با استفاده از این فرصت دیدگاه خودم را در مورد این شکل بیان، باز گو می کنم. و می گویم که سروده های پیش روی شما هایکو نیستند
چون در حقیقت دارای شرایط و مقرراتی که برای هایکو تنظیم کرده اند، نمی باشند. اینک در آن ها از چهار فصل صحبت کرد، ویا باید با بخش های مختلف هجا های چندین گانه همراه باشند، و از این دست حرف ها را بنیانی قبول ندارم. چرا که این اصول و مقررات پای ذهن را می بندد، از خلاقیت می اندازد و قلم را از گردش و قدرت را از بیان سلب می کند. فکر می کنید که ماتسو ئو باشو که او را نام آورترین هایکو سرای ژاپنی می دانند، در این مقررات دست و پاگیر غرق بوده است؟ و شعر یا هایکو ی :
برکه کهن
جهیدن قورباغه
صدای آب
که مشهور ترین هایکو لقب گرفته است یا مشهور ترین هایکوی باشو بر پایه شرایطی که معلوم نیست از کجا و چرا و بر اساس کدام بینش، وضع شده است، سروده شده ؟ گمان نمی کنم. از نظر من، بخصوص این شکل بیان، بایستی غرق در دنیای عشق باشد، و بیانگر لحظات دلچسب و کوتاه ِ آن حال و هوا. ریختن واژه های گرم و گوارا، در قالب های خشک و بی انعطاف ِمقرراتی دست و پا گیر، حاصلی جز رکود و سکون ندارد، و اثر را از شور تهی می کند. لطافت و ظرافت و ضربه پایانی این سروده های کوتاه، فقط می تواند زائیده ذهنی خلق و بالنده باشد.
مورد دریا در فنجان
اگر می خواستم این همه پیام را در قالب نوشته هائی بلند، یا بصورت داستان هائی کوتاه، یا بهر شکل دیگر، جز جرعه های این فنجان ها، بیان کنم،نا گفته می ماندند. دریا دریا حرف را بر موج ها سوار کردن، بیم داشتم آن گونه که می خواهم، به ساحل نرسند. بهتر دیدم، هر خیز آب را در فنجانی جای دهم، تا هم من توان گفتن بیابم، هم شما توان نوشیدن. اگر گاه فنجان نِشسته ای سرد است و از دهان ذهن افتاده است، با گرمی دستان خود به هنگام فشردن فنجان، تحمل نوشیدن به آن بدهید. دریای بیکران ذهن را بصورت جرعه ای درفنجانی جای دادن،کاری است که شماباید بگوئید توانسته
«ام؟

مستی چشمانت
کار دستت ندهد
گزمه پشت دیوار است