در شهر کلن مراسمی برای بزرگداشت فریدون تنکابنی، نویسنده ایرانی، برگزار شد. این نویسنده از حدود پنج دهه پیش با داستان‌ها و قطعات و مقالات طنزآمیز خود در صحنه ادبی ایران حضور نمایان داشته است.

فریدون تنکابنی با طنز سیاسی خود به ویژه از اواخر دهه ۱۳۴۰ تا پایان ۱۳۵۰ خوانندگان بیشمار داشت. از میان هجده کتابی که او تا امروز منتشر کرده، به ویژه کتاب‌های “یادداشت‌های شهر شلوغ”، “ستاره‌های شب تیره” و “اندوه سترون بودن” شهرت بیشتری دارند.

در این آثار او یکه‌تازی و فساد زمامداران و انحطاط اجتماعی و فرهنگی سراسری را به زیر شلاق طنز و تمسخر می‌گیرد، مردم را به پایداری در برابر مظاهر ظلم و استبداد فرا می‌خواند.
در یک نگاه

فریدون تنکابنی در سال ۱۳۱۶ در خانواده‌ای فرهنگی در تهران به دنیا آمد. پدرش دبیر و مدیر دبیرستان بود و مادرش آموزگار. خود او نیز پس از پایان تحصیل، دبیر زبان و ادبیات فارسی شد. در سال ۱۳۴۰ اولین داستان خود را به نام “مردی در قفس” منتشر کرد که لحنی رومانتیک دارد. او سپس با نشریات ادبی ایران به همکاری پرداخت و نوشته‌های او بیشتر به طنز گرایش پیدا کرد.

تنکابنی در سال ۱۳۴۸ از اعضای پایه‌گذار “کانون نویسندگان ایران” بود و در برخی دوره‌های این تشکل مدافع آزادی نشر و بیان، در هیئت دبیران آن حضور داشت.

در مراسمی که روز شنبه ۲۹ نوامبر به همت “انجمن تئاتر ایران و آلمان” در “آرکاداش تئاتر” شهر کلن برگزار شد، عده زیادی از دوستان فریدون تنکابنی و دوستداران آثار او حضور یافتند.

در برنامه بزرگداشت عده‌ای از نویسندگان و همکاران فریدون تنکابنی درباره جایگاه او در طنزنویسی معاصر ایران سخن گفتند. نخست رضا نافعی، که گرداننده شب بزرگداشت بود، مختصری درباره کارنامه ادبی و زندگی سیاسی تنکابنی و ویژگی‌های سبک نگارش او بیان کرد.

اسد سیف نخستین سخنران بود که از اهمیت طنز به مثابه سلاحی توانا در پیکار با نظام‌های جابرانه و حاکمان مستبد سخن گفت. در روزگاری که مردم ستمدیده را توان ایستادگی در برابر جور و ستم سردمداران باقی نمی‌ماند، طنز سلاح برنده‌ای است که نفرت و بیزاری آنها را به بیان می‌آورد.

مهمترین هنر فریدون تنکابنی در طنز نیشدار و بی‌امان اوست که حاکمان بیدادگر را به ریشخند می‌گیرد و از جهالت و حماقت آنها پرده برمی‌دارد.
جلال سرفراز و نسیم خاکسار از خاطرات خود با تنکابنی گفتند

مهدی استعدادی شاد، در سخنان خود بر سستی فرهنگ طنز در سیر ادبی ایران انگشت گذاشت و دلایل این کمبود را در بنیادها و ریشه‌های دینی و سنتی جستجو کرد.

او تأکید کرد که اندیشه‌ها و بینش‌های سنت‌زده با طنز میانه‌ای ندارند و تنها با تکوین و پیشرفت مدرنیته است که طنز به مثابه یک شیوه بیان ادبی قدرت می‌گیرد. او از نقش تنکابنی در به کارگیری طنز به مثابه یکی از جلوه‌های زندگی شهری ستایش کرد.
زندان و شکنجه، بهای فاش‌گویی

نویسندگان طنزپرداز ناخرسندی و رنج جامعه را در جامه ریشخند و شوخی بیان می‌کنند، اما خوش‌زبانی و لطافت طبع آنها هرگز آنها را از خشم و گزند حاکمان در امان نمی‌دارد. فریدون تنکابنی پیش از انقلاب تنها به خاطر نگاشتن داستان‌ها و مطالب طنزآمیز سالهایی از زندگی خود را در زندان گذراند.

او پس از انقلاب در “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” فعال بود که از نهادهای وابسته به حزب توده ایران به شمار می‌رفت. در سال ۱۳۶۲ و یورش حاکمیت جمهوری اسلامی برای دستگیری اعضا و هواداران حزب، تنکابنی متواری شد و در اواخر همان سال ناگزیر از کشور گریخت.

تنکابنی از راهی ناهموار و دشوار خود را به آلمان غربی رساند و اینک سالهاست که در شهر کلن زندگی می‌کند. او در خارج به فعالیت مطبوعاتی ادامه داد و نوشته‌های خود را در نشریات گوناگون یا به صورت کتاب منتشر کرد.

این نویسنده از چند ماه پیش در “خانه سالمندان” اقامت دارد.
مهدی استعدادی شاد و اسد سیف ویژگی‌های طنز تنکابنی را تشریح کردند

ناصر مؤذن، داستان‌نویس و از دوستان دیرین تنکابنی، از نقش طنز در پیکار نویسندگان با سانسور و اختناق گفت.

عسکر آهنین، شاعر مقیم آلمان، در مراسم تجلیل از تنکابنی چند قطعه از شعرهای کوتاه خود را قرائت کرد.

نسیم خاکسار، نویسنده ایرانی مقیم هلند، دلیری تنکابنی را در پیکار با حکومت‌های استبدادی ستود و خاطراتی را از دوران هم‌زنجیر بودن با او را در زندان نقل کرد.

جلال سرفراز، شاعر ایرانی مقیم برلین، با نگاهی انتقادی خاطراتی از زندگی سیاسی خود را بازگو کرد. او از شهامت و صداقت تنکابنی در رویارویی با خطاهای سیاسی با ستایش یاد کرد.

هادی خرسندی، طنزپرداز نامی، که در برنامه شرکت نداشت، نوشته‌ای را راهی مراسم کرده بود، با دوبیتی در ستایش از تنکابنی:

طنز تو تواناست، چه کتبی چه شفاهی

برضد رژیم است، چه شیخی و چه شاهی

یک لحظه زآزار زمان آخ نگفتی

بر صحت آن، شاخ سبیل تو گواهی

در پایان مراسم فریدون تنکابنی، آن چنان که شیوه بیان اوست، با طنز و شوخی به اختصار از زندگی ادبی خود و همچنین تجربه تازه‌اش در “خانه سالمندان” برای حاضران سخن گفت.

برنامه بزرگداشت فریدون تنکابنی با موسیقی ایرانی و یک قطعه نمایشی همراه بود.