی داوطلبانه ۲ -٫اتانازی غیرداوطلبانه ۳ -اتانازی مستقیم ۴ – اتانازی٫غیر مستقیم
اتانازی داوطلبانه:اتانازی داوطلبانه به مواردی اطلاق می شود که شخصی که بیماری لاعلاج دارد و در هر لحظه در حال ضجر کشیدن است از فرد دیگری می خواهد تا اورا به کام مرگ بفرستد یا دراین راه به او کمک کند.
اتانازی غیرداوطلبانه:به مواردی اطلاق می شود که اتانازی بدون اعلام رضایت ونظر فرد بیمار انجام می شود ، وقتی خود بیمار قادر به تصمیم گیری نباشد.(برای مثال فردی که در حالت نباتی دائم فرو رفته باشد)خانواده یا خویشاوندان در مورد قطع درمان هایی که به بهبود وضع بیمار کمکی نمی کند تصمیم گیری میکنند..
اتانازی مستقیم:به مواردی اطلاق می شود که اقدام خاصی برای پایان دادن به زندگی بیمار صورت می گیرد.
اتانازی غیرمستقیم: به مواردی اطلاق می شود که درمان ها ویا دستگاههای حیاتی مراقبت از بیماردر شرایطی که هیچ کمکی به بهبود وضعیت بیمار نمی کند کنار گذاشته می شوند.
خود کشی یا انتحار:
قتلی است که قاتل ومقتول یک نفر است. یعنی فرد برای پایان دادن به زندگی خود به صورت های مختلف به آن دست میزند . به عنوان مثال:حلق آویزکردن خود یا مصرف داروی سمی ، وصل کردن جریان الکتریسته به بدن, رگ زدن، پرش از ارتفاع، غرق کردن خود ، خودسوزی و…شکل می گیرد. خود کشی خودکشی عملی است با سابقه تاریخی که اگربه تاریخ ملتها برگردیم مواردی می یابیم که خود کشی درآن ها ستوده شده است.خودکشی معروف کلئوپاترا ، هاراگیری ژاپنی های عصر سامورایی ها، خودکشی مربوط به رسم ساتی زنان هندی وخود کشی پیرمردان اسکیمو( اینویت ها ) ازاین جمله اند . اما در یونان خود کشی جرم محسوب می شده وهرکس خودکشی می کرده دست وی قطع می شده ودر جای دیگری دفن می شده است.حتی دربرهه ای از تاریخ یونان به علت رواج خود کشی در بین زنان ، مجازات این زنان این بود که جسدشان به صورت عریان درمعرض دید عموم قرار گیرد..
در روم نیزدرقرن ششم میلادی در زمان ژوستین امپراطوری روم ازدواج با بیوه کسی که خودکشی کرده ننگ محسوب می شد.
خودکشی با همکاری پزشک – .مهم‌ترین استدلال‌ها به نفع اتانازی عبارت‌اند از: درد شدیدی که افراد مبتلا به بیماری‌های لاعلاج تحمل می‌کنند، سربار شدن افرادی که قادر نیستند در فعالیت‌های طبیعی انسانی شرکت کنند. و در عین حال هزینه سنگینی برای خانواده یا دولت ایجاد می کنند. .مخالفان اتانازی معتقدند هرگاه اتانازی قانونی شود، پتانسیلی برای سوءاستفاده در دست مراقبان سلامت خواهد بود. اولین قدم برای تحقق اتانازی در جامعه‌ای که انجام این کار قانونی شده است، باعث می‌شود قدم‌های بعدی آسان‌تر برداشته شود. اگر اتانازی یا خودکشی با همکاری پزشک قانونی و در حوزه عمل پزشکی اجرا شود، ممکن است پزشکان حساسیت خود را از دست بدهند و در مواردی که می‌توان از اتانازی دوری کرد، آن را انجام دهند. از طرف دیگر این احساس که پزشکان مجوز کشتن را داشته باشند، باعث می‌شود که مردم و دست‌اندرکاران امر بهداشت و درمان ، به پزشکان اعتماد نکنند، چون مسئولیت آنها برای حفظ حیات، بدل به اهداکنندگان مرگ شده است. در این حالت، بین هیچ نوع اتانازی‌ای تمایزی مطرح نیست، چون پزشک نمی‌تواند اجازه دهد بیمار بمیرد و باید تا آخرین لحظات برای حفظ حیات او تلاش کند حتی اگر امیدی به زنده‌ماندن بیمار نباشد..
اتانازی نوزادان:
هیچ قانونی از مشارکت پزشک در خود کشی وقتل نوزادان وکودکان افلیج حمایت نمی کند زیرا این موضوع به حق انتخاب و تصمیم گیری والدین مربوط می شود.به هر حال، تصمیم گیری درزمینه رد مداخلات پزشکی برای ادامه حیات بیمار می تواند توجیه اخلاقی داشته باشد .هنگامی که تصمیمی مبنی بر رد اتانازی اتخاذ می شود ،ممکن است یک نوزاد یا کودک برای سال ها زندگی پردرد ورنج را تحمل کند.در اینجا این سوال مهم مطرح می شود که چنانچه پایان دادن به زندگی نوزاد به صورت سریع و مستقیم از نظر اخلاقی مجاز باشد،چرا باید مرگ تدریجی ورنج آور را تحمل کند؟ ..
فرض کنید والدینی یک فرزند معلول بدنیا می آورند. این خانواده تماما در خدمت این فرزند معلول است و دولت هم برای لوازم آسایش این فرزند هزینه زیادی می کند . چرا باید مردم با مالیات دادن بیشتر هزینه زنده ماندن چنین کودکانی را تحمل کنند. زندگی کردن و زنده مانی تفاوت بسیار دارد. در صورتی که اگرقانونی برای از بین بردن این گونه کودکان وجود داشته باشد ، هم پدر و مادر این بچه معلول راحت می شوند و هم هزینه دولت کاهش می یابد. چرا نباید یک پیر مرد یا پیر زنی که بیماری غیر قابل علاج دارد یا دچار مرگ مغزی شده است سریعااز بین برد؟.
محکومیت کیفری قاتل:
یکی از صاحب نظران قضایی اعلام کرد :هر کس لوله تغذیه مصنوعی را بر دارد ویا به هر شکل تغذیه مصنوعی راقطع کند منجر به مرگ بیمار شود،مرتکب قتل شده است.هر چند که این نظریه به جهت استفاده از زبان عاطفی مورد انتقاد قرار گرفته است . قاتل فردی است که با قصد و اراده باعث مرگ دیگری می شود. و در این مورد برایش نفعی وجوددارد..
در قوانین کیفری اقدام مؤثری که باعث مرگ می شود و حذف و یا قطع مداخلاتی که باعث پیشگیری ازمرگ می شود متفاوت از یکدیگر هستند.به طور کلی،حذف یا قطع مداخلات جهت پیشگیری از مرگ را نمی توان قتل تلقی نمود وعامل را به عنوان قاتل تحت پیگرد قانونی قرار داد.اما اگر مشخص شود که به علت عدم انجام وظیفه، فردی فوت شده است می توان آن را قتل وآدم کشی محسوب کرد،اگر چه غیر عمد باشد.
بنابراین ، واضح است که قانونی بودن اتانازی غیرفعال به این سوال مربوط می شود که آیا پزشک در انجام وظیفه خود برای درمان بیمار قصور کرده است؟برای پاسخ به این سؤال باید به شرایط بیمار توجه داشته باشیم.
مسائل حقوقی:
کشتن عمدی دیگری یا مشارکت دراین کار جرم محسوب می شود مگر آنکه توجیه یا دلیل موجهی داشته باشد.اگر چه خودکشی خلاف قانون نیست، تقریباً کلیه ایالت های آمریکا مقررات ویژه ای علیه کسانی وضع کرده اند که دراین کاربه مقتول کمک می کنند. اخیرا در چند ایالت کانادا هم این نوع خودکشی یا بیمار لا علاج کشی به تصویب رسیده است..
به هر حال،قضاوت کلینینگی(بالینی) مبنی بر اینکه ادامه درمان ومراقبت های پزشکی کاری بیهوده وبی اثری است،پزشک را از انجام تعهدات پزشکی خود در اجرای اقدامات درمانی لازم معاف می سازد.

بحث قانونی کردن «کشتن از روی ترحم » در مجلس دانمارک

اکثریتی از دانمارکی ها و برخی مسئولین اداره بهداشت و بیمارستان ها بر این عقیده اند که موضوع «کشتن از روی ترحم » بیماران بد حال را در دستور کار مجلس این کشور قرار دهند . بر طبق نظر سنجی از هر ده دانمارکی هفت نفر موافق این امر هستند که کمک کنند به بیماران غیر قابل درمان و بد حال از بین بروند تا از ضجر کشیدن رهایی یابند. نظر سنجی ها در هشت سال گذشته نشان می دهد که اکثریت خواهان مرگ زود رس بیماران لا علاج اند ، ولی بطور رسمی، مجلس تا کنون با این موضوع مخالفت کرده است.
نخستین مرگ با ترحم در آمریکا
یکشنبه ۳ خرداد سال ۱۳۸۸، یک زن آمریکایی ۶۶ ساله که از بیماری سرطان لاعلاج رنج می برد، پنج شنبه شب گذشته با خوردن دارو به طور قانونی اقدام به خودکشی کرد، که در نوع خود اولین مورد از مرگ های ترحم آمیز محسوب می شود.
قتل از روی ترحم در یک بیمارستان سوئیس
سخنگوی بیمارستان دانشگاه لوزان گفت این تصمیم پس از مدتها بررسی ، گرفته شده است. او گفت اجازه ارائه تسهیلات برای خودکشی بیماران تحت شرایط بسیار سخت و غیر قابل علاج صادر خواهد شد.
این اقدام در سوئیس قانونی است اما تنها در مورد بیمارانی مجاز محسوب می شود که از لحاظ قوای ذهنی قادر به تصمیم گیری باشند و بیماری آنها قابل درمان نباشد.
بیماران رو به موتی که در بیمارستان اصلی شهر لوزان بستری هستند اجازه خواهند داشت تا در محوطه این بیمارستان به زندگی خود خاتمه دهند، به شرط آنکه از قوای ذهنی سالمی برخوردار باشند، حالشان چنان وخیم باشد که نتوانند به خانه هایشان بازگردند و مصرانه تمایل خود به مردن را ابراز کرده باشند.
در مورد کشتن و از بین بردن انسان ها مطالبی را یاد آوری می کنم : در جنگ جهانی دوم بیش از ۷۲ میلیون تن کشته شده اند به علاوه میلیون ها تن زخمی و میلیارد ها دلار خسارت مالی داشته است.
سازمان ملل – علت ایجاد سازمان ملل متحد ، در سال ۱۹۴۵ ، برقراری روابط دوستانه بین کشور ها ، و جلو گیری از جنگ های آتی بود. و آمریکا یکی از ارکان اصلی تشکیل دهنده این سازمان بود ، ولی چند سال پس از تاسیس سازمان ملل ، دنیا شاهد جنگ هایی نظیر جنگ آمریکا و کره ، جنگ آمریکا و ویتنام به مدت ۲۵ سال ، جنگ هند و پاکستان ، جنگ چین و هند ، جنگ ایران و عراق و جنگ آمریکا و عراق وحمله ی شوروی به لهستان بوده است. علاوه بر این جنگ ها ، دنیا شاهد ده ها کودتا های خونین و موارد نقض حقوق بشر بوده است.
هم اکنون هر هفته در عراق ، افغانستان ، پاکستان ، سوریه ، تونس ، مصر، یمن ،هندو …، چندین نفر بی گناه در اثر بمب گذاری و درگیری های مذهبی از بین میروند. حالا دلمان برای راحت کردن چند بیما رغیر قابل علاج که دائما در رنج اند می سوزد و سر و صدای حقوق بشر را مطرح می کنیم.
سوهارتو ، دیکتاتور نظامی سابق اندونزی حدود یک ملیون تن از مردمش راکشت. او با این کشتار روی چنگیز و هیتلر و موسلینی را سفید کرد به طوری که یک سایت سیاسی نوشت که او فاسد ترین چهره ی سیاسی جهان است ولی چون طرفدار آمریکا بود نه تنها مجازات نشد بلکه پس از برکناری در نهایت رفاه و آسایش زندگی کرد تا مرد ، در این میان حقوق بشر چه شد ؟.
آگستینو پینوشه دیکتاتور نظامی شیلی با آن همه کشتار به مرگ طبیعی مرد. فردیناند مارکوس دیکتاتور سابق فیلی پین با آن همه کشتار، در نهایت رفاه و آرامش در گذشت. ایدی امین قصاب اوگاندا هر کار خلافی را بر علیه مردم کشورش انجام داده است و بسیاری از آن ها را به قتل رسانیده است و در سن ۸۴ سالگی در کاخی در عربستان صعودی در نهایت آرامش درگذشت. ولی هیچ کس صدایش در نیامد و سازمان ملل ، قادر به انجام هیچ کاری نبود زیرا آن ها متحد آمریکا بودند. وده ها جوجه دیکتاتورهای دیگر، چون متحد یکی از پنج قدرت دارای حق ناحق وتو می باشند و تعداد زیادی از هم وطنان خود را به قتل رسانیده اند و می رسانند آب از آب هم تکان نمی خورد و اصلا از حقوق بشر نام برده نمی شود.
کمبود شدید کودک در جهان
جهان با کمبود شدید کودک روبرو است.این بدان معنی است که جهان از نیروی کار به اندازه کافی برخوردار نیست ودر آینده دچار معضلات عدیده خواهد بود. بجای این که فکری اساسی برای این کمبود شود. پول و امکانات دولت ها را صرف زنده نگاه داشتن بیماران علاج ناپذیر می کنیم .