اگر در صحنه جهانی ادبیات از کتاب های فارسی گفتگو و نوشته ای نیست و یا اگر هست چنان اندک است که انگاری نیست، یقینن بخاطر زبانمان است، زبانی که با آن می نویسیم.
به اکثرنوشته های نویسندگان خارجی نگاه کنید، نه تنها چیز دندانگیری برای گفتن ندارند، که اغلب خواننده را جذب و جلب هم نمی کنند، وبیشتر به زور ناشرها و راههائی است که گاه به کار می برند تا کتاب خواننده می یابد.
ما مترجم فارسی به انگلیسی نداریم ( در عوض تا بخواهی مترجم انگلیسی به فارسی داریم ) و همین باعث شده است که ملت های دیگر با آثار نویسندگان ایرانی بیگانه باشند و این کمبود تا جائی است که اگر گاه به همت نویسنده یا به کمک دوستانش کتابی از فارسی به زبان دیگری بر گردانده شد یک واقعه تلقی می شود.
عدم علاقه به خواندن در اکثر مردم با سواد کشورمان نیز مزید بر علت شده است. قلیلی هم که می خوانند بیشتر به سراغ کتاب های ترجمه می روند انگار که مرغ همسایه غاز است.
از فلان نویسنده رمانیائی، آلبانیائی و حتا یالقوز آبادی! کتاب به فارسی بر گردانده می شود که اغلب معلوم نیست تا چه حد برابر اصل است و یا تا چه حد از ترجمه ” گوگل ” استفاده شده است و به دنبال چاپ و نشر چنین کتابی چنان در بوق و کرنا هم می دمند و تحلیل و نقد و تعریف بدرقه اش می کنند که تبدیل به یک واقعه می شود، ولی متاسفانه کسی به فکر بر گرداند کتاب های فارسی که گاه خواندنشان خواننده را پای بند ادامه می کند نیستند.
نمی توانند؟ صرف نمی کند؟ حسادتی نا محسوس آزارشان می دهد و یا بهر علت دیگر ، کتاب های فارسی مهجور می مانند و کسی از آمدن و رفتنشان با خبر نمی شود.
متاسفانه تا در بر این پاشنه نا مطلوب و نا خوشایند می چرجد در دور باطل خواهیم ماند.