مقدمه

گرچه نزدیک به ۱۱۰ سال از تاریخ کشف نفت در ایران می­گذرد، باید دانست که ایرانیان از دیرباز به وجود نفت پی­برده و آنها را از چاه­های کم عمق استخراج و مورد استفاده قرار می­دادند و در صورت امکان آتشکده­های خود را بر روی چشمه­ ­های گاز طبیعی بنا می­کردند. کهن ترین چاه نفتی که در تاریخ به آن اشاره شده، چاهی در ۴۲ کیلومتری شوش بوده که در دوره داریوش هخامنشی از آن استفاده می­شده و هرودوت به آن اشاره کرده است. گرچه آثار سطحی نفت، گاز و قیر در ایران، عراق، جمهوری آذربایجان و پاره­ای دیکر از کشورها شناخته شده و بطور سنتی از این مواد استفاده می­شده، اولین چاه مدرن نفت در ایالت پنسیلوانیای ایالات متحده آمریکا در سال ۱۸۵۹ میلادی به نفت رسید. محصول اولیه نفت آمریکا در این ناحیه در حدود ۲۰۰۰ بشکه در سال بود و بتدریج تولید آن اضافه شد بطوریکه در سال ۱۸۶۳ به سی میلیون بشکه رسید. در جمهوری آذربایجان گرچه بهره برداری از منابع نفتی منطقه باکو به طریقه سنتی از گذشته های دور مرسوم بود، بهره برداری با روشهای مدرن حفاری از سال ۱۸۷۴ آغاز گردید و تولیدات آن علاوه بر تامین نیازهای داخلی روسیه، به ایران و ترکیه صادر می­شد.

امتیازهای اولیه

در پی اکتشافات فوق الذکر، اکتشاف و بهره برداری از منابع نفتی جهان به مقیاس وسیع آغاز شد و در سوماترا و برمه جویندگان به ذخایر قابل ملاحظه­ای دست یافتند. در ایران نیز تلاش برای اکتشاف منابع نفت آغازگردید. در سال ۱۸۷۲ میلادی و در دوران صدارت میرزا حسن خان سپهسالار، ناصرالدین شاه قاجار امتیاز بهره برداری از کلیه منابع کشور بجز طلا، نقره و جواهرات، همچنین امتیاز ایجاد بانک­ها، راه آهن و کلیه امور اقتصادی و صنعتی کشور را به یکی از اتباع انگلیس بنام بارون پل جولیوس دو رویتر (Baron Paul Julius de Reuter) واگذار کرد. انتشار خبر انعقاد این قرارداد پیش از اولین سفر ناصرالدین شاه به اروپا در سال ۱۸۷۲ محافل بازرگانی دنیا را مات و مبهوت کرد، زیرا این امتیاز، آزادی و حقوق حقه ملتی را به نفع بیگانگان از میان می­برد. رجال وطن پرست و روحانیون نیز صدای اعتراض خود را در مورد انعقاد این قرارداد بلند کردند. بعلاوه رویتر درک کرد که بدون تضمین دولت انگلیس توانایی انتشار اوراق قرضه شش میلیون پوندی برای تاسیس شرکت خود را ندارد. از طرف دیگر اجرای امتیاز نامه موجب می­شد که منازعه­ای بین انگلیس و روس در ایران درگیرد. در مجموع مخالفت شدید دولت روس و اعتراضات رجال و علما به نتیجه رسید و این قرارداد پس از چندی لغو گردید.

در سال ۱۸۸۴ یک شرکت انگلیسی بنام هاتز و پسر (Hots & Son) که به­کار صادرات و واردات مشغول و مرکزش در بوشهر بود امتیازی برای استخراج نفت دالکی (واقع در ۲۲ کیلومتری شمال شرقی برازجان) از دولت ایران تحصیل کرد و چاهی هم حفر نمود که چندان عمیق نبود و به نتیجه نرسید و از این کار صرف نظر کرد و بعدها حقوق خود را به یک شرکت انگلیسی یه نام شرکت معادن ایران” (The Persian Mining Corporation) وا گذار نمود.

رویتر پس از لغو امتیازش به آسانی از دعوی خود دست بردار نبود و گه­گاه توسط سفارت انگلیس به دولت ایران اعتراض و ادعای خسارت می­کرد. پس از روی کار آمدن امین­السلطان به عنوان نخست­وزیر و مأمور شدن سرهنری درومند ولف (Sir Henry Drummond Wolff) به سمت وزیر مختار انگلیس در ایران مذاکراتی برای خاتمه دادن به این ادعا شروع شد. در همان ایام ناصرالدین شاه در صدد تهیه مقدمات سفر سوم خود به اروپا بود و برای این­کار احتیاج به پول داشت. نتیجه مذاکرات امین­السلطان و وزیر مختار انگلیس امتیاز دیگری بود که در سال ۱۸۸۹ به رویتر داده شد که بعد ها به نام امتیاز بانک شاهنشاهی مشهور گشت. طبق این امتیاز بانک مبلغ ۴۰۰۰۰ پوند به دولت قرض داد که مخارج سفر شاه تامین گردد. مطابق مفاد این قرارداد دولت ایران علاوه بر دادن اجازه تاسیس بانک شاهنشاهی امتیاز بهره برداری از منابح معدنی کشور از جمله نفت را به رویتر واگذار کرد.

چندی بعد بانک شاهنشاهی به موجب اجازه­ای که از دولت ایران گرفته بود، حقوقی را که برای استخراج و بهره برداری معادن ایران داشت به شرکت معادن ایرانواگذار کرد. سرمایه شرکت مزبور یک میلیون پوند بود که عده ای از سرمایه داران روسی، بلژیکی و فرانسوی هم در آن سهیم بودند. این شرکت عده­ای مهندس و زمین­شناس به ایران اعزام داشت که مطالعاتی برای کشف معادن بنمایند. همچنین حقوقی را که شرکت هاتز در زمینه اکتشاف نفت تحصیل کرده بود خریداری کرد. آنگاه کارشناسان شرکت در دالکی و جزیره قشم با استفاده از دستگاه­های جدید حفاری به کاوش پرداختند. چاه های اکتشافی در دالکی در سالهای ۱۸۹۱ و ۱۸۹۲ و در قشم در سالهای ۱۸۹۲ و ۱۸۹۳ در محل­هایی که نشانه­های نفتی وجود داشت حفر شد ولی به نتیجه­ای نرسید. شرکت معادن ایران چند سالی بکار مشغول بود ولی چون سرمایه کافی نداشت و هزینه حمل و نقل بسیار بالا بود، در کار خود توفیق نیافت و در پایان مدت ده سال امتیاز آن خود بخود لغو گردید.

در دوران سلطنت ناصرالدین شاه اقداماتی در مورد اکتشاف و استخراج نفت در کویر خوریان واقع در جنوب سمنان توسط دو مالک بزرگ به نام­های حاج علی اکبر امین معادن و حاج علی اصغر امین معادن که صاحبان معادن متعددی بین تهران و مشهد بودند صورت گرفت. دولت وقت به­علت کوشش و پشتکار این دو برادر در جهت منافع عامه، طی فرمانی امتیاز معادن نفت خوریان و معادن دیگری شامل سرب، فیروزه و زغال سنگ را به ایشان واگذار کرد. این امتیاز چند بار دست به دست گردید و بالاخره در ۳۰ آذر ۱۳۰۴ شمسی برابر با ۲۲ دسامبر ۱۹۲۵ میلادی شرکت نفت خوریان با سرمایه پنج میلیون تومان تاسیس گردید. در همان سال مهندسین روسی به ایران آمده و در ده کیلومتری جنوب سمنان به حفر چاه پرداختند. چاه اول پس از یک ماه به مقداری نفت رسید و با شروع حفر چاه دوم به دلیل نامعلومی عملیات متوقف و هر دو چاه مسدود گردیدند.

امتیاز دارسی

در اواخر قرن نوزدهم (۱۸۹۵) ژاک دو مورگان (Jacques de Morgan) فرانسوی که از طرف دولت فرانسه به تحقیقات علمی در ایران مشغول بود مقاله­ای در مجله معادن پاریس (Les Annales des Mines) در باره منابع نفتی قند شیرین در نزدیکی قصر شیرین منتشر کرد. در این هنگام یک نفر ارمنی به­نام آنتوان کتابچی ­خان که در آن موقع رئیس کل گمرکات ایران بود این مقاله را خواند و چون در مسافرت به نقاط غرب از آثار سطحی نفت مطلع شده بود مطمئن گردید که در ایران منابع سرشاری از نفت وجود دارد. این شخص با سرهنری دروموند ولف وزیر مختار قبلی انگلیس در ایران نیز دوست بود، لذا برای دیدار او به پاریس رفت و اطلاعات خود را با او در میان گذاشت و از او خواست تا وی را با سرمایه داران انگلیسی آشنا نماید تا او بتواند آنها را تشویق به کسب امتیاز اکتشاف نفت در ایران بنماید.

در چنین موقعیتی سرهنری دروموند ولف از پاریس به لندن رفت و در آنجا این موضوع را با شخص ثروتمندی بنام ویلیام ناکس دارسی (William Knox D’Arcy) استرالیایی در میان نهاد و اورا تشویق به سرمایه گذاری در منابع نفت ایران کرد. به­دنبال این مذاکرات از کتابچی خان خواسته شد تا به لندن برود و با دارسی آشنا شود. کتابچی خان به لندن رفت و اطلاعاتی راجع به منابع نفت ایران در اختیار دارسی قرارداد و از نوشته های ژاک دو مرگان به­­عنوان شاهد گفته­های خود استفاده کرد. در نتیجه، دارسی تصمیم گرفت که زمین­شناس مطلع و کارآزموده ای را به­نام برلز (H.T. Burles) به همراه معاونش دالتن (Dalton) استخدام و به ایران اعزام نماید تا در این باره گزارش جامعی به او بدهند. این متخصصین پس از مطالعه در محل، گزارش رضایت بخشی ارائه داده و متذکر شدند که کشف نفت در حوالی قصر شیرین و شوشتر بسیار محتمل و در نقاط دیگرهم امید بسیاری وجود دارد.

در بهار سال ۱۹۰۱ آقای آلفرد ماریوت (Alfred L. Marriot) نماینده دارسی که عموزاده و محرم او نیز بود به­همراه کتابچی خان برای گفتگو به ایران رفت تا از دولت ایران امتیازی تحصیل نماید. ضمنا ماریوت سفارش­نامه­ای از سردروموند ولف برای وزیر مختار انگلیس که در آن وقت سر آرتور هاردینگ (Sir Arthur Hardinge) بود به­همراه داشت که همه نوع مساعدت با او بنمایند.

ماریوت و کتابچی خان پس از ورود به تهران پیشنهادی تنظیم کرده و به مظفرالدین شاه تسلیم نمودند. شاه که نگران مخالفت دولت روس بود از قبول آن امتناع کرد. در این موقع هاردینگ دخالت نمود و به ملاقات اتابک (امین­السلطان) رفت و از او تقاضای مساعدت نمود و ضمناً به ماریوت دستور داد که مواعید لازمه را به متصدیان امر داده و آنها را به نحو مطلوب تطمیع نماید. به پیشنهاد اتابک مقرّر شد که هاردینگ نامه­ای به­خط فارسی شکسته برای او بفرستد و شرایط عمده امتیاز را در آن ذکر نماید تا او در موقع مناسبی نامه مزبور را به سفارت روس تسلیم نماید. اتابک این نامه را دریافت کرد و در زمانی که مترجم سفارت روس در تهران حضور نداشت و به ییلاقات کوهستانی رفته بود نامه را به سفارت روس فرستاد. طبیعتا ترجمه نامه ارسالی تا بازگشت مترجم به تاخیر افتاد و اقدامی در مورد آن صورت نگرفت. در این فاصله اتابک از موقعیت استفاده کرد و به اطلاع هیئت دولت رساند که چون سفارت روس به نامه او جواب نداده است دال بر این می­باشد که اعتراضی در این ضمینه نداشته است. لذا هیئت دولت نظر اتابک را تایید کرد و واگذاری امتیاز اکتشاف نفت به دارسی را تصویب نمود. بالاخره در ماه می ۱۹۰۱ (۵ سال قبل از برقراری مشروطیت) امتیاز اکتشاف نفت توسط دارسی در سراسر کشور (به استثنای پنج ایالت شمالی مجاور روسیه: آذربایجان، گیلان، مازندران، گرگان و خراسان) در امتیاز­نامه­ای مشتمل بر ۱۸ فصل، برای مدت شصت سال به امضای مظفرالدین شاه قاجار رسید. در مقابل دارسی متعهد شد که در ظرف دو سال شرکتی را تاسیس نموده و اقدامات لازم جهت اکتشاف و بهره برداری را شروع نماید. او همچنین متعهد شد که بیست هزار سهم یک پوندی را به ایران واگذار نماید و بیست هزار پوند هم وجه نقد پرداخت کرده و سالانه ۱۶ درصد منافع حاصله را به­عنوان حق امتیاز به دولت ایران بپردازد. بعلاوه به ایران حق داده شد که یک نفر نماینده از طرف خود در شرکت داشته باشد. در دنباله این جریان شرکتی بنام شرکت اولیه اکتشاف (The First Exploration Company) با سرمایه ششصد­هزار پوند تشکیل گردید و یک گروه حفاری تحت نظر ویلیام رینولدز (William Reynolds) به ایران فرستاده شد. رینولدز در سنین پنجاه سالگی بود و از تجربه کافی عملیات حفاری درسوماترا برخوردار بود، بعلاوه چون قبلا در هندوستان در زمینه مدیریت تجربه آموخته بود، سرپرستی کلیه امور در مناطق حفاری به او واگذار شد. همچنین چند مهندس و تعدادی حفار لهستانی و یک دکتر را راهی ایران نمودند.

کشف نفت در مسجد سلیمان

حدود شش ماه پس از کسب امتیاز توسط دارسی، ماشین آلات حفاری به منطفه­ای بنام چاه سرخ در حوالی قصر شیرین و در بین راه تهرانبغداد رسید و عملیات حفاری آغاز گردید. اولین چاه در این منطقه در تابستان ۱۹۰۳ در عمق ۵۰۷ متری به مقداری گاز و آب شور برخورد کرد و چند ماه بعد چاه دوّم نیز در عمق مشابهی به نفت رسید. در ژانویه ۱۹۰۴ بهره برداری از چاه شماره ۲ به میزان ۱۲۰ بشکه در روز آغاز شد ولی چون این بازدهی بسیار اندک و فاصله منطقه از خلیج فارس زیاد بود بهره برداری از آن مناسب تشخیص داده نشد. علاوه بر آن این چاه ناگهان خشک گردید. در نتیجه دستگاه­های حفاری به مناطق جنوبی­تر یعنی حوالی شوشتر انتقال یافت. دارسی تا اواخر سال ۱۹۰۴ مبلغی در حدود ۲۲۵۰۰۰ پوند در ایران سرمایه گزاری کرده ولی به نتیجه نرسیده بود، لذا قصد واگزاری امتیاز خود به دیگران از جمله فرانسویان را داشت که لرد فیشر (Lord Fisher) به فرماندهی نیروی دریائی انگلیس تعیین گردید.

لرد فیشر از مدتها قبل در صدد بود که سوخت کشتی­های جنگی انگلیس را از زغال سنگ به نفت تبدیل کند و برای انجام این امر به ۵۰۰۰۰ تن (۳۰۰۰۰۰ بشکه) نفت در سال نیاز داشت. او از یکی از سرمایه داران انگلیسی بنام لرد استراتکونا (Lord Strathcona) خواست تا با سرمایه خود به دارسی کمک کند و بخشی از سهام شرکت او را خریداری نماید. از طرف دیگر وسایلی فراهم شد تا شرکت نفت برمه که آن نیز یک شرکت انگلیسی بود، بخش دیگری از سهام شرکت دارسی را خریداری و به این ترتیب به اکتشافات نفتی در ایران کمک نماید. این شرکت علاوه بر دراختیار داشتن چاه­های نفت در برمه دارای تصفیه­خانه­ای در رانگون بود، ولی به دلیل محدود بودن ذخایر نفتی شناخته شده برمه توانایی تامین نیازمندی­های نفتی نیروی دریایی انگلستان را نداشت. درنتیجه در ماه می سال ۱۹۰۵ با همکاری شرکت نفت برمه و لرد استراتکونا شرکت جدیدی بنام سندیکای امتیازات (Concession Syndicate) که مرکز آن در گلاسگو بود جایگزین شرکت قبلی گردید. شرکت جدید برای پیشبرد مقاصد خود قراردادی با سران ایل بختیاری امضا کرد و آنها متعهد شدند که در برابر دریافت حقوق معینی حفاظت اموال و تاسیسات شرکت را در منطقه عملیات عهده دارگردند.۱ این شرکت حفاری­های خود را به نزدیکی رامهرمز منتقل نمود و در این منطقه دو حلقه چاه به عمق های ۶۶۱ و ۵۹۱ متر حفر کرد ولی هیچکدام به نفت نرسیدند. لذا عملیات حفاری تحت سرپرستی ویلیام رینولدز به منطقه مسجد سلیمان منتقل گردید. حفاری اولین چاه در ژانویه ۱۹۰۸ آغاز وحفاری چاه دوم در ماه مارس همان سال شروع شد. در ماه آوریل، عدم دسترسی به نفت کم­کم باعث نومیدی گردیده و مقامات شرکت را به فکر توقف عملیات انداخته بود. در این مورد در تاریخ ۲۰ ماه می ۱۹۰۸ تلگرافی از طرف شرکت برای رینولدز ارسال و از او خواسته شد که عملیات حفاری را تعطیل و ماشین آلات را به بندر محمره (خرمشهر ) منتقل کند. از شگفتی های سرنوشت اینکه رینولدز که امید زیادی به مسجد سلیمان داشت تصمیم گرفت که تا رسیدن متن کتبی دستور باپست به عملیات حفاری ادامه دهد. درنتیجه در ساعت چهار و نیم صبح ۲۶ ماه می ۱۹۰۸ اولین چاه در عمق ۳۶۰ متری به نفت رسید و نفت و گاز تا ارتفاع ۱۵ متری فوران نمود و رینولدز دست به اقدامات احتیاطی و کنترل چاه زد. چند روز بعد چاه دوّم در عمق ۳۰۷ متری به نفت رسید و نفت با فشار زیاد فوران نمود.

رینولدز به کار خود در شرکت ادامه داد تا اینکه در سال ۱۹۱۱ به خدمت او خاتمه داده شد. او به ونزوئلا رفت و در فعالیتهای اکتشاف نفت در آن کشور شرکت نمود و در سال ۱۹۲۵ دنیا را بدرود گفت.

به دنبال کشف نفت در ۱۹۰۸ در مسجد سلیمان، نفت در میدان­های دیگری نیز کشف شدند که تعدادی از آنها عبارتند از: نفت شاه (۱۹۲۳)، هفتگل (۱۹۲۷)، آقاجاری (۱۹۳۶)، گچساران (۱۹۳۷)، نفت سفید (۱۹۳۸)، اهواز (۱۹۵۸) و خارک، پازنان و بی­بی­حکیمه (۱۹۶۱).

تاسیسات تصفیه و بارگیری نفت در آبادان

به دنبال کشف نفت در مسجد سلیمان، در ماه آوریل ۱۹۰۹ نام شرکت از سندیکای امتیازاتبه شرکت نفت انگلیس و ایران” (Anglo-Persian Oil Company) تغییر یافت. در این تغییر و تبدیلات، تمام حقوق دارسی به شرکت جدید انتقال یافت و خود او به عضویت هیئت مدیره شرکت در آمد.۲ در این هنگام به منظور بهره برداری از منابع کشف شده تصمیم گرفته شد تا نفت خام از مسجد سلیمان با خط لوله­ای بطول ۲۲۰ کیلومتر به آبادان منتقل و در آن محل تاسیسات تصفیه و بارگیری نفت ایجاد گردد. اراضی مورد نیاز پالایشگاه را شیخ خزعل حاکم محمره (خرمشهر) به­موجب قراردادی در اختیار شرکت گذاشت و توافق شد که علاوه بر اجاره سالانه، وامی به مبلغ ده هزار پوند به شیخ داده شود و شخص شیخ و خانواده­اش از حمایت دولت انگلیس برخوردارگردند. عملیات احداث خط لوله در اکتبر۱۹۰۹ شروع و در سال ۱۹۱۲ تکمیل گردید و اولین محموله نفت خام در این سال صادر شد. تعداد جاه­های نفت مسجد سلیمان بتدریج افزایش یافت و در سال ۱۹۱۴ به ۳۰ حلقه رسید. بهره برداری از پالایشگاه آبادان در سال ۱۹۱۴ با ظرفیت ۱۲۰۰۰۰ تن (معادل۷۲۰۰۰۰ بشکه) در سال آغاز گردید. بین سالهای ۱۹۱۵و ۱۹۱۹ خط لوله دیگری برای حمل نفت از مسجد سلیمان به آبادان کشیده شد و ظرفیت دو خط لوله به سه میلیون تن (۱۸ میلیون بشکه) در سال رسید. همچنین ظرفیت پالایشگاه آبادان تا یک میلیون تن (معادل شش میلیون بشکه) در سال، در پایان جنگ جهانی اول افزایش یافت.

لازم به تذکر است که تا سال ۱۹۲۳ تقریبا تمام نفت مصرفی کشور که بالغ بر ۲۹۰۰۰ تن (۱۷۴۰۰۰ بشکه) می­گشت از روسیه تأمین می­شد و حتی در سال ۱۹۲۹ که مصرف نفت در کشور بالغ بر ۷۲۰۰۰ تن (۴۳۲۰۰۰ بشکه) شده بود باز هم هفتاد در صد نفت مصرفی از روسیه وارد میشد. از سال ۱۹۳۳ توزیع نفت در سراسر کشور از نفت داخله تامین می­گردید و مصرف آن رو به افزایش بود بطوریکه در سال ۱۹۴۱ این مصرف بالغ بر۲۷۰۰۰۰ تن (۱۶۲۰۰۰۰ بشکه ) گردید.

نتیجه

با کشف نفت در مسجد سلیمان با سرمایه گذاری ویلیام ناکس دارسی استرالیایی، نام ایران به عنوان خاستگاه نخست صنعت نفت خاورمیانه ثبت شد و فصل جدیدی در تاریخ ژئوپلیتیک و اقتصادی خاورمیانه گشوده شد. بعلاوه کشف نفت در ایران و اداره آن توسط یک شرکت انگلیسی به دولت انگلستان اجازه داد تا به یک منبع مهم انرژی دسترسی پیدا کند و این دسترسی برای موفقیت انگلستان در جنگ جهانی اول سرنوشت ساز بود.۳ بلاخره کشف نفت در ایران کمپانی­های نفتی بین المللی را تشویق کرد تا در سایر کشور های منطقه خاورمیانه دست به اکتشاف نفت بزنند و به ذخایر عظیمی دسترسی پیدا کنند. به این ترتیب نفت در عراق در سال ۱۹۲۳، در بحرین در سال ۱۹۳۲، در کویت درسال ۱۹۳۷، در عربستان سعودی در سال ۱۹۳۸ و در قطر در سال ۱۹۳۹ کشف گردید و عامل اصلی بحران­های سیاسی منطقه و موفقیت­ها و ناکامی­های مردم آن شد.

منابع چاپی

ستوده تهرانی، علی اصغر (۱۳۷۱). نگاهی کوتاه به صنعت نفت. تهران، چاپخانه رشدیه. ۲۲۱ صفحه.

فاتح، مصطفی (۱۳۸۴). ۵۰ سال نفت ایران. تهران، نشر علم. ۶۸۲ صفحه.

وحید مازندرانی، ع (۱۳۵۰). امتیاز نامه دارسی امتیازنامچه نفت و موم طبیعی معدنی“. مجموعه عهد نامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، ۵۵۹ قبل از میلاد ۱۹۴۱ (۱۳۲۰ شمسی). صفحات ۲۰۹ تا ۲۱۱. تهران، انتشارات وزارت امور خارجه شاهنشاهی. ۲۳۸ صفحه.

منابع اینترنتی

فریدون قاسمی (نویسنده مقاله)

ویلیام ناکس دارسی

ماریوت نماینده دارسی

ویلیام رینولدز (کارشناس حفاری)

۱۱ این قرارداد که با پادرمیانی کنسول انگلیس در اصفهان و بدون اطلاع مقامات دولتی ایران انعقاد یافته بود، هیچگاه مورد شناسایی و قبول دولت ایران واقع نشد و سرانجام در سال ۱۹۲۴ پس از روی کار آمدن رضاشاه پهلوی رسماً لغو گردید.

۲۱ در سال ۱۹۳۵ نام شرکت به Anglo-Iranian Oil Company و در سال ۱۹۵۴ به British Petroleum (BP) تغییر یافت.

۳۲ در جریان جنگ جهانی اول، خطوط لوله انتقال نفت و تلمبه خانه­های آن مورد خرابکاری عوامل آلمانی قرارگرفت و تعمیر آنها شش ماه بطول انجامید.