mahmood kavir
دانایی،خورشید است و خودکامگی خفاش
خودکامگی در سیاهی و ترس بزرگ می شود و آبشخورش از مرداب های جهل و خرافات و هراس است
دانایی و آگاهی زاده می شود و می بالد و درختی می شود و جنگل می شود و خار و خاشاک می خشکد و می میرد.
دانایی چگونه فراهم می اید؟ از تجربه. از جستجو. از نو شدن. از ادبیات. از هنر.
ببینیم. بخوانیم. بشنویم تا سر خوشانه به سوی فردا سفر کنیم.
سفر کنیم. برویم که رفتن کار ماست. کار دریاست. ماندن و پوسیدن کار مرداب است.
ما دریاییم. ما جنگلیم. برویم. بروییم
بیا برویم کتابی بخریم. کتابی هدیه کنیم. کتابی بخوانیم. برای دوستمان. برای سوغات. برای فرزندمان. برای شاگردمان. بیا برویم