در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید .     عطر صد خاطره پیچید

افسوس !!! بانوی فرهیخته و نامی سرزمینمان   “توران میرهادی ” چشم به روی دنیا بست ، روانش شاد ، و دل یاران و دوستان و باز ماندگان غم دیده اش ، شکیبا و پر تسلی باد . او را مادر ادبیات کودکان نامیدند ،   برایش گریه نمی کنم ، روح بزرگ او را به دست خاک ، دریا ها ، و آبی آسمان نمی سپارم   یادش را جاودانه می دانم و همچنان باقی   ،

او صادق بود و اثر گذار و مربی و پیشتاز و نمونه برای رشد اندیشه همه یاران همراه و دوستدارانش و کودکانی   که به او سپردند و او از جان خود مایه گذاشت و همه عمر گرانمایه اش را به پای تعلیم و تربیت بنیادی آن ها صرف کرد و چراغ راهی شد تا پندار و کردار و گفتار نیک را بشناسند

برای ادبیات کهن سرزمینمان که پشتوانه آگاه واستواری را از دست داد تسلی میفرستم

و روحش شاد باد

—————————-

دست نوشته بانو توران میرهادی در کتاب گفت‌و‌گوبا زمان

نسل ما آرام‌آرام خداحافظی می‌کند و به دیار باقی می‌رود

مرتضی زربخت، حسن مرندی، صابری فومنی، شاملو، اخوان ثالث، بیرشک و

و حال خانم مافی، معصومه سهراب

ما که بودیم و چه کردیم؟

ما فرزندان انقلابیون مشروطیت و آغازگران سازندگی ایران بودیم

این نسل ماست.

نامش را گذاشته‌ام نسل خدمت بی‌شائبه، بدون انتظار. نسلی که عاشقانه ایران و ایرانی را دوست دارد و پایداری و کار فرهنگی را از مردمش آموخته است.

این نسل را دوست داریم؟

چگونه دوست داشتن؟

اگر واقعاً دوست داریم یک‌بار دیگر مرحله‌ای از تاریخ کشورمان را مرور کنیم، ببینیم، بسنجیم و تغییر جهت‌ها را درک کنیم و در جهت آرمان‌های نسلی که دوست داریم قدم برداریم.

موفقیت فردی را به موفقیت جمعی تبدیل کنیم.

فرهنگ خودی را درست بشناسیم و ارزش جهانی آن را درست درک کنیم.

به‌جای من، ما را بگذاریم.

آنچه را که در کار و تلاش عزیزان ما ساخته‌اند حفظ کنیم و پیش ببریم.

نگرش عمیق جمعی را جایگزین نگرش سطحی و مادی کنیم