هیچ پدیدۀ اجتماعی ناگهان به وجود نمی آید بلکه در یک بستر فرهنگی رشد میکند. می دانیم که علم تاریخ داستان های تلخ و شیرین یک ملت نیست بلکه علمی است که به ما می آموزد اجداد ما چه اشتباهاتی را مرتکب شده و چه خدماتی کرده اند و چه نقشی در خوشبختی و بهزیستی و یا فقر و بدبختی و عقب ماندگی جامعه ما ایفا کرده اند. آگاهی درست به تاریخ واقعی ، به ما امکان می دهد تا اشتباهات آنها را تکرار نکنیم و خدمات آنها را گرامی بداریم.

 در علم تاریخ نقش افرادی که تعیین کننده بوده اند مورد ارزیابی قرار میگیرد و بت ها شکسته میشود و واقعیت ها عریان ونمایان میگردد.

علم تاریخ به ما می آموزد که با چراغ علم و به دور از پیش داوری و تعصب ، وقایع گذشته را بررسی کنیم و درباره آنها قضاوت نماییم.

وقتی عرب ها با شعار برابری و برادری به ایران متعلق به امپراطوری ساسانی ، نه متعلق به ایرانی ها، حمله ور شدند ، واقعیت تاریخی این است که فشار های هیات حاکمه با بدبختی هایی که برای مردم بینوا فراهم کرده بود ، زمینه ی خوشباوری رابرای شعارهای قوم مهاجم از مدت ها قبل فراهم کرده بود.

اگروضع مردم بینوا در این امپراطوری خوب بود ، که مانی و مزدک پیدا نمی شدند. مزدک وقتی دید اشراف ، اراضی دهقانان را به زور گرفته اند و تمامی ثروت را برای خود برداشته اند ، نا برابری در تقسیم نعمت های دنیا را سر منشاء ظلم و فساد تشخیص داد و برای رفع آن به قیام برخاست و سی سال جنگید ، آنقدر پا برهنه و گرسنه دور و برش را گرفتند که شاه قباد ناچارا با او از در سازش درآمد.

در اوضاع و احوال ۲۰۰ ساله ی اخیر هر عمل زشت و بد گردانندگان حکومت را به گردن انگلیس می اندازیم. آن وقت ها که انگلیسی وجود نداشت. ما نباید منکر نقش مخرب شاهان باشیم که یک تنه برای همه ی امور تصمیم می گرفتند و هر تصمیم شاه با تعریف و تمجید اطرافیان چاپلوس وخود فروش ، مورد تائید قرار می گرفت. مسلما بدون شناخت دیروز هرگز قادرنخواهیم بود فردای بهتری برای خود بسازیم.

اگر نگاهی گذرا به تاریخ اجتماعی ایران کنیم در بسیاری موارد موجب شرمساری خواهد بود..

به علت فساد دربار خلفا و پادشاهان ، افراد خود فروش و چاپلوس به مقامات بالا می رسیدند. چاپلوسی و بی شخصیتی شرط لازم و کافی پیشرفت در دربار ها بوده است. حکیم عمر خیام در حدود ۹۰۰ سال پیش در مقدمه ی کتاب ارزشمند جبر و مقابله نوشته است” دچار زمانه ای شده ایم که ، اهل علم از کار افتاده و جز عده ی کمی باقی نمانده اند که از فرصت برای بحث و تحقیقات علمی استفاده کنند. برعکس حکیم نمایان دوره ی ما همه دست اندر کارند که حق را با باطل بیامیزند و جز ریا و تدلیس کاری ندارند. اگر دانش و معرفتی دارند ، آن را صرف اغراض پست جسمانی می کنند و جز ریا و تدلیس کاری ندارند “

برای آگاهی بیشتر از دربارها ، خوب است کتاب های خاطرات اعتماد السلطنه در دربار ناصر الدین شاه وکتاب خاطرات اسد الله علم در دربار محمد رضا شاه را بخوانید. با اینکه اسدالله علم

صمیمیتی واقعی با محمد رضا شاه داشت، مع ذالک از لابلای نوشته هایش به مفاسد زیادی آگاهی می یابیم . انوشیروان عادل در یک روز ۱۲ هزار مزدکی را کشت . اگر عادل نبود چه تعداد می کشت. این همه سخنان تملق آمیز و دروغ ، که هر روزه از زبان اکثر ما به راحتی جاری می شود ، و هیچ گاه در باره ی معنی و مفهوم آن ها هم دقت نمی کنیم ، چه بگویم . این ها هم از نتایج آن فرهنگ ماست که بسیاری از ما ندانسته به آن افتخار میکنیم روزنامه ی کیهان در شماره ی ۱۶۷۰۶ می نویسداز ۲ میلیون معتاد در کشور ، یک میلیون زیر ۱۸ سال قرار دارند. آمار می گوید تعداد معتادان در سال ۷۸ نسبت به سال پیش ، ۳۶ در صد رشد داشته است. دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور اذعان می کند که رشد اعتیاد بیشتر از رشد جمعیت است.

روزنامه ی همشهری در شماره ی ۱۸۴۹ تحت عنوان مشکل اعتیاد در بین دانش آموزان در سال تحصیلی ۷۷-۷۶ نوشته است که دفتر مشاوره و برنامه ریزی امور تربیتی وزارت آموزش وپرورش در سطح کشور ۷۸۴۸۰ دانش آموز را شناسایی کرده که در معرض خطر اعتیاد یا قاچاق مواد مخدر و سوء استفاده های جنسی قرار دارند.این ارقام نسبت به سال قبل ۱۱۲ در صد رشد داشته است. یکی از علل اصلی اعتیاد ، فشار و نابسامانی و ظلم های اجتماعی است.

ظاهر سازی و دروغ اکثر قریب به اتفاق ما مردم ایران ، اهل تظاهرهستیم ، تظاهر به درستی ، تظاهر به ادب ، تظاهر به نزاکت ، تظاهر به مکنت و ثروت و تظاهر به داشتن مدرک تحصیلی بالا.عین این تظاهر را دولتمان هم در سطح وسیعتری مرتکب می شود. روزنامه ی نشاط در شماره ی ۱۴۱ خود نوشته است که یارانه ی بنزین بیش از یک هزار میلیارد تومان ، یعنی برابر یک نهم بودجه ی کل کشور است. این رقم صرف سوخت ۴ میلیون خودرو سواری می شود که به طور قطع اکثر مواقع افراد مرفه جامعه از آن بهره مند می شوند. در حالیکه هزینه ی آن را همه ی مردم می پردازند که به احتمال زیاد تعدادی از آن ها در سراسر عمرشان به جز چند بار، سوار ماشین های عمومی نشده اند.

در جامعه ی ایران کلمه ی نمی دانم ، بلد نیستم ، کمتر به گوش میرسد. ما در هر موردی ، بخصوص سیاست کارشناس هستیم. مدیریت ما حرف ندارد. همه ی ما از پزشک متخصص هم بیشتر اطلاعات پزشکی داریم. خود محوری و برتری جویی ما زبانزد شده است.

وظیفه شناسی سازمان ملل آماری را همه ساله منتشر می کند که میزان کار مفید کارکنان دولت در هر کشور را لیست می کند. این آمار می گوید کار مفید کارکنان در کشورما در بخش اداری ۲۹ دقیقه در روز و در بخش صنعت ۳۵ دقیقه در روز است.

ریا کاریفقط به اشاره می گویم مدارس خصوصی را مدارس غیر انتفاعی و بانک هایی که به سپرده ای ثابت پنج ساله ۲۱ درصد بهره میدهند را بانک غیر ربوی می نامیم.

رفتار اجتماعی ما ایرانیانوقتی در باره ی مسائل اجتماعی بحث می کنیم اجتماع مورد بحث حدود۸۵ تا ۹۰ در صد از افراد جامعه را شامل می شود بقیه جزء استثنا ها می باشند.
چند سوال

یک –آیا اخلاق به عنوان اصل و پایه در رفتار ما معنی دارد؟

دو – آیا ما در هیچ زمینه ای وحدت داریم. در خارج از ایران شاید بیش از ۱۵ گروه یا دسته یا حزب وجود دارد که همگی مخالف حکومت ایران هستند .آیا دو گروه ازاین گروه ها اتفاق نظر دارند؟ نمونه ی بارز آن این است که ما در ورزش های تک نفره مانند کشتی یا وزنه برداری یا تکواندو بارها و بارها مدال طلای جهانی و المپیک را کسب کرده ایم ولی در ورزش های دسته جمعی مانند فوتبال ، بسکتبال و والیبال هیچوقت به هیچ مقامی نرسیده ایم .

سه – یا ما مسئولیت پذیریم ؟ یا با مسئولیتی که داریم از آن به عنوان ابزاری در جهت منافع خود استفاده می کنیم.س

  چهار – آیا ما به قانون احترام می گذاریم ؟ یا قانون باید در مورد فقرا و بیچارگان اجرا شود؟

 پنج – آیا ما به حقوق دیگران احترام می گزاریم ؟

 شش – آیا ما به کار کردن علاقه مندیم ؟ یا به آن به عنوان ابزاری برای کسب درآمد نگاه می کنیم

 هفت – آیا ما نظم پذیریم ؟

 هشت – آیا سختی ها را جهت سرمایه گذاری برای آیندگان پذیرا هستیم ؟